به گزارش خبر ۲۴؛ در طول دو سال گذاشته دست کم هر هفته یک خبر در مورد تماسهای بدر عبدالعاطی، وزیر خارجه مصر با بازیگران منطقهای و بینالمللی در خصوص مسائل ایران منتشر میشود. گویی در حال حاضر هیچ اولویتی بالاتر از پرونده ایران برای دستگاه سیاست خارجی مصر وجود ندارد.
بدر عبدالعاطی، در مصاحبهای جدید با کریستین امانپور، مجری سیانان ادعا کردهاست که مصر در فرآیند این مذاکرات پنهان یا غیرمستقیم میان ایران و آمریکا نقش کلیدی و حمایتی دارد. او اشاره داشت که قاهره به طور فعال برای کاهش تنشهای فزاینده در خاورمیانه تلاش میکند. وی به دیدار اخیر خود با همتای ایرانیاش در هند اشاره کرد که در راستای تلاشهای دیپلماتیک مصر برای متوقف کردن درگیریها و جلوگیری از یک جنگ فراگیر در منطقه صورت گرفته است.
هر چند مصر و ایران سالیان درازی را بدون روابط مستقیم دیپلماتیک و حتی در دورههایی با روابط خصمانه پشت سر گذاشتهاند، اما در دو سال اخیر تحرک برای بازسازی روابط دو کشور شدت بیشتری گرفتهاست.
درست یک سال پیش چند روز پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به دعوت بدر عبدالعاطی، همتای مصریاش به قاهره سفر کرد. در این سفر وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران دیداری دوستانه نیز با وزرای خارجه پیشین مصر برگزار کرد. در این دیدار گفتهشد که «اکنون فقط مسئله زمان است تا روابط بهطور کامل احیا شود.»
از توافق قاهره تا چارچوب چهارجانبه منطقهای
اما جنگ ۱۲ روزه و تحولات پس از آن تا به امروز باعث شدهاست که پرونده عادیسازی روابط تهران و قاهره موقتاً زیر سایه اولویتهای مهمتر روابط خارجی ایران قرار بگیرد. با این حال تماسهای مستمر میان ایران و مصر همچنان حفظ شدهاست و مصر مرتبا در رایزنیهای مرتبط با پرونده ایران مشارکت میکند.
از جمله دستاوردهای مصر در این فرآیندهای دیپلماتیک توافق قاهره میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در شهریور ۱۴۰۴برای دسترسی بازرسان آژانس به تأسیسات هستهای ایران در چارچوب قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی بود. تهران پس از حملات نظامی به تأسیسات هستهایاش در خرداد و تیر سال ۱۴۰۴ محدودیتهایی را برای دسترسی بازرسان آژانس ایجاد کردهبود که قرار بود بر اساس توافق قاهره این دسترسیها در چارچوب قوانین ایران تسهیل شود.
اما توافق قاهره دیری نپایید و با اقدام غیرقانونی دولتهای اروپایی طرف برجام در فعال کردن فرآیند اسنپبک، توافق قاهره رسما از سوی ایران مختومه اعلام شد.
با این حال وزیر خارجه مصر دست از مساعی جمیله برای کمک به فرآیند دیپلماتیک میان ایران و آمریکا نکشید. در طول ماههای گذشته بدر عبدالعاطی بارها و بارها با دیپلماتها و شخصیتهای سیاسی بینالمللی از جمله وزرای خارجه ایران و فرانسه، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیس جمهور آمریکا و رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای تسهیلگری در فرآیند دیپلماتیک توافق میان ایران و آمریکا و آژانس بینالمللی تماس گرفتهاست.
در طول جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز مصر در چارچوب گروه چهارجانبه غیررسمی مصر، ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان برای تسهیلگری مذاکرات آتشبس و صلح حضور داشت.
تردیدها نسبت به اثرگذاری واقعی مصر
به رغم تلاشهای مصر برای مطرح کردن خود به عنوان یک میانجی مهم در پرونده ایران، تردیدهای زیادی در مورد توانایی دیپلماتیک و نفوذ مصر در تصمیمسازی بازیگران اصلی تنشهای جاری در منطقه وجود دارد.
مصر دهههاست که با ایران روابط دیپلماتیک ندارد و در عین حال در جهان عرب هم بیش از آنکه به عنوان یک رهبر تعیین کننده مطرح باشد، گهگاه صرفاً به عنوان یک قدرت نظامی برای حمایت از امنیت کشورهای منطقه مطرح میشود. هر چند مصر دههها برای رهبری جهان عرب تلاش کردهاست، اما جایگاه هدایتگری و رهبری سالهاست که در اختیار ریاض قرار دارد، هر چند قدرت عربستان سعودی هم مطلق نیست و دائماً توسط رقبای منطقهای مانند قطر و امارات متحده عربی در جنوب خلیج فارس به چالش کشیدهشدهاست.
در عین حال مصر اهرم قدرتمندی برای اثرگذاری بر سیاستهای آمریکا در اختیار ندارد. در واقع مصر و پاکستان هر دو به عنوان «کشورهای مشتری» آمریکا شناخته میشوند که برای استمرار حیات خود به کمکهای مالی و نظامی آمریکا وابسته هستند. مصر حتی از ابزارهای مالی و نفتی کشورهای ثروتمند جنوب خلیج فارس برای تاثیرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا بیبهره است.
احمد عبوده، پژوهشگر چتمهاوس در مورد میزان اثرگذاری گروه غیررسمی چهارجانبه منطقهای مینویسد: «اگرچه اعضای گروه نوظهور چهارجانبه (Quad) دیدگاه مشترکی نسبت به اسرائیل به عنوان یک تهدید مشترک و فوری دارند، اما اختلافات داخلی قابلتوجهی نیز میان آنها وجود دارد. مصر با ایدئولوژی اسلامگرایانه دولت ترکیه همسو نیست و از نظر تاریخی همواره با عربستان سعودی برای کسب جایگاه برتر در جهان عرب رقابت داشته است. عربستان سعودی نیز به طور کامل به ترکیه اعتماد ندارد. علاوه بر این، این دیدگاه در منطقه وجود دارد که پاکستان یک بازیگر خارجی است که تجربه کافی در زمینه پویاییهای منطقه را ندارد و به شبکههای آن دسترسی ندارد. از این رو، این ائتلاف موقتی و مصلحتی (تراکنشی) است و فاقد عمق راهبردی میباشد.»
مخالفت صریح با جنگ
مصر هر چند خرداد سال گذشته حملات اسرائیل را به ایران به صراحت محکوم کرد، اما در جنگ تحمیلی اخیر به صورت علنی از محکوم کردن اقدامهای آمریکا خودداری کرد. این ناتوانی در اعلام موضع صریح نشاندهنده مرزها و محدودیتهای توان دیپلماتیک مصر است. تا جایی که جنگ به اسرائیل مربوط شود، قاهره ابایی از اظهارنظر ندارد، اما وقتی پای آمریکا وسط بیاید، دولت مصر حاضر به رنجاندن واشنگتن نیست.
مصر به رغم ناتوانی در محکوم کردن آمریکا، مرتبا خواستار پایان جنگ آمریکا علیه ایران شد. روز ۱۰ فروردین در اوج جنگ جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل علیه مردم ایران عبدالفتاح سیسی، رئیس جمهور مصر در سخنرانی خود در افتتاحیه کنفرانس و نمایشگاه بینالمللی انرژی مصر (EGYPES 2026) در قاهره، با اشاره به اینکه «هیچکس جز رئیسجمهور ترامپ نمیتواند این جنگ را متوقف کند»، خطاب به او گفت: «از جانب خودم و به نام انسانیت و همه دوستداران صلح… خواهش میکنم به ما برای توقف این جنگ کمک کنید… شما توانایی انجام این کار را دارید.»
تلاش برای ارتقای جایگاه بینالمللی
هر چند دستگاه سیاست خارجی مصر پروندههای مهم متعددی را در اولویت کار خود دارد، اما پرونده ایران فرصت بسیار مناسبی برای قاهره ایجاد کردهاست تا تلاش کند با نقشآفرینی مؤثر جایگاه بینالمللی خود را ارتقا دهد.
مصر مانند پاکستان، تسهیلگری در حل و فصل دیپلماتیک پرونده تنشهای خاورمیانه را فرصتی برای تقویت وجهه خود به عنوان قدرتهای سیاسی در منطقه و جهان میبیند.
حمزه هنداوی در روزنامه نشنال امارات مینویسد: «موقعیت منحصربهفرد مصر به عنوان متحد استراتژیک ایالات متحده، در حالی که کانالهای ارتباطی خود را با اسرائیل، ایران و حماس حفظ کرده است، در چندین سطح به نفع قاهره بوده است. این جایگاه، مصر را قادر ساخته تا به عنوان یک میانجی کلیدی در آتشبس اکتبر ۲۰۲۵ در غزه که به دو سال جنگ پایان داد، نقش برجستهای در سطح جهانی ایفا کند. همچنین، این کشور نقش محرمانهای در تلاشهای میانجیگرانه به رهبری پاکستان برای متوقف کردن جنگ ایران ایفا کرده است.»
انگیزههای چندگانه مصر
احمد عبوده، پژوهشگر اندیشکده چتمهاوس چهار انگیزه را برای تلاشهای مصر با هدف کاهش تنش در جنگ جاری بر میشمرد. به نوشته عبوده نخستین خواسته مصر «حفظ امنیت و آزادی دریانوردی در تنگه بابالمندب و دریای سرخ است؛ این هدف از طریق جلوگیری از سلطه هرگونه قدرت واحد بر شاخ آفریقا و همچنین ترغیب حوثیهای یمن به دور ماندن از این منازعه دنبال میشود.»
از دیدگاه این پژوهشگر دومین انگیزه مصر جلوگیری از هژمونی منطقهای اسرائیل است. عبوده مینویسد: «مصر تلاش میکند تا توازنی در برابر جاهطلبیهای اسرائیل برای دستیابی به سلطه و برتری در منطقه ایجاد کند.» روزنامه نشنال هم در این زمینه مینویسد: «مصر، ایران را به عنوان یک دارایی و سرمایه بزرگ در راستای تلاشهای خود برای سد کردن راه نفوذِ بهسرعت در حال گسترش اسرائیل میبیند.»
به نظر میرسد که مصر منافع متعددی در میانجیگری و تسهیلگری در فرآیندهای دیپلماتیک مرتبط با پرونده ایران دارد، اما همچنان در مورد میزان اثرگذاری و توانمندی قاهره در پیشبرد فرآیند دیپلماتیک تردیدهای زیادی وجود دارد.انگیزه سوم از دیدگاه پژوهشگر مؤسسه چتم هاوس، جلوگیری از مشغول شدن دولت آمریکا به منازعههای جدید است. احمد عبوده مینویسد: «قاهره مایل است توجه دولت ترامپ دوباره به سمت دیگر منازعاتی معطوف شود که مصر آنها را تهدیدات جدیتری میداند: آتشبس متزلزل در غزه، جنگ جاری در سودان و مناقشه مصر با اتیوپی بر سر سد النهضه.»
چهارمین انگیزه مصر از دیدگاه عبوده انگیزه اقتصادی است. این پژوهشگر مصر خواهان تداوم تعهد ایالات متحده و کشورهای حوزه خلیج فارس برای سرمایهگذاری و حمایت از اقتصاد خود است؛ اقتصادی که در میان آسیبپذیرترینها در برابر افزایش قیمت انرژی و خروج سرمایهگذارانِ بدهیهای خارجی بوده است. از زمان آغاز جنگ، قیمت سوخت در مصر تا ۳۰ درصد افزایش یافته و در مقابل، ارزش پوند مصر با کاهش مواجه شده است.
اما مصر انگیزههای داخلی قدرتمندی هم برای پایان فوری جنگ دارد. دیوید شنکر، دیپلمات پیشین آمریکایی در یادداشتی برای نشنال اینترست در مورد آسیبهای اقتصادی مصر از جنگ مینویسد: «آشکارترین قربانی این وضعیت، اقتصاد مصر است که حتی پیش از آغاز جنگ نیز زیر بار بدهیهای ناشی از سوءمدیریت و ولخرجیهای بیرویه رئیسجمهور، عبدالفتاح السیسی، در حال تزلزل بود. در حال حاضر، ارز خارجیِ مورد نیاز برای بازپرداخت بدهیها از ذخایر ارزی قاهره فراتر رفته است. مصر برای پر کردن این شکاف، اوراق قرضه با بازدهی بالا صادر میکند؛ اما با آغاز بمباران ایران توسط ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه، میلیاردها دلار از سرمایه سرگردان مصر از کشور گریختند. امسال، پرداخت سودِ اسناد خزانه و مابقی بدهیهای هنگفت مصر، ۶۴ درصد از بودجه سالانه این کشور را به خود اختصاص خواهد داد. از سوی دیگر، جهش هزینههای انرژی در زمان جنگ نیز در حال افزایش دادنِ این کسری بودجه است.»
این دیپلمات پیشین آمریکایی و پژوهشگر اندیشکده موسسه واشنگتن مینویسد: « «پیامدهای جنگ یعنی اختلال در صادرات انرژی و هزینههای بازسازی کشورهای منطقه به این معنا خواهد بود که سعودیها و قطریها کمکهای خارجی و سرمایهگذاریهای خود را کاهش میدهند. این کشورهای حوزه خلیج فارس سابقهای طولانی در نجات اقتصادی مصر دارند، اما اولویت پس از جنگ آنها، جبهه داخلی خودشان خواهد بود.»
وزیر خارجه مصر نیز در گفت و گو با سیانان تشریح کرد که چگونه اقتصاد کشورش به شدت تحت تاثیر ضربات مالی ناشی از این درگیریهای منطقهای میان ایران، آمریکا و متحدانشان قرار گرفته و تلاشهای دیپلماتیک مصر علاوه بر ثبات منطقه، برای نجات اقتصاد خودش نیز حیاتی است.
در مجموع به نظر میرسد که مصر منافع متعددی در میانجیگری و تسهیلگری در فرآیندهای دیپلماتیک مرتبط با پرونده ایران دارد، اما همچنان در مورد میزان اثرگذاری و توانمندی قاهره در پیشبرد فرآیند دیپلماتیک تردیدهای زیادی وجود دارد.


نظر شما در مورد این مطلب چیه؟