-
اندازه متن
+
گزارش اختصاصی خبر ۲۴؛ به گزارش موسسه مطالعاتی جهان معاصر، در ادامه، گزارش تفصیلی این هوشمندی استراتژیک چین را در ۵ حوزه کلیدی بررسی میکنیم. ۱. نفوذ تسلیحاتی؛ تامینکننده امنیت همه طیفها جنگ ایران، درِ خواستهشدهای را به روی صنایع دفاعی چین گشود تا ضمن حفظ روابط خود با تهران، جایگاه خود را به عنوان تأمینکننده امنیت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز تثبیت کند. · معادلهسازی ایران: بر اساس گزارشهای اطلاعاتی ایالات متحده، پنتاگون شواهدی از فعالیتهای چین برای تأمین مهمات نظامی برای ایران به دست آورده است. معامله نزدیک به نهایی ایران برای خرید موشکهای مافوق صوت سیام-۳۰۲ (CM-302) چین، نمونه بارز این همکاری است که توان پکن برای تجهیز ایران به فناوریهای پیشرفته ضدکشتی را نشان میدهد. چین این اتهامات را «تهمتهای بیاساس» خوانده است. · شریک امنیتی خلیجفارس: در سوی دیگر میدان، چین از خلأ ایجادشده برای فروش تسلیحات به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس استفاده میکند و خود را به عنوان یک جایگزین معتبر برای شرکای غربی معرفی مینماید. ۲. تسلط بر اقتصاد انرژی؛ ثباتبخش در غیاب آمریکا بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، زنجیره تأمین انرژی آسیا را مختل کرد؛ فرصتی که چین از آن برای ایفای نقش «تثبیتکننده» و افزایش نفوذ خود در منطقه استفاده کرد. · چین، صادرات فرآوردههای نفتی خود را متوقف کرد و سپس با مدیریت دقیق، به عنوان یک تأمینکننده حیاتی برای کشورهای آسیایی که با کمبود سوخت مواجه شده بودند ظاهر شد. · این اقدام، ضمن تقویت وابستگی همسایگان به پکن، آنها را متقاعد ساخت که اتکا به معماری امنیتی تحت رهبری آمریکا، به اندازه همکاری اقتصادی با چین قابل اعتماد نیست. ۳. آزمایشگاه هوشمندی نظامی؛ شناسایی نقاط ضعف آمریکا جنگ ایران به یک «آزمایشگاه نظامی» زنده برای پکن تبدیل شده است. تحلیلگران چینی، با رصد دقیق عملیاتهای نظامی ایالات متحده، نقاط ضعف و قوت دکترین جنگی و تجهیزات آمریکا را استخراج میکنند. · درسآموزی: چین در حال درک این موضوع است که چگونه نیروهای مسلح آمریکا حتی با وجود برتری تکنولوژیک، در برابر حملات نامتقارن با تسلیحات ارزانقیمت و انبوه (مانند پهپادها) آسیبپذیر هستند. · کاهش بازدارندگی آمریکا: فرسایش ذخایر موشکی آمریکا در این جنگ، نگرانیهای جدی را در مورد توانایی واشنگتن برای دفاع از تایوان در صورت درگیری با چین ایجاد کرده است. تخلیه مهمات جنگی و خالی شدن زرادخانههای پیشرفته آمریکا در خاورمیانه، مستقیماً به مزیت استراتژیک پکن در شرق آسیا تبدیل شده است. ۴. دیپلماسی ضدجنگ؛ تثبیت وجهه «صلحطلب» در حالی که آمریکا با اتهامات جنایت جنگی و متهم شدن به بیثباتکننده منطقه مواجه است، چین سیاست «فاصلهگذاری هوشمندانه» را در پیش گرفته است. · پکن با استفاده از پیامهای ضدجنگ، ایالات متحده را به عنوان یک بازیگر بیثباتکننده در عرصه جهانی معرفی میکند و در مقابل، تصویری از خود به عنوان یک قدرت مسئولیتپذیر و صلحطلب ارائه میدهد. این رویکرد، اعتبار دیپلماتیک پکن را در نزد افکار عمومی جهان و بهویژه کشورهای جنوب جهانی افزایش داده است. ۵. نتیجهگیری؛ پایان یکجانبهگرایی آمریکا؟ تحلیل نهایی از این گزارشها نشان میدهد که جنگ ایران به طور عینی به تضعیف جایگاه و اعتبار آمریکا در جهان و تقویت همزمان نفوذ و قدرت چین انجامیده است. چین با بازی هوشمندانه بر روی همه تختههای شطرنج (نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و اطلاعاتی)، خود را به عنوان قدرتی معرفی کرده است که قادر است نه تنها از هرجومرجهای ژئوپلیتیک جان سالم به در ببرد، بلکه از دل آنها نیز به عنوان یک هژمون نوظهور بیرون بیاید.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟