رسانه تصویری خبر۲۴

بدعهدی رژیم صهیونیستی

بدعهدی رژیم صهیونیستی

با جستجو در تاریخ نمی توان توافق یا قراردادی را سراغ گرفت که رژیم صهیونسیتی به مفاد آن پایبند مانده باشد و نشان داده باشد که به تعهدی که به طرف مورد مخاصمه یا طرف ثالث داده است پایبند مانده باشد، یکی از آخرین نمونه های آن پیمانی است که…

- اندازه متن +

گزارش اختصاصی خبر ۲۴؛ در نمونه ای دیگر بعد از انعقاد یادداشت تفاهم میان ایالات متحده آمریکا و ایران و پایبندی این رژیم به مفاد این یادداشت تفاهم به جنوب لبنان حمله کرده است و صدهها نفر از شیعیان لبنان را به شهادت رسانده است. افکار عمومی فراموش نکرده است که هنوز سه روز از امضای توافق آتش‌بس میان لبنان و رژیم صهیونیستی نگذشته بود که این رژیم بار دیگر با بی‌اعتنایی کامل به تمام تعهدات، حملات خود را به جنوب لبنان از سر گرفت. توافقی که در ظاهر با فشار و میانجی‌گری ایالات متحده شکل گرفت، از دو مسیر موازی پیش رفت؛ یک ضلع آن توافق رسمی میان دولت لبنان و رژیم صهیونیستی بود و ضلع دیگر، مجموعه‌ای از تفاهمات هم‌زمان میان ایران و آمریکا که بند نخست آن صراحتاً بر برقراری آتش‌بس در جبهه لبنان و سپس کاهش تنش در سایر جبهه‌های مقاومت تأکید داشت.

اما واقعیت میدانی نشان داد که این بند، حتی در حد یک تعهد اولیه نیز از سوی رژیم صهیونیستی جدی گرفته نشد. به گزارش عصر ایرانیان، در همین چارچوب، مسئله صرفاً نقض یک توافق محدود نیست، بلکه تکرار یک خطای راهبردی در شیوه مواجهه دیپلماتیک است؛ خطایی که در آن تصور می‌شود می‌توان با اتکا به میانجی‌گری و تضمین‌های آمریکا، طرف مقابل را به اجرای تعهدات وادار کرد. اما تجربه‌های مکرر نشان داده است که این اعتماد، بارها با شکست مواجه شده و نتیجه آن چیزی جز تکرار نقض توافقات نبوده است. در عمل، این روند به وضعیتی منتهی شده که در آن، طرف مقابل همه امتیازات را دریافت می‌کند، اما در میدان هیچ تعهدی را جدی نمی‌گیرد؛ وضعیتی که در ادبیات سیاسی منطقه‌ای از آن با تعابیری چون «دور در برابر آب‌نبات» یاد می‌شود؛ یعنی واگذاری امتیازات واقعی در برابر وعده‌هایی که پشتوانه اجرایی ندارند.

در ادامه این روند، مقامات ارشد رژیم صهیونیستی از جمله نخست‌وزیر و وزیر جنگ این رژیم، عملاً با مواضع علنی و رفتار میدانی خود، مفهوم توافق را بی‌اعتبار کرده‌اند. بر اساس همین رویکرد، آن‌ها به‌صراحت یا در عمل اعلام کرده‌اند که حضور و عملیات نظامی در جنوب لبنان محدود به هیچ چارچوب واقعی آتش‌بس نخواهد بود و این منطقه همچنان «حوزه آزادی عمل نظامی» تلقی می‌شود؛ رویکردی که در عمل به معنای دهن‌کجی آشکار به توافقات و بی‌اثر کردن هرگونه چارچوب سیاسی است. همچنین برخی اظهارات و شواهد میدانی نشان می‌دهد که حق بازگشت امن مردم جنوب لبنان به مناطق خود نیز با تهدید جدی مواجه شده و فضای امنیتی به‌گونه‌ای طراحی شده که بازگشت و تثبیت زندگی عادی را مختل کند. در همین چارچوب، حملات دیشب به روستای مجدل زون یکی از شدیدترین نمونه‌های این نقض آتش‌بس گزارش می‌شود. انفجارهای سنگین و پیاپی در این منطقه رخ داده و بخش‌هایی از روستا هدف بمباران و تخریب گسترده قرار گرفته است. گزارش‌های میدانی از آسیب جدی به خانه‌های مسکونی، انفجارهای متوالی و ویرانی زیرساخت‌های محلی حکایت دارد؛ به‌گونه‌ای که این حملات عملاً ماهیت روستا را به‌شدت دگرگون کرده و از گستردگی تخریب در منطقه خبر می‌دهد.

شدت حملات به حدی بوده که حتی در مناطق دورتر نیز بازتاب آن احساس شده است. این سطح از حملات در شرایطی انجام می‌شود که آتش‌بس هنوز در ابتدایی‌ترین روزهای خود قرار دارد، اما رژیم صهیونیستی عملاً هیچ التزامی به آن نشان نداده است. هم‌زمان، روند هدف‌گیری زیرساخت‌های راهبردی مقاومت در جنوب لبنان نیز ادامه دارد؛ از جمله تلاش برای تخریب تونل‌های نظامی، مراکز پهپادی و سکوهای موشکی حزب‌الله، که نشان می‌دهد هدف صرفاً فشار مقطعی نیست، بلکه یک راهبرد فرسایشی و بلندمدت برای تضعیف توان مقاومت دنبال می‌شود. در کنار آن، هدف قرار گرفتن نیروهای مقاومت در مناطق جنوبی نیز بر شدت و پیچیدگی این مرحله از درگیری‌ها افزوده است. در مقابل، دولت لبنان به دلیل ساختار سیاسی شکننده، فشار جریان‌های غرب‌گرا و وابستگی‌های مستقیم و غیرمستقیم به ایالات متحده، عملاً توان واکنش مؤثر و بازدارنده را از دست داده و در موقعیت انفعال قرار گرفته است. این خلأ، عملاً میدان را برای ادامه تجاوزات بازتر کرده و هزینه نقض توافق را برای رژیم صهیونیستی نزدیک به صفر نگه داشته است. در چنین شرایطی، نگاه‌ها بیش از پیش به نقش‌آفرینی جمهوری اسلامی ایران دوخته شده است؛ به‌عنوان بازیگری که در معادلات منطقه‌ای ستون اصلی محور مقاومت شناخته می‌شود.

از این منظر، انتظار می‌رود در برابر تداوم نقض آتش‌بس و تبدیل آن به پوششی برای عملیات نظامی، سیاستی فعال‌تر، بازدارنده‌تر و متناسب با واقعیت‌های میدانی اتخاذ شود تا توازن قوا بیش از این به نفع طرف متجاوز تغییر نکند. در نهایت، اگر این روند بدون هزینه ادامه پیدا کند، آتش‌بس از کارکرد اصلی خود خارج شده و به ابزاری برای استمرار عملیات نظامی، تخریب زیرساخت‌ها، فشار بر غیرنظامیان و تغییر تدریجی واقعیت میدانی در جنوب لبنان تبدیل خواهد شد.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *