-
اندازه متن
+
به گزارش خبر ۲۴؛ دکتر جواد منصوری طی یادداشتی نوشت:
طی بیش از ۱۰ قرن گذشته، رویدادهای مهمی که در یکی از این کشورها رخ داده، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بر دیگر کشورها اثر گذاشته است.
انقلاب اسلامی ایران نیز بنا بر ماهیت و رسالت خود، در جهت تقویت و تعمیق همکاریها و مبادلات میان کشورهای اسلامی حرکت کرد و در این مسیر، دستاوردهای مهمی بهدست آورد. یکی از مهمترین نتایج این روند، شکلگیری و تقویت جبههای شناختهشده و اثرگذار در منطقه با عنوان «محور مقاومت» بود؛ جریانی که در برابر سلطهطلبی غرب در منطقه ایستاده و امروز نیز یکی از مؤثرترین واقعیتهای سیاسی خاورمیانه بهشمار میرود.
در یک سال گذشته، جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بار دیگر نشان داد که ایران کشوری منزوی یا جداافتاده از جهان اسلام نیست. برعکس، هر اقدام علیه ایران بر معادلات منطقهای اثر میگذارد و واکنشهای گستردهای را در میان ملتها و دولتهای مسلمان برمیانگیزد. به همین دلیل یکی از خطاهای اصلی دشمنان ایران، نادیده گرفتن همین پیوندهای عمیق و تاریخی است.
در میان همه کشورهایی که ایران با آنها روابط گسترده و ریشهدار دارد، عراق جایگاهی ویژه و استثنایی دارد. ایران و عراق در بخش بزرگی از تاریخ خود، عملا بدون مرزهای سخت و فاصلهگذار زندگی کردهاند و تنها در دوره پهلوی بود که تلاش شد میان دو کشور مرزبندی سختتری ایجاد شود. با اینحال آن سیاستها نیز نتوانستند پیوندهای تاریخی، مذهبی و مردمی دو ملت را از میان ببرند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همین پیوندهای تاریخی بهدرستی در محاسبات سیاسی دیده شد. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، عراق یکی از محتملترین صحنهها برای گسترش الگوی انقلاب اسلامی بود و همین نگرانی، یکی از زمینههای تحمیل جنگ هشت ساله بر ایران شد. اما آن جنگ نیز نتوانست عمق پیوند میان دو ملت را از بین ببرد.
ملت عراق بهدلیل پیشینه اعتقادی، فرهنگی و عاطفی خود، همواره نسبت به ایران حساس و نزدیک بوده است؛ از همینرو، پس از سقوط دولت دستنشانده عراق، بار دیگر زمینههای همگرایی میان دو کشور آشکار شد. امروز نیز با وجود تلاشهای نظام سلطه برای ایجاد فاصله میان تهران و بغداد، واقعیتهای اجتماعی و مردمی نشان میدهد که این پیوند از بینرفتنی نیست.
تشییع باشکوه رهبر شهید در نجف و کربلا که با حضور گسترده مردم عراق همراه شد، یکی از روشنترین نشانههای این همدلی تاریخی بود. این مراسم فقط یک آیین مذهبی نبود، بلکه رخدادی سیاسی و فرهنگی با پیامدهای منطقهای بهشمار میرفت؛ رخدادی که نشان داد پیوند ایران و عراق هنوز هم میتواند معادلات آینده منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
آنچه در نجف و کربلا دیده شد، برای بسیاری از ناظران جهانی غیرمنتظره بود؛ زیرا سالها برای فاصله انداختن میان دو ملت کار شده بود اما استقبال عراق از این مراسم نشان داد که حافظه تاریخی ملتها را نمیتوان بهسادگی حذف کرد. این حضور پرشور، هم نشانه همدلی با ایران بود و هم پیامی روشن به دشمنان منطقهای و فرامنطقهای که هنوز واقعیت قدرت اجتماعی و اعتقادی ایران و متحدانش را بهدرستی درک نکردهاند.
در یک جمعبندی میتوان گفت آنچه در عراق رخ داد، فقط بدرقه یک شخصیت نبود، بلکه نمایش عینی عمق پیوندهای ایران و عراق و نیز نشانهای از تقویت روحیه مقاومت در منطقه بود. این رویداد بار دیگر ثابت کرد که روابط ایران با جهان اسلام، بهویژه با عراق، نهفقط یک موضوع دیپلماتیک، بلکه بخشی از تاریخ زنده و تداومیابنده منطقه است.
انقلاب اسلامی ایران نیز بنا بر ماهیت و رسالت خود، در جهت تقویت و تعمیق همکاریها و مبادلات میان کشورهای اسلامی حرکت کرد و در این مسیر، دستاوردهای مهمی بهدست آورد. یکی از مهمترین نتایج این روند، شکلگیری و تقویت جبههای شناختهشده و اثرگذار در منطقه با عنوان «محور مقاومت» بود؛ جریانی که در برابر سلطهطلبی غرب در منطقه ایستاده و امروز نیز یکی از مؤثرترین واقعیتهای سیاسی خاورمیانه بهشمار میرود.
در یک سال گذشته، جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بار دیگر نشان داد که ایران کشوری منزوی یا جداافتاده از جهان اسلام نیست. برعکس، هر اقدام علیه ایران بر معادلات منطقهای اثر میگذارد و واکنشهای گستردهای را در میان ملتها و دولتهای مسلمان برمیانگیزد. به همین دلیل یکی از خطاهای اصلی دشمنان ایران، نادیده گرفتن همین پیوندهای عمیق و تاریخی است.
در میان همه کشورهایی که ایران با آنها روابط گسترده و ریشهدار دارد، عراق جایگاهی ویژه و استثنایی دارد. ایران و عراق در بخش بزرگی از تاریخ خود، عملا بدون مرزهای سخت و فاصلهگذار زندگی کردهاند و تنها در دوره پهلوی بود که تلاش شد میان دو کشور مرزبندی سختتری ایجاد شود. با اینحال آن سیاستها نیز نتوانستند پیوندهای تاریخی، مذهبی و مردمی دو ملت را از میان ببرند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همین پیوندهای تاریخی بهدرستی در محاسبات سیاسی دیده شد. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، عراق یکی از محتملترین صحنهها برای گسترش الگوی انقلاب اسلامی بود و همین نگرانی، یکی از زمینههای تحمیل جنگ هشت ساله بر ایران شد. اما آن جنگ نیز نتوانست عمق پیوند میان دو ملت را از بین ببرد.
ملت عراق بهدلیل پیشینه اعتقادی، فرهنگی و عاطفی خود، همواره نسبت به ایران حساس و نزدیک بوده است؛ از همینرو، پس از سقوط دولت دستنشانده عراق، بار دیگر زمینههای همگرایی میان دو کشور آشکار شد. امروز نیز با وجود تلاشهای نظام سلطه برای ایجاد فاصله میان تهران و بغداد، واقعیتهای اجتماعی و مردمی نشان میدهد که این پیوند از بینرفتنی نیست.
تشییع باشکوه رهبر شهید در نجف و کربلا که با حضور گسترده مردم عراق همراه شد، یکی از روشنترین نشانههای این همدلی تاریخی بود. این مراسم فقط یک آیین مذهبی نبود، بلکه رخدادی سیاسی و فرهنگی با پیامدهای منطقهای بهشمار میرفت؛ رخدادی که نشان داد پیوند ایران و عراق هنوز هم میتواند معادلات آینده منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
آنچه در نجف و کربلا دیده شد، برای بسیاری از ناظران جهانی غیرمنتظره بود؛ زیرا سالها برای فاصله انداختن میان دو ملت کار شده بود اما استقبال عراق از این مراسم نشان داد که حافظه تاریخی ملتها را نمیتوان بهسادگی حذف کرد. این حضور پرشور، هم نشانه همدلی با ایران بود و هم پیامی روشن به دشمنان منطقهای و فرامنطقهای که هنوز واقعیت قدرت اجتماعی و اعتقادی ایران و متحدانش را بهدرستی درک نکردهاند.
در یک جمعبندی میتوان گفت آنچه در عراق رخ داد، فقط بدرقه یک شخصیت نبود، بلکه نمایش عینی عمق پیوندهای ایران و عراق و نیز نشانهای از تقویت روحیه مقاومت در منطقه بود. این رویداد بار دیگر ثابت کرد که روابط ایران با جهان اسلام، بهویژه با عراق، نهفقط یک موضوع دیپلماتیک، بلکه بخشی از تاریخ زنده و تداومیابنده منطقه است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟