رسانه تصویری خبر۲۴

تلاش اروپا برای متمرکزسازی ترامپ بر ایران و توهم نجات گرینلند

تلاش اروپا برای متمرکزسازی ترامپ بر ایران و توهم نجات گرینلند

انحراف اعتراضات در ایران چرخه تکرارشده‌ای است که در آن اروپا برای راضی‌سازی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا برای بستن پرونده گرینلند و رژیم اسرائیل برای رسیدن به خواسته همیشگی خود یعنی جنگ ایران و آمریکا، گام نهادند.

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ گرینلند، اوکراین و تعرفه، سه ضلع مثلثی هستند که از سوی آمریکا وضع شده‌اند تا اتحادیه اروپا را در یکی از دشوارترین شرایط دوران حیات خود گرفتار کنند. گرینلند؛ جزیزه‌ای نزدیک قطب شمال است که پس از کسب خودمختاری در سال ۲۰۰۹ همچنان بخشی از پادشاهی دانمارک محسوب می‌شود. موقعیت جغرافیایی این جزیره نزدیک یک دهه است که این منطقه را برای دونالد ترامپ هم در دور نخست ریاست جمهوری و هم در دور دوم آن به موضوعی استراتژیک تبدیل کرده است.

رئیس‌جمهور آمریکا معتقد است این سرزمین برای امنیت ملی آمریکا اهمیت ویژه دارد و تصرف آن راهی برای مقابله با نفوذ چین و روسیه در قطب شمال است. گرچه این ادعاها از سوی پکن و مسکو رد شده اما رئیس‌جمهور آمریکا نزدیک یک سال است که از تریبون‌های مختلف مدعی است که دانمارک باید این جزیره را به آمریکا بفروشد و در صورتی که این اتفاق روی ندهد، همه اروپا با تنبیه تعرفه‌ای روبرو خواهند شد. به نظر می‌رسد تهدیدات ترامپ این‌بار جدی‌تر از همیشه شده و به همین دلیل است که سفرای ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا در نشستی فوری به بررسی این تهدیدات خواهند پرداخت.

آمریکا مدعی است که چین و روسیه به دنبال «تصاحب» گرینلند هستند و دانمارک توان محافظت از این جزیره را ندارد و بنابراین یا باید این منطقه را به آمریکا بفروشد یا با تعرفه‌های سنگینی روبرو خواهد شد به گونه‌ای که از اول فوریه تعرفه ۱۰ درصدی بر تمامی کالاهای وارداتی از دانمارک، نروژ، سوئد، فرانسه، آلمان، انگلیس، هلند و فنلاند وضع خواهد شد و از اول ژوئن این تعرفه به ۲۵ درصد افزایش می‌یابد.

این موضوع مقامات اروپایی را به شدت نگران و از امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه تا «کر استارمر» نخست‌وزیر انگلیس را وادار به واکنش کرده است. با این همه اما آنچه در میانه این تحولات غیرقابل انکار است، ضعف قاره سبز در برابر ایالات متحده آمریکاست؛ چیزی که «تئو فرانکن» وزیر دفاع بلژیک به آن اشاره و تصریح کرده است که ایالات متحده برتری نظامی وسیعی در این منطقه دارد و ما از هیچ طریقی نمی‌توانیم آنها را شکست دهیم. در چنین شرایطی برای مجموعه‌ اتحادیه اروپا راه گریز چه می‌تواند باشد، جز ایجاد چالش و تشویق به درگیری در هر منطقه‌ای از کره زمین جز اروپا؟

تلاش اروپا برای متمرکز سازی ترامپ بر ایران و توهم نجات گرینلند

اعتراضات معیشتی در ایران و بهره‌برداری آمریکا و رژیم اسرائیل از آن، فرصتی طلایی برای اتحادیه اروپا و در راس آن آلمان و انگلیس فراهم کرد تا دستکم به رهایی از فشارهایی که رئیس‌جمهور آمریکا برای تصریف گرینلند می‌آورد؛ امیدوار باشند. در چارچوب ذهنی سران و مسئولان اتحادیه اروپا، گرفتاری «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا در خاورمیانه و به ویژه درگیری با ایران می‌تواند پرونده گرینلند را بسته و برای کشورهای اروپایی آرامش در پی داشته باشد. به نظر می‌رسد مجموع اظهارات و اقدامات مقامات اروپایی از صدراعظم آلمان تا نخست‌وزیر انگلیس با این پیش‌فرض انجام می‌شود.

موضوعی که در نشست اخیر سخنگوی وزارت امور خارجه در ۲۸ دی‌ماه هم مطرح شد و «اسماعیل بقائی» در پاسخ به این رویکرد اتحادیه اروپا در قبال ایران گفت: «این موضع گیری‌ها به هیچ عنوان قابل قبول و توجیه نیست. این مواضع با نادیده گرفتن واقعیت های موجود صورت می‌گیرد. این نادیده گرفتن هم آگاهانه و با تعمد است. طرف های اروپایی به خوبی می‌داند که در روزهای ۱۸ تا ۲۰ دی‌ماه چه اتفاق هایی رخ داد و طی آن تجمع‌های مسالمت آمیز مردم ایران با حضور عناصر تروریستی و خشونت طلب که از بیرون از ایران تجهیز و آموزش داده شده بودند، به خشونت کشیده شد. آنها با علم به این واقعیت، فضاسازی سنگینی را علیه ایران را هم در جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد و هم با استفاده از رسانه های خود شروع کردند.»

گرچه انگیزه و هدف اتحادیه و تروییکای اروپا از طرح این ادعاها علیه جمهوری اسلامی ایران تا حدود بسیار زیادی روشن و مرتبط با ناتوانی آن‌ها در حراست از تمامیت ارضی کشورهای خود است اما تبعاتی هم در بلندمدت برای آن‌ها در پی خواهد داشت. یکی از مهمترین این تبعات از میان رفتن ارزش‌هایی است که به نوعی در یک صد سال اخیر به هویت اروپا تبدیل شده بودند؛ ارزش‌هایی چون حقوق‌بشر، مخالفت و محکومیت تروریسم و تروریست، احترام به دیدگاه ملت‌های مختلف و مفاهیمی از این دست که به نوعی دست برتر قاره سبز را حداقل در عالم مفاهیم حفظ می‌کرد تا این اتحادیه در جهان امروز بتواند حداقلی از اثرگذاری را برای خود در نظر گیرد.

این بخش از هویت اروپایی را حمایت‌های بی‌دریغ از رژیم اسرائیل در جریان کشتار مردم غزه؛ تا حدود بسیار زیادی خدشه‌دار کرد. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در توصیف این هویت‌زدایی اروپا از خود تصریح کرده است که «ما صحنه روشنی پیش روی چشمان خود داریم؛ نسل کشی آشکار که منجر به قتل حداقل ۷۲ هزار انسان بی‌گناه شد و کل غزه از میان رفت و یک ملت تاریخی با محو مواجه شد. مواضع کشورهای اروپایی را مرور کنید، کدام یک از این کشورها حاضر شدند حتی به صورت نرم این اقدام را محکوم کنند و خواستار پاسخگوئی ررژیم صهیونیستی شوند. انگلیس و آلمان رسما از صهیونیست‌ها حمایت کردند و وزیر خارجه وقت انگلیس چندبار گفت که برای تحقق نسل کشی لازم است میلیون‌ها نفر کشته شوند. وزیر خارجه وقت آلمان کشتار زنان و کودکان در غزه را با عنوان دفاع مشروع توجیه کرد.»

این اما همه آسیب‌هایی نیست که اروپا در عبور از رویکردهای خود می‌بیند؛ واقعیت آن است که مجموع شرایط موجود حکایت از آن دارد که بروکسل در حال حاضر و در بسیاری از روندها از جنگ تا مذاکره و صلح، از سوی دیگر قدرت‌ها کنار گذاشته شده و کمتر کسی کنشگری این کشورها را به عنوان عامل تعیین کننده در تحولات محاسبه می‌کند، اعتبار اروپا و ظرفیتی که این قاره برای حل‌وفصل پرونده‌هایی چون پرونده هسته‌ای ایران داشت، به نوعی قربانی ضعف این اتحادیه در ایستادن بر سر نظام ارزشی و هویتی خود بود و به تعبیر بقائی «اروپا با تبعیت کورکورانه از آمریکا و رژیم صهیونیستی در تحولات بین المللی خود را از بازیگری موثر در امور بین‌المللی محروم می‌کند.»

تلاش اروپا برای متمرکز سازی ترامپ بر ایران و توهم نجات گرینلند

اینکه اروپا با پذیرش چنین محدودیتی در پی رسیدن به چه دستاوردی است، پرسشی بود که سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به آن این‌گونه توضیح داده است: «دیدگاهی هم وجود دارد که اروپا به دنبال این است که با همراهی کامل با آمریکا در رابطه با مسائل منطقه صرفا شکاف‌های موجود در رابطه با آمریکا را ترمیم کند که اگر این هدف را هم دنبال می کنند باز مطمئن هستیم که محقق نخواهد شد و صرفا اصل حاکمیت قانون که همواره مورد ادعای طرف های اروپایی بوده بیش از پیش در معرض خطر قرار خواهد گرفت.»

واقعیت رویکرد کشورهای اروپایی از دانمارک تا آلمان در شرایطی که فشار ترامپ هر لحظه بر آن‌ها افزایش می‌یابد این است که از موضوعات داخلی ایران نهایت استفاده را برده و ضمن منحرف ساختن تمرکز ترامپ از شرایط ایران، به نوعی روابط خود با آمریکا را هم بهبود بخشند. موضوعی که سخنگوی وزارت امور خارجه هم در واکنش به اظهارات و رویکرد تند مقامات دانمارک نسبت به ایران تصریح کرده است که «اختلاف‌نظر میان اروپا و آمریکا در خصوص گرینلند و ایسلند نباید مستمسکی شود که برخی کشورهای اروپایی بخواهند با وجه المصالحه قرار دادن روابط شان با ایران آن شکاف با آمریکا را ترمیم کنند و پیام های خوشایندی به سمت آمریکا بفرستند و قاعدتا هیچ منطقی در این زمینه وجود ندارد.»

آیا نتانیاهو مانع حمله به ایران شد؟

آنچه در دو هفته گذشته در داخل ایران گذشت، بیش از هر کسی در جهان نخست وزیر رژیم اسرائیل را خشنود ساخت؛ اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم ایران به انحراف کشیده و تعداد زیادی از ایرانیان جان‌باختند و موضوع ایران برای ایالات متحده آمریکا و ترامپ به اولویت نخست تبدیل شد و حتی ترامپ به صراحتا ایران را به حمله و دخالت نظامی تهدید کرد، بسیاری از پایتخت‌های اروپایی مواضعی تند علیه تهران اتخاذ کردند و از دیدگاه بنیامین نتانیاهو، ایران، فشار بی‌سابقه‌ای را تجربه کرد.

حاشیه‌نشینی نسبی مقامات این رژیم در قبال رویدادهای داخلی ایران، در حالی تجربه می‌شود که شماری از رسانه‌های داخلی در سرزمین‌های اشغالی و حتی برخی رسانه‌های معتبر این مدعا را مورد تاکید قرار می‌دهند که یکی از دلایل انصراف آمریکا از حمله به ایران، خواست نخست‌وزیر اسرائیل از رئیس‌جمهور آمریکا بوده است. ادعایی که با توجه به جنگ ۱۲ روزه‌ از یک سو و تخاصم چهل ساله از سوی دیگر چندان منطقی به نظر نمی‌رسد.

از هفت اکتبر ۲۰۲۳ و آغاز بمباران مردم غزه از سوی رژیم اسرائیل، آنچه یکی از بدیهی‌ترین موضوعات روابط بین‌الملل بود؛ تلاش نتانیاهو برای کشاندن آمریکا و ایران به درگیری با یکدیگر بوده است و با توجه به مجموع رویکردهای دهه‌های اخیر تل‌آویو، این گزاره که نتانیاهو، ترامپ را از حمله منصرف کرده، چیزی شبیه شوخی به نظر می‌رسد که در هیاهوی رسانه‌ای و قطع اینترنت در داخل ایران، به گزاره غالب در برخی از تحلیل‌ها تبدیل شد. این فضاسازی‌ها در حالی انجام گرفت که دخالت در امور داخلی ایران و در تازه‌ترین تحولات، تلاش برای به خیابان کشاندن بیشتر معترضان به سنت همیشگی مقام‌های فعلی و پیشین رژیم صهیونیستی از «بنیامین نتانیاهو» و «یوآو گالانت» تا «آویو کوخاوی» و «آویگدور لیبرمن» تبدیل شده‌است.

با اینهمه رصد تحولات و تماس‌های میان مقام های رژیم صهیونیستی و کشورهای اروپایی نشان می‌دهد که تل‌آویو با هدف ایمن نگاه داشتن منافع خود از واکنش تند و تیز ایران به هر اقدام نظامی جدید، تلاش برای متقاعد کردن دونالد ترامپ به حمله نظامی به ایران و تشدید فشار بر دولت او در این خصوص را به کشورهای اروپایی و رسانه های در اختیار خود برون سپاری کرده است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *