به گزارش خبر ۲۴ محمدامین هدایتی طی یادداشتی نوشت:
در میان فهرست بلندبالای خیانتهای خاندان پهلوی به ایران، شاید این یکی، بارزترین و ملموسترین باشد. رضا پهلوی در گفتوگو با فاکسنیوز، رسانه جنگطلبان آمریکایی صراحتا به ترامپ و نتانیاهو التماس کرد به ایران حمله نظامی کنند. در همان ساعات ابتدایی جنگ ۱۲ روزه نیز ربع پهلوی از این حمله حمایت کرد و از مردم ایران خواست به خیابانها آمده و آشوب و بلوا برپا کنند. یعنی همان که نتانیاهو نیز ساعتی پس از حمله، خطاب به مردم ایران گفت. پهلوی دقیقا همان خواستهای را مطرح کرد که نتانیاهو گفت. این یکی از بارزترین نمونههای پیروی رضا پهلوی از دستورات رژیم صهیونیستی بود. در جنگی که نزدیک به هزار و صد نفر از مردم ایران به شهادت رسیدند و چند هزار نفر زخمی و مجروح شدند؛ در جنگی که بیش از ۷۰ درصد شهدا و جانبازان آن مردم غیرنظامی بودند؛ پهلوی در کنار متجاوزان ایستاد و از آمریکا و رژیم صهیونیستی حمایت کرد. حالا نیز او در راستای پروژه ترامپ و نتانیاهو علیه ایران، خواستار حمله نظامی آمریکا و رژیم به ایران شده است؛ پروژهای که همه میدانند هدف نهایی آن تجزیه و بالکانیزه کردن ایران است.این نخستینباری نیست که رضا پهلوی، بخشی از پروژه غرب علیه ایران را اجرا میکند. دستکم طی ۳ سال اخیر، ربع پهلوی به دفعات خواستار تشدید تحریمهای غرب علیه ایران شده. آخرین بار، مربوط به ماجرای فعالسازی مکانیسم ماشه است. در فاصله زمانی توقف جنگ ۱۲ روزه تا مهرماه که تروئیکای اروپا در حال زمینهسازی اجرای مکانیسم ماشه و بازگرداندن تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران بودند، رضا پهلوی در چند نوبت از این اقدام اروپا و آمریکا حمایت کرد و خواستار فعالسازی مکانیسم ماشه و تشدید تحریمها علیه ایران شد؛ تحریمهایی که به صورت مستقیم زندگی و معیشت مردم ایران را تحت تاثیر قرار میدهد. اکنون در پروژه و نقشه ترامپ و نتانیاهو علیه ایران، نقش رضا پهلوی، ایجاد یک مشروعیت تصنعی برای تشدید فشارها و حمله نظامی به ایران است. موساد و سیا طبق یک سناریوی از پیش طراحی شده، تلاش کردند دیکتاتورزاده پهلوی را به عنوان نماد اپوزیسیون جمهوری اسلامی معرفی کنند تا از طریق اجرای دستورالعملهای سیا و موساد، تشدید تحریمها و حمله نظامی به ایران را اقدامی در راستای مطالبه مردم ایران القا کرده و جا بزنند. در واقع ترامپ اکنون مدعی است تشدید تحریمها یا حمله نظامی به ایران، بر اساس مطالبه جامعه ایران است! و در راستای جا انداختن این ادعا، رضا پهلوی را پرموت میکنند.
صحنه اکنون کاملا واضح است. رضا پهلوی مهره سیا و موساد برای پیشبرد نقشه ضدایرانی آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
اگرچه ظاهر ماجرا اینگونه است که رضا پهلوی به قیمت کشتار صدها هزار نفر از مردم و نابودی قدرت دفاعی و زیرساختهای اقتصادی ایران، دنبال رسیدن به قدرت است اما واقعیت ماجرا این است که او یک مهره دستنشانده و کاملا مطیع سیا و موساد است و در راستای پروژه سیا و موساد، دستورالعملهای ابلاغی آنها را مو به مو اجرا میکند. بر اساس افشاگریهای اطرافیان رضا پهلوی، از همان سالهای نخست پس از انقلاب ۵۷ و در بدو سکونت او در آمریکا، سازمان سیا او را به استخدام خود درآورده بود و سالانه میلیونها دلار برای او هزینه میکرد. در جریان اتفاقات پاییز و زمستان ۱۴۰۱، موساد نیز اقدام به جذب رضا پهلوی کرد. چندی پس از این آشوبها، وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی، رضا پهلوی را به سرزمین اشغالی برد و در حاشیه یکی از دیدارهای نتانیاهو، ترتیب دیدار پهلوی با نتانیاهو را داد. پس از آن نیز اطرافیان و مشاوران حلقه اول رضا پهلوی در چند نوبت به سرزمین اشغالی سفر کردند تا موساد به صورت علنی نشان دهد او را به استخدام خود درآورده است. آنچه پهلوی در جریان جنگ ۱۲ روزه از خود نشان داد، در واقع اجرای اوامر و دستورات موساد بود. رفتار رضا پهلوی در جنگ ۱۲ روزه دقیقا منطبق بر اجرای فرامین موساد بود. یعنی مواضع و اظهارات وی، طبق طراحی و نقشه موساد برای بههم ریختن ایران مطرح و گفته شد.
این رفتار رضا پهلوی حتی با اعتراض سلطنتطلبان خارج از کشور نیز مواجه شد. بسیاری از منتقدان معتقد بودند کنش سیاسی پهلوی در جنگ ۱۲ روزه، هیچ سنخیتی با کنشگری یک مدعی تاج و تخت در ایران و حتی یک عنصر سیاسی اپوزیسیون نداشت. حمایت از جنگی که طی آن بیش از ۱۰۰۰ تن از مردم ایران به شهادت رسیدند، نهتنها سنخیتی با وطنپرستی و پیگیری منافع مردم ایران نداشت، بلکه مصداق بارز خیانت بود. رفتار و عملکرد رضا پهلوی در جنگ ۱۲ روزه باعث شد ماهیت همکاری او با رژیم صهیونیستی آشکارتر شود. اکنون همه متوجه شدهاند پهلوی مهره سرویسهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و آمریکاست، نه یک مدعی تاج و تخت.
بررسی عملکرد و اظهارات رضا پهلوی نشان میدهد هیچگونه تفکیکی میان مواضع او و سیاستها و اقدامات رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران وجود ندارد. در واقع پهلوی به جای آنکه سیاستها و اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را فرصتی برای پیگیری اقدامات اپوزیسیونی خود تلقی کند، مجری تام و تمام سیاستهای واشنگتن و تلآویو علیه ایران است. به عبارت دیگر، رضا پهلوی در کنار سیا و موساد، علیه ایران قرار نگرفته است، بلکه دقیقا ذیل پروژه آمریکا و رژیم علیه ایران رفتار میکند. به همین دلیل است که تقریبا همه ناظران و تحلیلگران، پهلوی را نه نماینده و نماد اپوزیسیون جمهوری اسلامی، بلکه مهره سیا و موساد علیه جمهوری اسلامی ایران شناختهاند. در واقع رضا پهلوی آنچه را سیا و موساد به او میگویند انجام میدهد، نه آنچه منافع او به عنوان نماد اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایجاب میکند.
در جنگ ۱۲ روزه او به جای آنکه برای مردم و کشورش دلسوزی کند و خواستار توقف جنگ و پایان تهدید علیه تمامیت ارضی ایران شود، دقیقا همان چیزی را از مردم ایران میخواست که نتانیاهو میخواست. پهلوی به جای آنکه ژست یک رهبر اپوزیسیون را بگیرد و به افکار عمومی ایران ثابت کند دلسوز منافع و امنیت آنهاست، عملا مجری دستورات نتانیاهو شد و در کنار متجاوزان به ایران قرار گرفت. این موضوع به وضوح ماهیت او را آشکار کرد و باعث ریزش برخی هواداران سلطنت شد. کما اینکه تعدادی از وابستگان دربار پهلوی و حلقه نزدیکان سابق او، زبان به اعتراض گشودند و این رفتار او را مصداق بارز خیانت به ایران دانستند.
اکنون نیز رضا پهلوی دقیقا همان کاری را میکند که در جنگ ۱۲ روزه انجام داده بود. وی چه در موضوع تحریمها و چه در موضوع حمله نظامی به ایران، دقیقا همان کاری را میکند که آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی آن هستند. در جریان آشوبها و حملات تروریستی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی نیز او بخشی از سناریوی موساد و سیا علیه ایران شد. پس از آنکه روند اغتشاشات رو به کاهش گذاشت، موساد فراخوانی به نام رضا پهلوی صادر کرد. در حالی که طی ۳ سال گذشته، فراخوانهای رضا پهلوی با بیتوجهی کامل جامعه ایران مواجه شده بود، اما فراخوان او برای ۱۸ دی، پوششی بود برای اینکه سیا و موساد عناصر و عوامل میدانی خود در ایران را فعال کنند و از طریق اعمال اقدامات تروریستی و پروژه کشتهسازی، زمینهساز تهاجم نظامی آمریکا به ایران شوند. یعنی در این مورد نیز رضا پهلوی دقیقا همان کاری را کرد که موساد و سیا از او خواسته بودند.
* پهلوی اکنون در حال ایفای کدام نقش در طرح سیا و موساد علیه ایران است؟
اعتراضات نسبت به بیثباتی بازار ارز، دقیقا همزمان با سفر نتانیاهو به آمریکا آغاز شد. پس از دیدار ترامپ و نتانیاهو در عمارت مارالاگو در فلوریدا، آن دو به جمع خبرنگاران آمدند. در این نشست خبری ترامپ رسماً اعلام کرد آمریکا با حمله نظامی مجدد به ایران همراهی میکند.
اما در حالی که پیشبینی میشد حمله احتمالی به ایران به بهانه برنامه دفاع موشکی یا بازسازی برنامه هستهای ایران است، ترامپ با مداخله در اغتشاشات ایران، نشان داد طبق طراحی موساد و سیا، واشنگتن تلاش میکند حمله نظامی به ایران را به مسائل داخلی ایران و موضوع اعتراضات گره بزند. بر همین اساس بود که ترامپ توئیتی منتشر و ایران را تهدید کرد در صورت برخورد با اغتشاشگران، آمریکا به ایران حمله نظامی میکند. این توئیت ترامپ آشکار کرد طبق پروژه مشترک سیا و موساد، قرار است آمریکا به بهانه حمایت از مردم ایران، حمله نظامی خود را انجام دهد. این سناریو نیز بر اساس تجربیات جنگ ۱۲ روزه طراحی شد. در جنگ ۱۲ روزه با وجود برآوردها و محاسبات سیا و موساد مبنی بر شروع اغتشاشات و ناامنی پس از حمله نظامی ۲۳ خرداد، مردم ایران یک انسجام و همبستگی مثالزدنی را به نمایش گذاشتند؛ انسجام و اتحادی که به مثابه یک پدافند ملی در برابر متجاوزان عمل کرد و تبدیل به یکی از مهمترین عوامل شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی در این جنگ و عدم تحقق اهداف آنها شد. به همین خاطر پس از توقف زودهنگام این جنگ، سیا و موساد اینگونه طراحی کردند که برای از بین بردن این انسجام و همبستگی، حمله نظامی بعدی به ایران باید به بهانه حمایت از مردم ایران انجام شود. در همین راستا برای ایجاد نارضایتی عمومی از وضعیت اقتصادی، مکانیسم ماشه فعال شد تا تحریمهای شورای امنیت علیه ایران مجددا اعمال شود. این تحریمها باعث اختلال در درآمدهای ارزی ایران شد و زمینه اعتراضات را فراهم کرد.
موساد و سیا این اعتراضات مسالمتآمیز را زمینهساز ایجاد آشوب و ناامنی دانستند، لذا پروژه حملات تروریستی ۱۸ دی در دستور کار قرار گرفت تا با انجام پروژه کشتهسازی، بهانه لازم برای ترامپ ایجاد شود که به ایران حمله نظامی کند. اینجا مرحلهای بود که رضا پهلوی باید نقش خود را ایفا میکرد. به بهانه فراخوان رضا پهلوی، موساد عناصر تروریست خود، همچنین عناصر و وابستگان گروهکهای تروریستی تجزیهطلب و منافقین را وارد میدان کرد و در نهایت حوادث تلخ شامگاه ۱۸ دی رقم خورد.
در واقع نقش رضا پهلوی، ایجاد پوشش برای انجام این حملات تروریستی و سپس ایجاد بهانه برای حمله نظامی آمریکا به ایران بود.
بنابراین کاملا مشخص است رضا پهلوی دقیقا در راستای سناریوی موساد و سیا اقدام میکند. اکنون نیز او با طرح درخواست از آمریکا و رژیم صهیونیستی برای حمله به ایران دارد همین نقش را ایفا میکند. در واقع این درخواست رضا پهلوی، در راستای مشروعیتبخشی تصنعی و دروغین به حمله نظامی آمریکا به ایران انجام میشود تا ترامپ مدعی شود حمله نظامی آمریکا به ایران، با درخواست مردم ایران انجام میشود.
سناریوی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، یک سیرک مضحک است. آنها از طریق عناصر تروریست خود در ایران دست به اغتشاش و حملات تروریستی میزنند و سپس از طریق مهرهای به نام پهلوی مدعی میشوند این عناصر تروریست، اوباش و اغتشاشگران، همان مردم ایران هستند و مطالبه این مردم، دخالت نظامی خارجی در مسائل ایران است.
در این میان نکته قابل تامل این است که پس از لغو حمله نظامی آمریکا به ایران، عناصر وابسته داخلی موساد و ضدانقلاب بشدت سرخورده شدهاند. به همین خاطر موساد برای جلوگیری از ریزش این عناصر، به پهلوی مجددا ماموریت داده حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران را به عنوان یک موضوع محتمل حفظ کند. به عبارتی، درخواست پهلوی برای حمله به ایران، دقیقا در راستای طراحی موساد و سیا برای فعال نگه داشتن اغتشاشگران و عناصر تروریست در ایران انجام شده است.
اکنون همه چیز شفاف و آشکار شده و جای هیچگونه تردید یا انکاری نیست که رضا پهلوی نه نماد اپوزیسیون، بلکه مهره موساد و سیا برای ضربه زدن به ایران است.
نحوه برکشیدن پهلوی نیز همین را نشان میدهد. موساد و سیا در حالی ربع پهلوی را به عنوان نماد اپوزیسیون معرفی میکنند و بازی میدهند که او مطلقا مورد تایید گروهها و طیفهای مختلف اپوزیسیون نیست. یعنی پهلوی حتی در بین اپوزیسیون نیز یک فرد منتخب نیست، چه رسد به اینکه منتخب اکثریت مردم ایران باشد.
رضا پهلوی هیچکدام از مراحل و فرآیندهایی را که یک نفر به عنوان لیدر یک جریان سیاسی شناخته میشود طی نکرده است. او نه نماینده و منتخب طیفها و گروههای اپوزیسیون است و نه منتخب و گزینه مورد تایید مردم ایران. موساد و سیا نیز از این موضوع باخبرند. کما اینکه روزنامه صهیونیستی هاآرتص چندی پیش در گزارشی فاش کرد کارزارهای رضا پهلوی در فضای مجازی توسط موساد اداره میشود. هاآرتص در این گزارش همچنین فاش کرد به واسطه عدم مقبولیت پهلوی در جامعه ایران، موساد از طریق ایجاد و ساختن اکانتهای فیک و با استفاده از هوش مصنوعی در حال برجستهسازی و پرموت رضا پهلوی در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی ایران است. در واقع موساد تلاش میکند یک مقبولیت ساختگی و فیک برای رضا پهلوی ایجاد کند. در همین ماجرای ۱۸ دی نیز مشاهدات میدانی نشان داد در بین معترضان و اغتشاشگران، هواداران پهلوی در اقلیت بودند و در واقع موساد با بسیج همه عناصر خود و وابستگان همه گروهکهای تروریست تجزیهطلب و گروهکهای مخالف جمهوری اسلامی، تلاش کرد این افراد را به عنوان طرفداران رضا پهلوی جا بزند.
یعنی در کنار پیگیری کشتهسازی، یکی از اهداف سناریوی ۱۸ دی، تلاش برای برجستهسازی و القای مقبولیت پهلوی بود.
به هر حال کاملا مشخص است پروژه رضا پهلوی یک پروژه فیک و دروغین است.
دلیل این سرمایهگذاری و هزینه موساد و سیا روی این گزینه فیک نیز مشخص است. آنها دارند گزینهای را به عنوان نماد ضدیت با جمهوری اسلامی برجسته میکنند که مهره کاملا وابسته و مجری اوامر و دستورات آنهاست. با وجود پروپاگاندای دستگاه عملیات روانی موساد و سیا برای القای اینکه رضا پهلوی رهبر اپوزیسیون جمهوری اسلامی است، این واقعیت که وی پروژه موساد است، کاملا آشکار شده است.
* مهره گذار به تجزیه ایران
علنی شدن این واقعیت که پهلوی مهره و عنصر موساد است، باعث شده افکار عمومی ایران درک بهتر و کاملتری نسبت به اهداف پروژه آمریکا و رژیم برای ایران و نقش رضا پهلوی در این پروژه پیدا کنند. پروژه ترامپ و نتانیاهو علیه ایران با وجود هزینهها و خساراتی که برای ایران ایجاد کرد، در عمل هنوز گامی به جلو نرفته است.
با این وجود مواضع ترامپ و نتانیاهو نشان میدهد آنها همچنان در حال پیگیری این پروژه هستند. پروژه آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ایران، بخشی از پازل سناریوی خاورمیانه جدید و تبدیل رژیم تلآویو به عنوان هژمون غرب آسیاست. خاورمیانه جدید بر اساس تشکیل پروژه اسرائیل بزرگ یعنی از نیل تا فرات دنبال میشود. در این پروژه، مرزهای جغرافیایی بیشتر کشورهای منطقه دستخوش تغییر خواهد شد. طبق نقشهای که آمریکا از دوره بوش پسر برای غرب آسیا طراحی کرده، ایران به ۴ یا ۵ کشور کوچکتر تبدیل میشود. این سناریو اکنون در دولت ترامپ با شدت بیشتری دنبال میشود. نقطه تلاقی منافع آمریکا و رژیم در منطقه نیز همین است. به همین خاطر آنها برای ایران، رضا پهلوی را انتخاب کردهاند که در واقع از طریق او بتوانند چندپارهسازی و تجزیه ایران را پیش ببرند. در واقع پهلوی، گزینه گذار به تجزیه ایران است. به همین خاطر سیا و موساد تلاش میکنند گزینهای را در ایران روی کار بیاورند که فاقد مشروعیت و مقبولیت عمومی و در واقع قدرت و اعتبار او ناشی از حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد. در واقع طبق پروژه ترامپ و نتانیاهو آنها تلاش میکنند در ایران گزینهای را بر سر کار بیاورند که مجری اوامر و دستورات آنها باشد؛ بویژه پروژه تجزیه ایران. در واقع میخواهند پروژه تجزیه را از طریق رضا پهلوی انجام دهند که در ظاهر مقبولیت و مشروعیت بینالمللی داشته باشد و اینگونه القا کنند که تجزیه ایران، با نظر و تایید و اراده گزینه حاکم صورت گرفته است. دلیل سرمایهگذاری موساد و سیا روی رضا پهلوی دقیقا همین است.
البته همانگونه که گفته شد این پروژه تاکنون با شکست مواجه شده است. اگرچه قدرت دفاعی و اهرمهای بازدارنده ایران باعث شده حمله نظامی به ایران همراه با ریسک حداکثری برای آمریکا باشد و به همین خاطر ترامپ فعلا از این حمله عقبنشینی کرده اما به اعتقاد اکثر کارشناسان، مهمترین دلیل شکست این پروژه، نه عدم همراهی، بلکه مقاومت اکثریت مردم ایران در برابر این پروژه است.
مردم ایران در جنگ ۱۲ روزه به وضوح نشان دادند پشت پرده این حمله را کاملا درک کردهاند. اکثریت جامعه ایران بخوبی میدانند هدف ترامپ و نتانیاهو، تسلط بر ایران، غارت نفت و ثروت ملی و سپس تجزیه کشور است. به همین خاطر در جنگ ۱۲ روزه یکصدا و همبسته مقابل متجاوز ایستادند.
در غائله تروریستی اخیر نیز اکثریت جامعه ایرانی با این پروژه همراهی نکرد. ضمن اینکه راهپیمایی میلیونی مردم در ۲۲ دی نیز نشان داد برخلاف القائات دستگاه عملیات روانی آمریکا و رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی از یک پشتوانه مردمی بسیار مهم و تعیینکننده برخوردار است. به اذعان کارشناسان هیچ دولت و حکومتی در منطقه غرب آسیا به اندازه جمهوری اسلامی دارای سرمایه اجتماعی نیست. آن دسته از مشاوران ترامپ که مخالف حمله نظامی آمریکا به ایران بوده و هستند، در مخالفت با این ایده، به همین سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی ایران اشاره و تصریح کردند به واسطه این مقبولیت و حمایت میلیونی، اساسا تصور براندازی جمهوری اسلامی از طریق حمله نظامی، یک تصور اشتباه و سادهلوحانه است. در واقع با وجود تلاشهای موساد و سیا برای ارائه یک تصویر جعلی و دروغین از جامعه ایرانی، واقعیترین تصویر از جامعه ایرانی، همان تصویری است که در جنگ ۱۲ روزه نمایان شد. مردم ایران میدانند اکنون این جمهوری اسلامی است که ضامن بقای ایران و حفظ تمامیت ارضی کشور است. افکار عمومی ایران این نکته بسیار مهم و حیاتی را درک کرده که هر گونه تلاش برای تضعیف جمهوری اسلامی، در واقع اقدامی در راستای پروژه تجزیه ایران است. به همین خاطر است که بسیاری از کارشناسان معتقدند مهمترین عامل شکست پروژه ترامپ و نتانیاهو علیه ایران، خودآگاهی جمعی ایرانیان است. بر اساس این آگاهی جمعی است که رضا پهلوی به عنوان یک مهره وابسته به سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی شناخته میشود.
مردم به وضوح، تفاوت یک عنصر سیاسی با یک مهره اطلاعاتی را متوجه میشوند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟