رسانه تصویری خبر۲۴

جنگی که «پایان یافت» اما ادامه دارد؛ ایران؛ پرونده‌ای که ترامپ نمی‌تواند ببندد

جنگی که «پایان یافت» اما ادامه دارد؛ ایران؛ پرونده‌ای که ترامپ نمی‌تواند ببندد

سخنان متناقض رئیس‌جمهور آمریکا درباره جنگ با ایران، تصویری از سردرگمی سیاسی و نظامی در کاخ سفید ترسیم می‌کند که تبعات آن فراتر از حد تصور و جهانی است. اظهاراتی که اعتبار روایت رسمی واشنگتن را در همه ادعاهای خود زیر سوال برده و نمایندگان سنا و کنگره را به…

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ القای تصویر پیروز از ارتش آمریکا در هر نبرد نظامی در ۵۰ سال اخیر، یکی از ابرازهای حیاتی این کشور برای ایجاد هژمون خود در جهان بوده و برای ترسیم آن تصویر و تثبیت این هژمون، هزینه‌ها و بودجه‌های هنگفتی هم صرف کرده است. از رهگذر ترسیم این تصویر، از یک‌سو هژمون مورد اشاره به جهان تلقین و از سوی دیگر هزینه‌های نظامی و سیاسی این تلقین را برای مردم داخل آمریکا که تامین‌کنندگان اصلی آن هستند، موجه و معقول جلوه داده می‌شد.

این روند تا چند سال اخیر کار می‌کرد و اثربخش بود اما تبدیل شدن جهان به دهکده ارتباطات سریع، ارزان و قابل دسترس، در حال نابودی تصویر نیم‌قرنی آمریکا از پیروزی‌های خود است. جایی که دوربین‌های بسیار ساده شهروندان عادی در بخش‌های مختلف جهان با ثبت واقعیت موجود، اجازه شکل‌گیری واقعیت برساخته دولت آمریکا را نداده‌اند. این روند که با گسترش شبکه‌های اجتماعی و بنگاه‌های خبری جدید اما نسبتا مستقل در جهان آغاز شد، در سه سال اخیر شدت بیشتری گرفت و ابتدا در تراژدی غزه، بخش بزرگی از حقایق کشتار مردم این منطقه از سوی رژیم صهیونیستی را عیان ساخت و بعد در ایستگاه جنگ علیه ایران هم اجازه نداد، «misinformation» و «Disinformation» روایت‌های «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا به روایت غالب افکار عمومی ایران، جهان و حتی هیات حاکمه آمریکا تبدیل شود.

بحث‌های ناتمام، درگیری‌های لفظی، کنایه‌های سیاسی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان کنگره و سنای آمریکا، در روزهای جاری، نتیجه این اثرگذاری این روند است. این پرسش که بالاخره تاسیسات هسته‌ای ایران نابود شده است یا ایران در آستانه ساخت بمب اتم است؟ سیستم نظامی و دفاعی ایران اعم نابوده شده یا نه؟ هزینه این نابودی برای آمریکا چقدر بوده است؟ انبار تسلیحات آمریکا خالی است یا دو برابر همیشه؟ ایران دچار فروپاشی شده یا سرسختانه ادامه می‌دهد؟ مقامات ایران سردرگمی و اختلاف به سر می‌برند یا توافق بد را قبول نمی‌کنند؟

تناقض واقعیت با ادعای «نابودی همه‌چیز»/ آنچه سردرگمی ترامپ بر سر جهان می‌آورد

جنگ ایران و توضیح متناقض دولت ترامپ

حضور ارتش آمریکا در هر درگیری نظامی که بدون مجوز کنگره آغاز شده باشد؛ باید ۲ ماه پس از آغاز از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، تعیین تکلیف شود. گرچه چنین قانونی چندان از سوی روسای جمهور آغازگر جنگ‌های پیشین مورد توجه نبوده اما توضیحات نمایشی مقامات دولت ترامپ به نمایندگان کنگره و سنای این کشور، درباره دلایل آغاز این نزاع و آینده آن، بیش از پیش نشانه‌های مشخصی از سردرگمی‌های آن‌ها را حکایت می‌کند. بر اساس آنچه در رسانه‌های غربی منتشر شده، رئیس‌جمهور آمریکا در نامه‌ای به کنگره این کشور اعلام کرده که جنگ با ایران «پایان یافته» است و در عین حال تاکید کرده که قصد ندارد تقابل با ایران را زودهنگام رها کند چرا که در این صورت ممکن است «چند سال بعد دوباره با همان مشکل مواجه شویم و علی‌رغم موفقیت عملیات آمریکا علیه ایران و تلاش‌های مداوم برای تضمین صلح پایدار، تهدید ایران برای ایالات متحده و نیروهای مسلح ما همچنان قابل توجه است.

این در حالی است که ترامپ در گفت‌وگوی دیگری با رسانه‌ها مدعی شده است که «ما همه‌چیز را در ایران نابود کرده‌ایم. اگر همین حالا خارج شویم، ۲۰ سال طول می‌کشد تا آنها دوباره بازسازی کنند، اگر اصلا بتوانند؛ با این حال کافی نیست و ما باید تضمین داشته باشیم که آنها هرگز به سلاح هسته‌ای دست پیدا نخواهند کرد.» فارغ از اینکه منظور رئیس‌جمهور آمریکا از پایان جنگ در حالی که همچنان نیروهای نظامی خود را در منطقه حفظ کرده است؛ چیست، سوال اساسی‌تر از ترامپ می‌تواند این باشد که اگر طبق ادعای خود، توان دفاع هوایی و نیروی دریایی ایران را نابوده کرده و به اهداف خود حتی زودتر از موعد دست یافته، چرا باید نیروهای خود را در منطقه حفظ کند؟ چرا نابودی «همه‌چیز» به شمول تاسیسات هسته‌ای ایران برای او کافی نیست؟ از سوی دیگر رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرده است که در پی رسیدن به توافقی با ایران است و اگر در چنین موضعی مصمم و صادق است، چرا از پیشنهاد ایران برای پایان دادن به محاصره دریایی استقبال نمی‌کند؟

تناقض در گفته‌ها، محدود به ترامپ نیست و نمونه‌های آن در اظهارات وزات دفاع آمریکا و وزیر این وزارتخانه هم به صورت مستمر شنیده می‌شود. «پیت هگست» وزیر دفاع یا جنگ ترامپ که از موافقان و مشوقان اصلی رئیس‌جمهور برای حمله به ایران بوده، در جلسه با نمایندگان کنگره این کشور اعلام کرده است که بازسازی ذخایر تسلیحاتی امریکا، که در پی جنگ با ایران و سایر درگیری‌های نظامی سال‌های اخیر کاهش یافته، بسته به نوع تجهیزات می‌تواند «ماه‌ها تا سال‌ها» زمان ببرد.

این موضوع بر اساس خبرهای رسیده به رسانه‌های آمریکایی در محافل و جلسات خصوصی مقامات آمریکایی هم مورد اشاره قرار گرفته و پیش از آغاز این جنگ هم درباره آن به ترامپ هشدار داده شده بود، هشداری که رئیس‌جمهور آمریکا هم در همان زمان و هم اکنون آن را نادیده می‌گیرد و مدعی می‌شود که ذخایر مهمات آمریکا بی‌سابقه و باکیفیت است و می‌توان با آن‌ها جنگ‌ها را برای مدت نامحدود پیش برد.

ایران اما گزینه مناسبی برای خوشبینی‌های نظامی هیچ کشوری در طول تاریخ نبوده است و این بار هم بسیاری از طرح‌های آمریکا و رژیم اسرائیل را در همان روزهای نخست، نقش‌برآب کردبرنامه هسته‌ای ایران به عنوان زیر مجموعه آن چیزی که ترامپ مدعی نابودی آن است؛ همچنان محور تناقض‌گویی‌های مقامات آمریکاست. ترامپ در جنگ ۱۲ روزه بارها و بارها بر این مسئله تاکید کرده بود که ایران تاسیسات هسته‌ای خود را به کامل از دست داده است. با این ادعا اما دور دوم حملات به ایران را به بهانه مقابله با تلاش تهران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای آغاز کرد. همین تناقض گرچه بارها در تحلیل‌های متنوعی از سوی تحلیلگران و چهره‌های سیاسی و حتی طرفداران ترامپ مورد سوال بود اما پرسیدن آن از هگست در کنگره آمریکا، اهمیت ویژه‌ای دارد. جایی که وقتی وزیر دفاع آمریکا هدف از حمله به ایران را مقابله با سلاح هسته‌ای اعلام کرد؛ نمایندگان همین ادعای پیشین دولت در نابودی تاسیسات را مطرح کردند و هگست در تنگنای پاسخ مدعی شد که هدف حمله دوم مقابله با «جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران» بوده است. ادعایی که در همان قوانین مصرح خود آمریکا هم جایگاهی نداشته و مورد انتقاد قرار گرفته است.

این تناقض درباره میزان هزینه حمله به ایران هم ملموس است، جایی که پنتاگون در گزارش خود این میزان را ۲۵ میلیارد دلار اعلام کرده در حالی که «عباس عراقچی» وزیر امور خارجه تاکید دارد که این مبلغ ۱۰۰ میلیارد دلار و هزینه قماری است که نتانیاهو بر مردم آمریکا تحمیل کرده است. در نهایت ترامپ از فردای آتش‌بس درحالی ایران و مقامات جمهوری اسلامی ایران را به سردرگمی، اختلاف و فروپاشی متهم می‌کند که مجموع اظهارات مشوش او درباره همین یک موضوع نشان‌ می‌دهد که چنین رویه‌هایی نه در ایران که در خود آمریکا وجود داشته و در حالی که هر روز در کنگره و سنا و ارتش شاهد اوج اختلافات هستیم؛ ترامپ ایران را متهم به فروپاشی در تصمیم‌گیری و اختلاف در ارکان حکومت می‌کند.

تناقض واقعیت با ادعای «نابودی همه‌چیز»/ آنچه سردرگمی ترامپ بر سر جهان می‌آورد

پیامدهای سردرگمی ترامپ بر منطقه، جهان و آمریکا/پذیرش واقعیت کلید خروج از بحران

رئیس‌جمهور آمریکا یکی از دشوارترین برهه‌های مسئولیت خود را می‌گذارند از آن رو که در برابر ایران با دشواری در تصمیم‌گیری روبروست؛ ترامپ جنگی را آغاز کرد که درباره جزییات آن از یک سو و تبعات آن از سوی دیگر، اگر نگوییم اطلاع نداشت اما در یک خوش‌بینی عمیق القا شده از سوی نتانیاهو، پارامترهای اثرگذار بر آن را بسیار محدود و قابل کنترل تصور می‌کرد. ایران اما گزینه مناسبی برای خوش‌بینی‌های نظامی هیچ کشوری در طول تاریخ نبوده است و این بار هم بسیاری از طرح‌های آمریکا و رژیم اسرائیل را در همان روزهای نخست، نقش‌برآب کرد؛ تا ترامپ در توضیح آنچه در میدان واقعیت در حال روی دادن است؛ ناگزیر به تناقض و تشویش شود.

در بعد بین‌الملل هم شرکای آمریکا در اروپا و حتی منطقه در وضعیف خاصی به سر می‌برند؛ نوعی بلاتکلیفی آغشته به خشم و حتی ترس.

در حال حاضر آغاز جنگ با ایران به رغم تمام تقلای ترامپ برای آن، گزینه چندان معقولی برای جهانی که در تنگنای بسته ماندن تنگه هرمز است؛ مناسب نیست. این محدودیت در تردد در این آبراهه بین‌المللی بر تک‌تک عناصر زیستی در این جهان تاثیرگذار بوده است. از قیمت بنزین در آمریکا تا مواد غذایی در هند و اروپا. تداوم این سردرگمی ترامپ شرایط را هر روز برای گروه‌های مختلف از نظر اقتصادی سخت‌تر می‌سازد. این سختی برای نمایندگان جمهوری‌خواه طرفدار ترامپ از نوع سیاسی هم تجربه می‌شود و آن‌ها ناپایدارترین شرایط سیاسی را در ماه‌های نزدیک به انتخابات کنگره و سنا تجربه می‌کنند که دلیل اصلی آن جنگ انتخابی رئیس‌جمهور جمهوری خواه آمریکاست.

در بعد بین‌الملل هم شرکای آمریکا در اروپا و حتی منطقه در وضعیت خاصی به سر می‌برند؛ نوعی بلاتکلیفی آغشته به خشم و حتی ترس. اروپا هر روز به دلیل عدم مشارکت در این نزاع عجیب، مورد نکوهش و حتی تنبیه ترامپ قرار می‌گیرند و کشورهای منطقه هم که به اعتماد وی، آتش به روی همسایه خود گشوده بودند؛ درباره آینده خود در منطقه دچار پرسش‌هایی با پاسخ‌های نه چندان خوشایند هستند.

این شرایط، نتیجه انتخاب راهی اشتباه است و نشانه‌های رفتاری ترامپ حکایت از تکرار این اشتباه دارد. با این همه راه برای رئیس‌جمهور آمریکا؛ مشخص‌تر از آن است که نیازی به توصیه و تحلیل داشته باشد. جنگ با ایران نتوانست خواسته‌های کاخ سفید را که بیشتر خواسته‌های تل‌آویو بود، برآورده سازد. رفتارشناسی ایران هم حکایت از تسلیم بی‌قید و شرط در برابر این زیاده‌خواهی‌ها ندارد؛ بنابراین تکرار جنگ، همان نتیجه تکراری پیشین را خواهد داشت. پذیرش واقعیت ایران به عنوان کشوری مستقل و البته قدرتمند می‌تواند راه خروج از بحران را به ترامپ نشان دهد و آغاز این پذیرش هم شاید، قبول پیشنهاد ایران باشد. واقعیت در خاورمیانه و در مواجهه با ایران، گاهی متفاوت‌تر از نیویورک و واشنگتن تعریف می‌شود و درک این مهم می‌تواند تلخی آن واقعیت را برای ترامپ کاهش دهد.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *