-
اندازه متن
+
به گزارش خبر ۲۴؛ دکتر محمد باقر خرمشاد استاد دانشگاه طی یادداشتی نوشت:
فرض کنیم همین امروز مسئولان و ملت ایران تصمیم بگیرند که دیگر هیچ ادعایی نسبت به تنگه هرمز نداشته باشند و از آن صرفنظر کنند. در این صورت چه اتفاقی خواهد افتاد؟ممکن است نخستین پاسخ این باشد که تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ بازمیگردد اما من بهعنوان معلم علم سیاست، وقتی تحولات بیش از یک سال گذشته، از جنگ ۱۲ روزه تا وقایع چهار-پنج ماه اخیر و جنگ رمضان را بررسی میکنم، به یک نتیجه قطعی میرسم؛ حتی اگر ایران هیچ ادعایی درباره تنگه هرمز مطرح نکند، این تنگه هرگز به شرایط قبل از جنگ بازنخواهد گشت. پس چه اتفاقی خواهد افتاد؟ نخستین و منطقیترین سناریو این است که ایالات متحده آمریکا، با توجه به اهمیت راهبردی و اقتصادی تنگه هرمز، بهویژه با وجود رئیسجمهوری که نگاه کاملا اقتصادی و مالی دارد، کنترل این آبراه را در اختیار خواهد گرفت. آمریکا با اتکا به پایگاههای نظامی خود در بحرین، امارات، قطر، عمان و عربستان، تلاش خواهد کرد کنترل تنگه را بهدست بگیرد و بهبهانه تامین امنیت، از کشتیهایی که از این مسیر عبور میکنند، عوارض دریافت کند. درک این مساله چندان دشوار نیست. رئیسجمهور آمریکا همین یک هفته پیش اعلام کرد که اگر کنترل تنگه را در اختیار بگیرد، معادل ۲۰ درصد ارزش محموله کشتیها باید به آمریکا پرداخت شود. چند ماه پیش نیز گفته بود که آمریکا و ایران با هم از کشتیها عوارض خواهند گرفت. وقتی این دو موضع را کنار هم قرار میدهیم، روشن میشود که هم در ضمیر ناخودآگاه و هم در اظهارات آشکارش، طمع اقتصادی نسبت به تنگه هرمز وجود دارد. از سوی دیگر، آمریکا بهدلیل ضرباتی که در این منطقه از ایران دریافت کرده، بهلحاظ نظامی و امنیتی نیز تلاش خواهد کرد بیش از گذشته بر تنگه مسلط شود اما در آن شرایط، تکلیف ایران چه خواهد بود؟ نتیجه این خواهد بود که، با وجود آنکه نام هرمز ریشه تاریخی ایرانی دارد و تمام ساحل شمالی تنگه در اختیار ایران است، حتی برای عبور کشتیهای ایرانی نیز باید عوارض پرداخت کند. افزون بر آن، نیروی دریایی ایران نیز تحت فشار شدید نظامی قرار خواهد گرفت. این نخستین سناریویی است که در صورت صرفنظر کردن ایران از تنگه هرمز رخ خواهد داد. اکنون این سؤال مطرح میشود که آیا ایران، براساس حقوق بینالملل، حقوق ملت ایران، حق تاریخی کشور و خون شهدایی که در این جنگها، بهویژه رهبر شهید و فرماندهان شهید، جان خود را برای دفاع از کشور فدا کردند، حق دارد از تنگه هرمز صرفنظر کند؟ممکن است گفته شود که در شرایط دشوار و با فرض برتری نظامی طرف مقابل، شاید بتوان درباره واگذاری آن فکر کرد اما واقعیت این نیست. ما دست پایین را نداریم. اگر امروز از تنگه هرمز صرفنظر کنیم، در حالی این کار را انجام دادهایم که بهلحاظ نظامی و موقعیت جغرافیایی، دست برتر را در اختیار داریم. همه دنیا این واقعیت را میدانند و فرماندهان نظامی کشور نیز بارها اعلام کردهاند که سالها برای این شرایط برنامهریزی و تمرین کردهاند و آمادگی دارند در لایههای مختلف برای حراست از تنگه هرمز برای مدت طولانی مقاومت کنند و ضربات سنگینی به دشمن وارد سازند.
بنابراین، با کدام منطق و براساس کدام عقل میتوان از تنگه هرمز صرفنظر کرد؟
اولا چنین واگذاریای به دشمنی انجام میشود که آشکارا قصد آسیبرساندن به ملت و سرزمین ما را دارد.
ثانیا این واگذاری در شرایطی صورت میگیرد که ایران از موقعیت برتر برخوردار است.
و ثالثا چگونه میتوان پذیرفت کشوری که هزاران کیلومتر از هرمز فاصله دارد و زمانی که نام هرمز شکل گرفته، اساسا وجود خارجی نداشته است، امروز در آبهای سرزمینی ایران از کشتیهای ایرانی عوارض دریافت کند؟چنین وضعیتی نه با منطق سازگار است، نه با غیرت و عزت ملی، نه با تاریخ و هویت ملت ایران. چرا باید یک موقعیت برتر را واگذار کنیم؟ بله، حفظ تنگه هرمز هزینه دارد اما بخش عمده این هزینه را پیش از این پرداخت کردهایم. مسیر دشوار طی شده است. اگر از این پس نیز هزینهای پرداخت شود، در مقایسه با خسارتی که واگذاری تنگه هرمز به کشور و ملت ایران تحمیل خواهد کرد، قابل قیاس نیست؛ حتی یکمیلیاردم آن هم نخواهد بود. بههمین دلیل، معتقدم امروز در آستانه تثبیت قدرت ایران بر تنگه هرمز قرار داریم و نباید تحت هیچ شرایطی، در برابر فشارها و حملاتی که به جنوب کشور وارد میشود، از این حق عقبنشینی کنیم. امروز مردم جنوب کشور در خط مقدم این تقابل قرار دارند. همان مردمی که هشت سال در برابر رژیم صدام، که از حمایت قدرتهای بزرگ برخوردار بود، ایستادگی کردند، خاک خود را حفظ کردند و در این جنگها نیز شهدای بسیاری تقدیم کردند. این ملت، پس از تحمل این همه فشار و هزینه، در دقیقه ۹۰ میدان را واگذار نخواهد کرد. بههرترتیب، ما باید تنگه هرمز را حفظ کنیم؛ زیرا متعلق به ایران، بخشی از آبهای سرزمینی ایران و حق مسلم ملت ایران است. همانگونه که آمریکاییها اهمیت این منطقه را درک میکنند، ما نیز به همان اندازه از اهمیت آن آگاه هستیم.
با توجه به موقعیت و قدرتی که امروز ایران در منطقه خلیجفارس به دستآورده است، ما نه بهعنوان قدرتی سلطهگر بلکه بهعنوان برادر بزرگتر منطقه، میتوانیم با همکاری همسایگان، نظم امنیتی جدیدی طراحی کنیم؛ نظمی که منافع همه کشورهای منطقه را تامین کند، نه آنکه همهچیز در اختیار آمریکا باشد و کشورهای منطقه برای تامین ابتداییترین نیازهای خود ناچار به درخواست و وابستگی به واشنگتن شوند.
بنابراین، با کدام منطق و براساس کدام عقل میتوان از تنگه هرمز صرفنظر کرد؟
اولا چنین واگذاریای به دشمنی انجام میشود که آشکارا قصد آسیبرساندن به ملت و سرزمین ما را دارد.
ثانیا این واگذاری در شرایطی صورت میگیرد که ایران از موقعیت برتر برخوردار است.
و ثالثا چگونه میتوان پذیرفت کشوری که هزاران کیلومتر از هرمز فاصله دارد و زمانی که نام هرمز شکل گرفته، اساسا وجود خارجی نداشته است، امروز در آبهای سرزمینی ایران از کشتیهای ایرانی عوارض دریافت کند؟چنین وضعیتی نه با منطق سازگار است، نه با غیرت و عزت ملی، نه با تاریخ و هویت ملت ایران. چرا باید یک موقعیت برتر را واگذار کنیم؟ بله، حفظ تنگه هرمز هزینه دارد اما بخش عمده این هزینه را پیش از این پرداخت کردهایم. مسیر دشوار طی شده است. اگر از این پس نیز هزینهای پرداخت شود، در مقایسه با خسارتی که واگذاری تنگه هرمز به کشور و ملت ایران تحمیل خواهد کرد، قابل قیاس نیست؛ حتی یکمیلیاردم آن هم نخواهد بود. بههمین دلیل، معتقدم امروز در آستانه تثبیت قدرت ایران بر تنگه هرمز قرار داریم و نباید تحت هیچ شرایطی، در برابر فشارها و حملاتی که به جنوب کشور وارد میشود، از این حق عقبنشینی کنیم. امروز مردم جنوب کشور در خط مقدم این تقابل قرار دارند. همان مردمی که هشت سال در برابر رژیم صدام، که از حمایت قدرتهای بزرگ برخوردار بود، ایستادگی کردند، خاک خود را حفظ کردند و در این جنگها نیز شهدای بسیاری تقدیم کردند. این ملت، پس از تحمل این همه فشار و هزینه، در دقیقه ۹۰ میدان را واگذار نخواهد کرد. بههرترتیب، ما باید تنگه هرمز را حفظ کنیم؛ زیرا متعلق به ایران، بخشی از آبهای سرزمینی ایران و حق مسلم ملت ایران است. همانگونه که آمریکاییها اهمیت این منطقه را درک میکنند، ما نیز به همان اندازه از اهمیت آن آگاه هستیم.
با توجه به موقعیت و قدرتی که امروز ایران در منطقه خلیجفارس به دستآورده است، ما نه بهعنوان قدرتی سلطهگر بلکه بهعنوان برادر بزرگتر منطقه، میتوانیم با همکاری همسایگان، نظم امنیتی جدیدی طراحی کنیم؛ نظمی که منافع همه کشورهای منطقه را تامین کند، نه آنکه همهچیز در اختیار آمریکا باشد و کشورهای منطقه برای تامین ابتداییترین نیازهای خود ناچار به درخواست و وابستگی به واشنگتن شوند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟