-
اندازه متن
+
به گزارش خبر ۲۴؛ دکتر رضا عیسینیا طی یادداشتی نوشت:
حضور بیسابقه و ۳۸ میلیونی مردم و روحانیت در تهران (بیش از ۱۴ میلیون)، قم (بیش از دومیلیون)، نجف اشرف (بیش از چهار میلیون)، کربلای معلی (بیش از شش میلیون) و مشهد (بیش از ۱۲ میلیون) فراتر از یک آیین سوگواری، یک «رفراندوم عظیم تمدنی» بر زنده بودن، پویایی و فراملی بودن اسلام سیاسی است. این یادداشت با واکاوی جامعهشناختی این حضور عظیم، مؤلفههای «بینالاذهانی بودن»، «دسترسپذیری» و «نقش روحانیت در امتسازی» را به عنوان تضمینکننده آینده هندسه مقاومت تبیین میکند.
۱. مقدمه: بازخوانی مفهوم اسلام سیاسی در پرتو شهادت و استکبارستیزی اسلام سیاسی، نه یک واکنش زودگذر بلکه «آموزهای از متن اصلی و جزو ذات اسلام» است. سیاست در بطن آموزههای دین اسلام نهفته است و تفکیک آنها بدعتی نارواست. شاخصههای اصلی اسلام سیاسی از منظر طرفدارانش، شامل «نه گفتن به استعمار»، «واکنش علیه تجاوزهای خارجی» و «بازگرداندن غرور و عظمت اسلامی» است. در خرداد و تیر ۱۴۰۵، جهان اسلام شاهد بارزترین مصداق این شاخصهها بود. تجاوز گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران، بمباران مناطق جنوبی و از همه دردناکتر، به شهادت رساندن ۱۶۸ دانشآموز معصوم در مدرسه شجره طیبه میناب، چهره واقعی استکبار جهانی را بیش از پیش آشکار ساخت. در نهم اسفند ۱۴۰۵ و در اوج این جنگ تحمیلی، شهادت رهبر کبیر انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، به همراه چهار نفر از اعضای خانوادهشان، نهتنها موجب تضعیف روحیه مقاومت نشد بلکه به نقطه عطفی در تاریخ معاصر تبدیل شد. دشمن تصور میکرد با حذف فیزیکی رهبران و تروریسم دولتی علیه کودکان، اسلام سیاسی را به زانو درمیآورد؛ اما معادلات را کاملا وارونه خوانده بود. خون شهدای میناب و خون رهبر شهید، و دیگر شهدای جنگ رمضان؛ موتور محرکی شد برای بروز پدیدهای عظیم که در تاریخ بینظیر بود.
۲. پدیدهشناسی حضور ۳۸ میلیونی؛ اثبات عملی «بینالاذهانی بودن» و «دسترسپذیری» برای اثبات برتری و سلطه اسلام سیاسی در جهان اسلام، باید سه مؤلفه کلیدی یعنی «قابلیت اعتبار»، «قابلیت بینالاذهانی بودن» و «قابلیت دسترس بودن» را در نظر گرفت. حماسه تشییع رهبر شهید، پاسخی کوبنده و عملی به این مؤلفههای نظری است:
الف) قابلیت بینالاذهانی بودن (پذیرش فراگیر ایدهها): مراد از بینالاذهانی بودن، یعنی پذیرش ایدههای اسلام سیاسی از سوی تودههای مردم به گونهای که به یک باور جمعی تبدیل شود. حضور ۱۴ میلیونی در تهران و دو میلیونی در قم، نشان میدهد که اسلام سیاسی در ایران، از مرحله یک «گفتمان نخبگانی» به یک «واقعیت کاملا مردمی و زیسته» تبدیل شده است. این جمعیت عظیم، نمایندگان اقشار مختلف، از بازار و دانشگاه گرفته تا کارگر و کارمند، همگی تحت پرچم واحد «ولایت و استکبارستیزی» گرد هم آمدند. این همگرایی، نشان میدهد که ذهنیتسازی رسانهای آمریکا در برابر اراده پولادین ملت ایران کاملا شکست خورده است.
ب) قابلیت دسترس بودن (درمان درد جامعه): اسلام سیاسی دینی را مطرح میکند که «باورهای دینی را با زندگی روزمره عجین میسازد و دردی از جامعه را درمان میکند». فاجعه میناب و شهادت کودکان، دردی جانکاه بر پیکره جامعه اسلامی بود اما نحوه مواجهه مردم با این درد، از جنس اسلام سیاسی بود.
۱. مقدمه: بازخوانی مفهوم اسلام سیاسی در پرتو شهادت و استکبارستیزی اسلام سیاسی، نه یک واکنش زودگذر بلکه «آموزهای از متن اصلی و جزو ذات اسلام» است. سیاست در بطن آموزههای دین اسلام نهفته است و تفکیک آنها بدعتی نارواست. شاخصههای اصلی اسلام سیاسی از منظر طرفدارانش، شامل «نه گفتن به استعمار»، «واکنش علیه تجاوزهای خارجی» و «بازگرداندن غرور و عظمت اسلامی» است. در خرداد و تیر ۱۴۰۵، جهان اسلام شاهد بارزترین مصداق این شاخصهها بود. تجاوز گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران، بمباران مناطق جنوبی و از همه دردناکتر، به شهادت رساندن ۱۶۸ دانشآموز معصوم در مدرسه شجره طیبه میناب، چهره واقعی استکبار جهانی را بیش از پیش آشکار ساخت. در نهم اسفند ۱۴۰۵ و در اوج این جنگ تحمیلی، شهادت رهبر کبیر انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، به همراه چهار نفر از اعضای خانوادهشان، نهتنها موجب تضعیف روحیه مقاومت نشد بلکه به نقطه عطفی در تاریخ معاصر تبدیل شد. دشمن تصور میکرد با حذف فیزیکی رهبران و تروریسم دولتی علیه کودکان، اسلام سیاسی را به زانو درمیآورد؛ اما معادلات را کاملا وارونه خوانده بود. خون شهدای میناب و خون رهبر شهید، و دیگر شهدای جنگ رمضان؛ موتور محرکی شد برای بروز پدیدهای عظیم که در تاریخ بینظیر بود.
۲. پدیدهشناسی حضور ۳۸ میلیونی؛ اثبات عملی «بینالاذهانی بودن» و «دسترسپذیری» برای اثبات برتری و سلطه اسلام سیاسی در جهان اسلام، باید سه مؤلفه کلیدی یعنی «قابلیت اعتبار»، «قابلیت بینالاذهانی بودن» و «قابلیت دسترس بودن» را در نظر گرفت. حماسه تشییع رهبر شهید، پاسخی کوبنده و عملی به این مؤلفههای نظری است:
الف) قابلیت بینالاذهانی بودن (پذیرش فراگیر ایدهها): مراد از بینالاذهانی بودن، یعنی پذیرش ایدههای اسلام سیاسی از سوی تودههای مردم به گونهای که به یک باور جمعی تبدیل شود. حضور ۱۴ میلیونی در تهران و دو میلیونی در قم، نشان میدهد که اسلام سیاسی در ایران، از مرحله یک «گفتمان نخبگانی» به یک «واقعیت کاملا مردمی و زیسته» تبدیل شده است. این جمعیت عظیم، نمایندگان اقشار مختلف، از بازار و دانشگاه گرفته تا کارگر و کارمند، همگی تحت پرچم واحد «ولایت و استکبارستیزی» گرد هم آمدند. این همگرایی، نشان میدهد که ذهنیتسازی رسانهای آمریکا در برابر اراده پولادین ملت ایران کاملا شکست خورده است.
ب) قابلیت دسترس بودن (درمان درد جامعه): اسلام سیاسی دینی را مطرح میکند که «باورهای دینی را با زندگی روزمره عجین میسازد و دردی از جامعه را درمان میکند». فاجعه میناب و شهادت کودکان، دردی جانکاه بر پیکره جامعه اسلامی بود اما نحوه مواجهه مردم با این درد، از جنس اسلام سیاسی بود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟