رسانه تصویری خبر۲۴

مذاکره، راهبرد و هدف نیست فن و ابزار است

مذاکره، راهبرد و هدف نیست فن و ابزار است

قطعا برای بیرون کردن دشمن از منطقه و تثبیت دستاوردهای دفاع مقتدرانه و جنگ، مذاکره هم ضروری می‌نماید.

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ دکتر فرهاد زیویار طی یادداشتی نوشت:

برای هر عقل سلیمی پرواضح است که در مقابل دشمن غاصب و جنایتکار، جنگیدن و مقاومت‌کردن یک اصل اساسی است. در چنین وضعیتی پیروزی‌های رزمندگان و تاب‌آوری و مقاومت مردمی هیچ بدیلی نخواهد داشت و مذاکره بر وزن معامله‌کردن و بده‌بستان هیچ معنایی پیدا نمی‌کند. دشمن متعرض امنیت و خانه شما شده است. در چنین وضعیتی باید برای دشمن شرط‌گذاری کرد؛ به همان سبک و سیاقی که رهبر دوراندیش‌مان متذکر شدند مذاکره‌کنندگان هم باید در طریق این شرط‌گذاری‌ها گام بردارند، به اسم مذاکره نباید برای دشمن فرصت ایجاد کرد تا دیپلماسی به ابزاری برای فرار و خروج از شرایطی که به آن دچار شده و در آن احساس ضعف و شکست و آشفتگی می‌کند مبدل شود. وقتی همه توطئه‌های فتنه‌انگیزانه و نقشه‌های جنگی دشمن در جبهه داخلی و میدان جنگ به بن‌بست رسیده، چرا باید به او فرصت نفس‌کشیدن داده شود؟ چرا باید فتنه و جنگی که ابتکار عمل آن با مقاومت و حضور مردم در خیابان و قطع شریان‌های حیاتی دشمن با بستن تنگه‌هرمز در میدان جنگ توسط رزمندگان، معادلات منطقه و جهان را تحت‌تاثیر قرار داده، در نامناسب‌ترین زمان، مذاکره متوقف شود و طرف مقابل فرصت بازسازی، جابه‌جایی نیرو و تجهیزات، ترمیم ائتلاف‌ها و طراحی سناریوهای جدید پیدا کند؟! دستاوردهایی که در میدان و با مقاومت به‌دست آمده‌اند، حتما برای گام‌های بعدی تثبیت لازم دارند، اگر هم مذاکره‌ای در میان باشد نباید روی میز مذاکره با چانه‌زنی به معامله گذاشته شوند. قطعا دشمن غاصب و جنایتکار در این معامله نه تنها چیزی کف دست شما نخواهد گذاشت بلکه شما را بدهکار هم خواهد کرد. در معنای علوم انسانی، غصب و جنایت نوعی از جنون است که حقوق و مرزهای طبیعت انسانی و عقل را زیر پا می‌‌گذارد. در حین انجام دو دور مذاکره خام‌اندیشانه، ترور و به شهادت رساندن فرماندهان رشید کشور، تعرض بی‌دلیل به خاک کشور، ترور ناجوانمردانه امام شهید، کشتار کودکان بی‌گناه و مردم مظلوم، قتل‌عام ناوبران و سربازان بی‌دفاع در وسط اقیانوس هند موضوعاتی بود که در حین این پیروزی‌ها می‌توانست طلبکارانه در دستور کار مذاکره قرار داده شود. مذاکره باید برای یادآوری و طلب خسارت‌ها مورد استفاده قرار گیرد نه پیروزی‌ها و دستاوردها. تیم  جنایتکار آمریکا در شرایط فعلی تا وارد آمدن و تحمیل یک شکست راهبردی فاصله چندانی نداشت و ندارد و نباید این فرصت ذی‌قیمت به آنها داده می‌شد. توقف بی‌موقع و زودهنگام میدان و چیدن این میوه کال پیروزی با هدف و پشتوانه و ابزار مذاکره، تا حدودی این موقعیت مغتنم را گرفت و به طرف مقابل داد تا شکست میدانی خود را به فرصتی برای طراحی اقدامات جدید علیه ایران تبدیل کند. میدان و خیابان ابزار نیستند که در جلسات و هر وقت دل‌مان خواست در مورد بود و نبود آنها اظهارنظر کنیم بلکه پشتوانه‌هایی راهبردی هستند که ماحصل سال‌ها مبارزه، شهادت‌ها و ایثارگری‌ها و خون دل خوردن امام و امت به شمار می‌روند و نباید مبدل به ابزاری برای رسیدن به مذاکرات خام‌اندیشانه شوند. تا جایی که در متون و درس‌های علم سیاست قابل خواندن است، دیپلماسی و مذاکره یک مهارت و فن است که در منازعات و بحران‌ها، زمانی معنا پیدا می‌کند که در خدمت تثبیت دستاوردهای میدان و مقاومت (‌حمایت‌ها و همراهی‌های مردمی‌) باشد. علی‌ای‌حال شاید تق‌و‌لق بودن این تفاهم‌نامه به خاطر اشتباه راهبردی دست‌اندرکاران و تیم مذاکره‌کننده به دلایل زیر باشد: ۱- اتکای صرف به فن مذاکره ۲-نگرش غلط در خوشبینی صرف به امضا‌ها و توافق‌ها و همراه شدن با مناسبات و نهادمندی نظام بین‌الملل. در زمان جنگ و منازعه دیپلمات‌ها باید به‌جای اعتماد و اتکای راهبردی به فوت و فن مذاکره و توافق‌ها و امضاها و نهادمندی پوچ نظام بین‌الملل، مستظهر به ایثارگری‌ها، شهادت‌طلبی و پشتیبانی رزمندگان در میدان نبرد و همراهی و مقاومت مردم باشند. پس تفاهم‌نامه و مذاکره راهبردی، هدف و نقطه اتکا نمی‌تواند باشد بلکه فن و ابزار است.
ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *