به گزارش خبر ۲۴؛ صنعت اسباببازی ایران در سالهای اخیر، با افزایش هزینههای تولید، کاهش قدرت خرید خانوارها، نوسانات ارزی و رقابت با کالاهای وارداتی با چالشهای متعددی مواجه بوده است. در چنین شرایطی، تولیدکنندگان داخلی علاوه بر حفظ کیفیت محصولات، ناچارند راهکارهایی برای حفظ سهم خود در بازار پیدا کنند؛ بازاری که از یک طرف تحت تأثیر ورود اسباببازیهای ارزانقیمت و فاقد استاندارد قرار دارد و از طرفی دیگر، با مشکلاتی مانند دشواریهای صادرات، بیثباتی اقتصادی، نوسان قیمت مواد اولیه و ضعف حمایت از نوآوری مواجه است.
با وجود این چالشها، فعالان صنعت اسباببازی معتقدند ظرفیت تولید در ایران قابل توجه است. به باور آنان، تولیدکنندگان داخلی با تکیه بر خلاقیت، شناخت نیازهای کودکان و استفاده از متریال مناسب، توان رقابت با بسیاری از محصولات خارجی را دارند اما مشروط به آنکه فضای رقابتی عادلانه فراهم شود و سیاستهای حمایتی، زمینه رشد تولید و توسعه بازارهای صادراتی را فراهم کند. در سالهای اخیر، برخی تولیدکنندگان ایرانی علاوه بر تامین نیاز بازار داخلی، تجربه حضور در عرصه بازارهای خارجی را نیز داشتهاند، اما تداوم این مسیر تحت تاثیر عواملی مانند نوسانات ارزی، مشکلات نقل و انتقال مالی و افزایش هزینههای تولید قرار گرفته است. در همین راستا، برای بررسی مهمترین موانع، فرصتها و مطالبات صنعت اسباببازی با نرگس عسگری، مؤسس و مدیرعامل مجموعه اسباببازی «گالیله کوچولو»، به گفتوگو پرداختیم.
* در ابتدا بفرمایید چه شد که به فکر تولید اسباببازیهای آموزشی افتادید و فعالیتتان را از چه سالی آغاز کردید؟
فعالیتم در دنیای جذاب اسباببازیهای آموزشی از سال ۱۳۹۴ آغاز شد. انگیزه اصلی من برای ورود به این مسیر، اشتیاق به ارتقای کیفیت فضای بازی و یادگیری کودکان بود؛ چراکه باور داشتم میتوان با تلفیق آموزش و سرگرمی، تجربهای ارزشمندتر و اثرگذارتر برای رشد کودکان خلق کرد؛ چرا که من معتقدم اسباببازی نباید فقط وسیلهای برای پر کردن وقت کودک باشد، بلکه باید ابزاری برای رشد او باشد.
* با توجه به اینکه هدف شما تلفیق آموزش و سرگرمی در تولید اسباببازی است؛ چه معیارهای را در طراحی و تولید در نظر میگیرید؟
در تولیداتمان تلاش کردیم متدهای علمی و بینالمللی را با بازی تلفیق کنیم. برای مثال، زمانی که محصولی برای نوزاد طراحی میکنیم، بر تحریکات بصری و شنوایی تمرکز داریم؛ زیرا میدانیم در آن بازه سنی، مغز کودک به این محرکها نیاز دارد. برای کودکان بزرگتر نیز به سراغ بازیهای مهارتافزا میرویم تا دقت، تمرکز و مهارتهای حرکتی آنها تقویت شود. در واقع، محور اصلی فعالیت ما این است که هر محصول، پاسخی به یک نیاز تکاملی در مسیر رشد کودک باشد تا در نهایت، کودک در حین بازی، مهارتهای بنیادین زندگی را بهصورت طبیعی بیاموزد.
* مواد اولیه محصولاتتان را از کجا تهیه میکنید و چه میزان از آن داخلی است؟
برای تولید محصولاتمان عمدتا از مواد نرم و ایمن مانند پارچه، نمد، کاغذ و فوم استفاده میکنیم. به همین دلیل، با قطعات صنعتی یا پیچیده سروکار نداریم و تقریباً ۹۰ درصد مواد اولیه ما داخلی است. استفاده از مواد اولیه تولید داخل این مزیت را برای ما فراهم کرده که این متریالها تقریبا در هر شرایطی قابل تهیه باشند و در نتیجه، زنجیره تولید ما دچار وقفه یا اختلال جدی نشود.

* از آنجایی که بخش عمده مواد اولیه محصولات شما داخلی است، آیا این موضوع باعث شده از نوسانات ارزی کمتر آسیب ببینید یا افزایش قیمت مواد اولیه داخلی همان فشار را به شما وارد کرده است؟
واقعیت این است که در یک سال اخیر با افزایش شدید قیمت مواد اولیه مواجه شدیم و در بسیاری از موارد، هزینههای ما تا دو یا دو و نیم برابر افزایش پیدا کرد. طبیعتاً این موضوع بر قیمت نهایی محصول نیز اثر گذاشت. اما ما در مواجهه با این چالش، یک استراتژی دو مرحلهای داشتیم: نخست، تلاش کردیم قیمت مصرفکننده را متناسب با افزایش هزینهها بهروزرسانی کنیم تا کیفیت محصولاتمان کاهش پیدا نکند.
از سوی دیگر، چون میدانستیم ظرفیت پذیرش بازار محدود است و میخواستیم جایگاه رقابتی خود را حفظ کنیم، تصمیم گرفتیم بخشی از این فشار را خودمان تحمل کنیم و از حاشیه سودمان کم کنیم. اولویت ما این بود که محصولاتمان همچنان برای خانوادهها در دسترس و رقابتی باقی بماند. این تصمیم را گرفتیم، زیرا معتقدیم در چنین شرایطی، حفظ مشتری و ماندگاری در بازار، ارزش بیشتری نسبت به سود کوتاهمدت دارد. به همین دلیل، ترجیح دادیم سود خود را کاهش بدهیم تا بتوانیم سهم بازارمان را حفظ کنیم و رشد بلندمدت خود را تضمین کنیم.
* شما پیشتر تجربه صادرات هم داشتید. چه شد که صادرات را متوقف کردید؟
ما تجربه بسیار خوبی در زمینه صادرات داشتیم و تقریباً تمام محصولاتمان پتانسیل حضور در بازارهای جهانی را داشتند. مدل صادرات ما بهصورت غیرمستقیم بود؛ یعنی با پخشکنندگانی همکاری میکردیم که محصولات ما را به بازارهایی مانند لبنان، ارمنستان، عراق و حتی ونزوئلا میبردند. اما در چند سال اخیر، صادرات ما متوقف شد و دلیل این اتفاق را باید در مجموعهای از چالشهای بیرونی دید. نخست، ناپایداریهای سیاسی و شرایط جنگی در منطقه بود که مستقیماً بر زنجیره تأمین و توزیع در کشورهای مقصد تاثیر گذاشت و ریسک ارسال کالا را افزایش داد. در کنار آن، پیچیدگیهای مربوط به سیستمهای پرداخت بینالمللی باعث میشد تسویه حسابها با تأخیر یا دشواری زیادی انجام شود.
چالش دیگر، نوسانات شدید ارز بود. از آنجا که در صادرات با قراردادهای بلندمدت سروکار داریم این نوسانات باعث میشد قیمتهایی که در زمان عقد قرارداد برآورد میکردیم، تا زمان تولید و تحویل محصول به طور کامل تغییر کند و پیشبینی سودآوری را سخت میکرد. به همین دلیل، در این بازه زمانی، تمرکز خود را بر تثبیت جایگاهمان در بازار داخلی و ارتقای کیفیت متریالها قرار بدیم تا در محیطی که کنترل بیشتری بر هزینهها و کیفیت داریم، به رشد خود ادامه دهیم.
* اگر امروز این موانع برطرف شوند، آیا ظرفیت بازگشت به بازارهای خارجی را دارید یا این وقفه باعث شده بخشی از آن بازارها را از دست بدهید؟
بله، صادرات همچنان یکی از اهداف ماست. ما معتقدیم محصولاتمان به دلیل استفاده از متریال ایمن و رویکرد مهارتافزایی، در هر بازاری میتوانند با استقبال مواجه شوند. بنابراین، به محض آنکه شرایط منطقهای پایدارتر شود و مدلهای توزیع و پرداخت بهینهتری پیدا کنیم، با برنامهای دقیقتر و احتمالاً به صورت مستقیم، دوباره به سمت بازارهای جهانی حرکت خواهیم کرد.
* با تجربهای که از تولید و صادرات دارید، امروز مهمترین موانع و چالشهای پیش روی تولیدکنندگان اسباببازی در ایران چیست؟
تولیدکنندگان اسباببازی امروزه با چهار چالش اساسی روبهرو هستند. نخست، نوسان شدید هزینههای تولید و متریال است. این نوسان باعث میشود قیمتگذاریِ دقیق سخت شود و ما گاهی برای حفظ قدرت رقابت، ناچار شویم بخشی از سود خود را فدای دسترسی مشتری به محصول کنیم. دوم، رقابت ناعادلانه با کالاهای وارداتی بیکیفیت است. ما با محصولاتی رقابت میکنیم که قیمت پایینی دارند، اما از استانداردهای ایمنی لازم برخوردار نیستند. چالش اصلی ما این است که به مصرفکننده نشان دهیم کیفیت و سلامت کودک، ارزش پرداخت هزینه بیشتر را دارد.
سوم، نبود قوانین جامع در حوزه کپیرایت و مالکیت معنوی است. در بازار ایران، وقتی یک محصول نوآورانه با استقبال و فروش بالا مواجه میشود، به سرعت نمونههای کپی آن وارد بازار میشوند. متأسفانه قوانین فعلی، برای مثال در شورای نظارت بر اسباببازی، به گونهای است که با حدود ۳۰ درصد تغییر در ظاهر یا بستهبندی، کپیبرداری از نظر قانونی قابل پذیرش تلقی میشود. این موضوع باعث ایجاد نوعی ترس از نوآوری در میان تولیدکنندگان میشود؛ زیرا تولیدکننده هزینههای قابل توجهی برای تحقیق و توسعه پرداخت میکند، اما دیگران بدون تحمل این هزینهها از نتیجه آن استفاده میکنند. در نهایت، این موضوع انگیزه سرمایهگذاری روی ایدههای نو را از بین میبرد.
چهارم و یکی از دشوارترین چالشهای امروز، کاهش قدرت خرید مردم و کوچک شدن سبد مصرفی خانوارهاست. در شرایطی که خانوادهها ناچارند اولویت خود را به کالاهای اساسی اختصاص دهند، اسباببازی به عنوان یک کالای تکمیلی بیش از سایر کالاها در معرض کاهش تقاضا قرار میگیرد. این موضوع تولیدکننده را در یک دوراهی سخت قرار میدهد: یا کیفیت محصول را کاهش دهد تا قیمت آن رقابتیتر شود، یا کیفیت را حفظ کند و کاهش حجم فروش را بپذیرد.

* برخی معتقدند مشکل اصلی تولیدکنندگان، واردات نیست؛ بلکه کیفیت تولید داخلی است. شما با این نگاه موافقید؟
واردات اسباببازی را باید به دو دسته کلی تقسیم کرد تا تصویر دقیقتری از این موضوع داشته باشیم: دسته اول، محصولاتی هستند که از فناوری بسیار پیشرفته یا متریالهای خاص برخوردارند و در حال حاضر یا امکان تولید آنها در کشور وجود ندارد یا تولیدشان توجیه اقتصادی ندار؛ مانند بازیهای کنترلی پیشرفته. من شخصاً با واردات این گروه موافقم، چرا که این محصولات مکمل بازار هستند، نیازهای خاص کودکان را پوشش میدهند و رقابت مستقیمی با تولیدات داخلی ندارند.
اما دسته دوم، محصولاتی هستند که به طور کامل در کشور ما قابلیت تولید دارند و تولیدکنندگان ما آنها را با کیفیت بالا تولید میکنند. اما متأسفانه، برخی واردکنندگان به دلیل سود بیشتر، به واردات محصولات بسیار بیکیفیت چینی روی میآورند. این محصولات اغلب استاندارد ندارند و از نظر بهداشتی و ایمنی، سلامت کودکان را به خطر میاندازند. اینجاست که واردات به تولید داخلی آسیب جدی وارد میکند.
آسیب واردات فقط مالی نیست، بلکه تخریب استانداردهای بازار است. وقتی یک کالای بیکیفیت و ارزان، جای کالای باکیفیت و استاندارد داخلی را میگیرد، و کالاهای بیکیفیت و ارزان وارداتی بازار را اشغال میکنند، در واقع استانداردهای کیفی بازار تخریب میشوند. به این معنا که معیار سنجش مصرفکننده از کیفیت و ایمنی به قیمت پایین تغییر میکند. این موضوع باعث میشود تولیدکننده داخلی که استانداردهای واقعی و بهداشتی را رعایت میکند، در رقابت با کالاهای غیر استاندارد شکست بخورد، چون بازار دیگر برای کیفیت برتر هزینه نمیکند و به قیمت ارزان عادت کرده است.
این واردات بیرویه، انگیزه تولیدکنندگان برای ارتقای کیفیت و نوآوری را از بین میبرد و بازار را به سمت کالاهای مصرفی و بیدوام میبرد. من سالهاست که از طریق انجمن اسباببازی ایران با تولیدکنندگان متعددی در ارتباط هستم و شاهد این دغدغه مشترک هستم. واقعاً تأسفبار است که فضای کار تولیدکنندگانی که با وجدان و استانداردهای بالا کار میکنند، توسط کالاهای بیکیفیت وارداتی اشغال شود. محصولات ایرانی توان رقابت در بازار را دارند. اما رقابت باید در شرایط عادلانه باشد. اگر رقابت بر سر سلامت و کیفیت باشد، تولیدات داخلی برنده هستند، اما اگر رقابت فقط بر سر قیمت ارزان به هر قیمتی باشد، تولیدکننده باوجدان متضرر خواهند شد.
* اگر قرار بود یک اقدام مهم برای حمایت از تولیدکنندگان اسباببازی انجام شود، به نظر شما مهمترین اقدام چه باید باشد؟
من در سفرهایی که به کشورهای مختلف داشتهام، متوجه یک نکته کلیدی شدم؛ ظرفیت تنوع تولید در ایران، بیرقیب است. من در فروشگاههای برند در آمریکا دیدم که تنها محصولات پرفروش و تکراری بازار عرضه میشوند؛ اما در ایران، شما در هر اسباببازیفروشی با محصولات جدید و متنوعی روبهرو میشوید که ممکن است در فروشگاه بعدی پیدا نشوند. این تنوع خیرهکننده و جریان مداوم محصولات تازه، نقطه قوت ماست؛ ظرفیتی که در جشنوارههای ملی اسباببازی بهوضوح دیده میشود. ما در ایران از یک خلاقیت تولیدی برخورداریم که در بسیاری از کشورهای دیگر کمتر دیده میشود.
با وجود این ظرفیت عظیم، یعنی هم توان بالای تولید داخلی و هم پتانسیل بالای ارزآوری، مطالبهای که برای حمایت از تولیدکنندگان دارم این است: دولت باید با وضع قوانین سختگیرانه، جلوی واردات محصولات بیکیفیت و غیر استاندارد را بگیرد. همه ما به یاد داریم که چند سال پیش، در دورهای که واردات محدود شد، شاهد جهشی خیرهکننده در کیفیت و تنوع محصولات داخلی بودیم. این تجربه ثابت میکند که تولیدکننده ایرانی، هر گاه در فضای رقابتی عادلانه قرار بگیرد، میتواند دنیا را شگفتزده کند.
حیف است که چرخ اقتصادی، که میتواند با این تنوع و خلاقیت، از طریق اشتغال زایی و ارزآوری باعث رشد و شکوفایی کشور شود، به نفع سودآوری شرکتهای خارجی بچرخد و در عین حال، سلامت نسل آینده ما را نیز به خطر بیندازد. پیشنهاد من این است که دولت از طریق انجمن اسباببازی ایران، بسترهایی مانند نمایشگاههای تخصصی و حضور فعال در جشنوارههای ملی و بینالمللی را فراهم کند تا این تنوع و کیفیت ایرانی، به جای آنکه تنها در ویترینهای کوچک دیده شود، به صورت سیستماتیک و هدفمند به مصرفکنندگان و بازارهای جهانی معرفی شود.
دومین مورد حمایت از تولیدکنندگان اسباببازی، خانوادهها هستند. من از خانوادهها میخواهم که هنگام خرید، به جای آنکه فقط به قیمت ارزان توجه کنند، به ایمنی، جنس متریال و هدف آموزشی محصول نیز توجه داشته باشند. باید به خانوادهها بگوییم که اسباببازی ایرانی امروز، دیگر فقط یک جایگزین ارزان نیست، بلکه در بسیاری از موارد، از نظر متریال و استانداردهای بهداشتی، بسیار ایمنتر از کالاهای وارداتی است. خرید از تولیدکننده داخلی، یعنی حمایت از کیفیت، حمایت از سلامت فرزندان و کمک به رشد صنعتی کشور. ما میخواهیم خانوادهها بدانند که با انتخاب اسباببازی ایرانی روی آینده فرزندشان و آینده اقتصادی کشور سرمایهگذاری میکنند.

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟