به گزارش خبر ۲۴؛ در سالهای اخیر، سازمان بهزیستی علاوه بر مأموریتهای سنتی خود در حوزه حمایت از اقشار آسیبپذیر، تلاش کرده است رویکردهای جدیدی را برای ارتقای سرمایه اجتماعی، توسعه مشارکتهای مردمی و توانمندسازی جامعه هدف دنبال کند. اجرای طرحهایی همچون «سلام محله» و «بانک زمان»، استفاده از ظرفیت محلات، بهرهگیری از فناوریهای نوین، برنامهریزی برای مواجهه با بحران سالمندی و توسعه خدمات حمایتی برای زنان سرپرست خانوار، از جمله محورهایی است که این روزها در دستور کار سازمان قرار گرفته است.
در همین راستا، سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی، با حضور در خبرگزاری تسنیم، در گفتوگویی تفصیلی به تشریح مهمترین برنامههای این سازمان، چالشهای پیشرو و سیاستهای جدید بهزیستی پرداخت.
مشروح بخش اول این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
برخلاف تصور عمومی، جمعیت کودکان بیسرپرست و بدسرپرست روند افزایشی ندارد
تسنیم: بخش قابل توجهی از جامعه هدف سازمان بهزیستی را زنان سرپرست یا بدسرپرست خانوار، سالمندان و کودکان بیسرپرست تشکیل میدهند. با توجه به اینکه برخی از این گروهها، بهویژه سالمندان و زنان سرپرست خانوار، روندی افزایشی دارند، سازمان بهزیستی چه برنامه بلندمدتی برای مواجهه با این وضعیت دارد؟ آیا برای آیندهپژوهی و مدیریت این چالشها برنامه مشخصی تدوین کردهاید؟
سؤال شما چند بخش دارد و اجازه بدهید به ترتیب به آنها پاسخ بدهم.
نخست درباره کودکان بیسرپرست و بدسرپرست باید بگویم برخلاف تصور عمومی، جمعیت این گروه در کشور روند افزایشی ندارد. این کودکان تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار میگیرند و در حال حاضر حدود ۷۰۰ مرکز شبهخانواده در سراسر کشور مسئولیت نگهداری از آنها را بر عهده دارند؛ از شیرخواران و نوباوگان گرفته تا کودکان و نوجوانان.
اکنون حدود ۱۰ هزار کودک در این مراکز نگهداری میشوند و بر اساس آمارهای موجود، این تعداد بهتدریج در حال کاهش است. یکی از دلایل این روند نیز کاهش نرخ موالید در کشور است؛ هرچند عوامل دیگری نیز در این موضوع نقش دارند. بنابراین، برخلاف برخی تصورها، در حوزه کودکان بیسرپرست و بدسرپرست با افزایش جمعیت مواجه نیستیم.
تعداد زنان سرپرست خانوار و هم شمار زنان بدسرپرست در حال افزایش است
اما درباره زنان سرپرست خانوار و زنان بدسرپرست باید میان این دو گروه تفاوت قائل شد؛ زیرا مسائل و راهکارهای آنها یکسان نیست.
واقعیت این است که هم تعداد زنان سرپرست خانوار و هم شمار زنان بدسرپرست در حال افزایش است. از نگاه ما، ازدواجها را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد؛ ازدواجهای تکمیلی و ازدواجهای فرسایشی. متأسفانه سهم ازدواجهای فرسایشی در جامعه رو به افزایش است و همین مسئله زمینه شکلگیری پدیده بدسرپرستی را فراهم میکند.
از سوی دیگر، پس از تشکیل خانواده نیز معمولاً با سه الگوی اصلی مواجه هستیم؛ خانواده متعادل، خانواده خاموش و خانواده پرآشوب. متأسفانه تعداد خانوادههای خاموش و پرآشوب در حال افزایش است و طبیعی است که در چنین شرایطی، شمار زنان بدسرپرست نیز بیشتر شود.
در این حوزه، سازمان بهزیستی از طریق «خانههای امن» از زنان در معرض خشونت و زنان بدسرپرست حمایت میکند، اما معتقدیم راهحل اصلی، گسترش مراکز حمایتی نیست؛ بلکه باید از شکلگیری آسیب پیشگیری کرد.
به همین دلیل، تمرکز اصلی ما بر آموزشهای پیش از ازدواج، آموزشهای حین زندگی مشترک، ارتقای مهارتهای ارتباطی زوجین و اجرای برنامههای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی است. سال گذشته بیش از ۱۵ هزار خانواده تحت آموزشهای مرتبط با تحکیم بنیان خانواده قرار گرفتند. هدف ما این است که خانوادههای پرآشوب و خاموش، به سمت خانوادههای متعادل و سالم حرکت کنند و اساساً از شکلگیری پدیده بدسرپرستی جلوگیری شود.
حدود شش و نیم میلیون زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارد
اما درباره زنان سرپرست خانوار، موضوع متفاوت است. امروز حدود شش و نیم میلیون زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارد که بخشی از آنها تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند و این موضوع یکی از مهمترین چالشهای اجتماعی پیشروی کشور محسوب میشود. به همین دلیل، برنامههای حمایتی و توانمندسازی این گروه، یکی از اولویتهای اصلی سازمان بهزیستی به شمار میرود.
از حدود شش و نیم میلیون زن سرپرست خانوار در کشور، نزدیک به ۳۰۰ هزار نفر تحت پوشش سازمان بهزیستی هستند. با افتخار اعلام میکنم که هیچ زن سرپرست خانواری در بهزیستی پشت نوبت دریافت خدمات نیست. هر فردی که شرایط لازم را داشته باشد و درخواست خود را ثبت کند، در کوتاهترین زمان ممکن تحت پوشش قرار میگیرد.
در حال حاضر ۱۸ نوع خدمت به زنان سرپرست خانوار ارائه میشود. یکی از مهمترین اقدامات ما که بهتازگی اجرایی شده، تحت پوشش قرار گرفتن تمام زنان سرپرست خانوار روستایی و همچنین زنان سرپرست خانوار ساکن شهرهای زیر ۲۰ هزار نفر جمعیت در قالب بیمه رایگان اجتماعی است. بخشی از این افراد نیز از امسال مستمری بازنشستگی این بیمه را دریافت خواهند کرد.
علاوه بر این، برنامههای توانمندسازی، حمایتهای معیشتی، آموزشهای مهارتی، اشتغالزایی و خدمات بیمهای نیز برای این گروه در حال اجراست که در فرصت مناسب به تفصیل درباره آنها توضیح خواهیم داد.
خدمات سازمان بهزیستی به حمایتهای مالی محدود نمیشود. در حوزه درمان، سلامت، آموزش فرزندان و مسائل اجتماعی نیز برنامههای متعددی در دست اجراست. اکنون حدود ۲۱۰ هزار دانشآموز و دانشجو از خانوادههای زنان سرپرست خانوار تحت حمایت سازمان قرار دارند و برای هر یک از آنها سالانه حداقل ۲۰ میلیون تومان کمکهزینه تحصیلی پرداخت میشود. همچنین طرح بازگرداندن کودکان بازمانده از تحصیل، حمایتهای بیمهای و سایر برنامههای توانمندسازی نیز به صورت مستمر دنبال میشود.
بنابراین در حوزه زنان سرپرست خانوار، راهبرد ما ارائه خدمات حمایتی همراه با توانمندسازی است و در حوزه زنان بدسرپرست نیز تمرکز اصلی بر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، تحکیم بنیان خانواده و جلوگیری از گسترش این آسیبها قرار دارد.
هنوز آمادگی لازم را برای مواجه با سالمندی جمعیت نداریم
ایران در سالهای ۱۴۳۰ و ۱۴۳۱، یکی از سریعترین روندهای سالمندی جمعیت در جهان را تجربه خواهد کرد
تسنیم: یکی از مهمترین دغدغههای امروز کشور، مسئله سالمندی جمعیت است. سازمان بهزیستی چه برنامهای برای مواجهه با این ابرچالش دارد؟
شما دقیقاً روی مهمترین و حساسترین مسئله آینده کشور دست گذاشتید. واقعیت این است که در ماههای اخیر بیشترین تأکید و مطالبه من در سازمان بهزیستی، موضوع سالمندی بوده است. تقریباً در همه استانهای کشور جلسات شورای سالمندان را با حضور استانداران برگزار کردهایم و در همه این جلسات یک نکته را یادآور شدهام؛ ایران با سرعت بسیار زیادی در حال حرکت به سمت سالمندی است.
برآوردهای جمعیتشناختی نشان میدهد که در سالهای ۱۴۳۰ و ۱۴۳۱، ایران یکی از سریعترین روندهای سالمندی جمعیت در جهان را تجربه خواهد کرد. اگر از من بپرسید آیا برای مواجهه با این وضعیت آماده هستیم، پاسخ صادقانه من این است که خیر؛ هنوز آمادگی لازم را نداریم، اما برنامهریزی برای این موضوع را آغاز کردهایم.
نخستین گام این است که سالمندی را به یک مسئله ملی تبدیل کنیم. هنوز بسیاری از مدیران و برنامهریزان کشور این پدیده را به عنوان یک بحران جدی نمیبینند و احساس ضرورت نسبت به آن وجود ندارد. تلاش ما این است که این واقعیت را به ذهن تصمیمگیران کشور منتقل کنیم تا نسبت به ابعاد این ابرچالش حساس شوند.
در مرحله بعد باید شناخت دقیقی از وضعیت سالمندان داشته باشیم. به همین منظور در حال طراحی سامانههایی هستیم که تمامی دادهها، پژوهشها و خدمات مرتبط با سالمندان را تجمیع کند و از طریق داشبوردهای مدیریتی و بهرهگیری از فناوریهای هوشمند، امکان سیاستگذاری و برنامهریزی دقیقتر را فراهم سازد.
در کنار این اقدامات زیرساختی، برنامههای عملیاتی نیز آغاز شده است. تاکنون ۱۷ شهر کشور به عنوان «شهر دوستدار سالمند» انتخاب شدهاند، برنامه توانمندسازی برای ۵۱ هزار زن سالمند تنها در حال اجراست، طرح «مهر و گفتوگو» در قالب «سلام محله» برای آموزش و افزایش مشارکت سالمندان راهاندازی شده و لایحه جامع حقوق سالمندان نیز تدوین شده و مراحل نهایی خود را طی میکند.
با این حال باید صادقانه بگویم که همه این اقدامات در برابر بحرانی که با سرعت به سمت کشور در حال حرکت است، کافی نیست. اگر بخواهم واقعبینانه صحبت کنم، هنوز در مرحله طرح مسئله قرار داریم.
بحران سالمندی با بحرانهای امنیتی یا سیاسی تفاوت دارد. بحرانهای سیاسی یا امنیتی ممکن است با یک تصمیم یا یک اقدام کوتاهمدت مدیریت شوند، اما بحرانهای اجتماعی، بهویژه بحران جمعیت و سالمندی، تنها با برنامهریزی بلندمدت، سرمایهگذاری مستمر و اقدام از سالها قبل قابل مدیریت هستند.
من به عنوان کسی که سالها جامعهشناسی و جمعیتشناسی تدریس کردهام، به خوبی میدانم که سالمندی یکی از بزرگترین چالشهای پیشروی ایران است و به همین دلیل، بخش قابل توجهی از دغدغه، برنامهریزی و انرژی خود را صرف آمادهسازی کشور برای مواجهه با این ابرچالش کردهام.
تسنیم:راهبرد سازمان بهزیستی در این حوزه چیست؟
معتقدم از همین امروز باید برای آینده ایران برنامهریزی کنیم. خودم را موظف میدانم که درباره پدیده سالمندی، آینده را پیشبینی کنیم، جامعه را تا حد توان آگاه سازیم و مسئولان را نسبت به این ابرچالش اجتماعی حساس کنیم.
بر همین اساس، رویکرد سازمان را «چرخش از سالمندی مخاطرهآمیز به سالمندی سالم و سعادتمند» نامگذاری کردهایم؛ رویکردی که هدف آن، تبدیل سالمندی از یک تهدید اجتماعی به فرصتی برای ارتقای کیفیت زندگی و مشارکت فعال سالمندان در جامعه است.
تسنیم: درباره طرح «خانواده میزبان» یکی از نگرانیهایی که مطرح میشود، آسیبهای عاطفی احتمالی برای کودک یا حتی خانواده میزبان است. با توجه به اینکه این طرح مدتی است اجرا میشود، تاکنون چه میزان موفق بوده و برای مدیریت این آسیبهای احتمالی چه برنامهای دارید؟
طرح «خانواده میزبان» پیش از دوره مسئولیت من و در زمان مدیریت آقای قادری طراحی شد، اما من از این طرح به طور کامل دفاع میکنم.
برخلاف این نگاه که هر مدیری باید تمام اقدامات مدیران پیش از خود را کنار بگذارد، معتقدم اگر کاری درست و کارشناسی انجام شده باشد، باید آن را ادامه داد و تقویت کرد.
به نظر من، بخش زیادی از انتقادهایی که نسبت به این طرح مطرح میشود، ناشی از یک پیشفرض نادرست است.
برخی میگویند ممکن است کودک به خانواده میزبان وابسته شود و پس از بازگشت به خانواده اصلی، دچار آسیب عاطفی شود. اصل این نگرانی قابل درک است و اگر مدیریت نشود، میتواند آسیبزا باشد؛ اما باید به یک سؤال مهمتر نیز پاسخ داد؛ جایگزین این کودک چیست؟
فرض کنید کودکی داریم که پدر و مادرش به دلیل حکم قضایی برای دو ماه در زندان هستند و هیچ خویشاوند یا فرد واجد شرایطی هم برای نگهداری از او وجود ندارد. در چنین شرایطی چه باید کرد؟
آیا بهتر است کودک را به مرکز نگهداری منتقل کنیم؟ اگر چنین شود، باز هم کودک به مربیان و محیط مرکز وابستگی عاطفی پیدا میکند. بنابراین مسئله صرفاً جابهجایی محل وابستگی نیست، بلکه انتخاب بهترین شیوه حمایت از کودک است.
به همین دلیل، طراحان این برنامه با همکاری قوه قضائیه به این جمعبندی رسیدند که خانوادههایی که از ابتدا میدانند این سرپرستی موقت است و با همین آگاهی وارد طرح میشوند، بتوانند تا زمان بازگشت کودک به خانواده اصلی از او نگهداری کنند.
بنابراین، طرح خانواده میزبان برای همه کودکان طراحی نشده است، بلکه ویژه کودکانی است که در شرایط خاص قرار دارند و صرفاً به یک حمایت موقت نیازمند هستند.
البته این طرح هنوز در مقیاس گسترده اجرا نشده و تاکنون حدود ۴۵۰ کودک از این ظرفیت استفاده کردهاند.
طرح «خانواده میزبان» در جنگ کارآمدی خود را نشان داد
تسنیم: آیا امکان تبدیل این سرپرستی موقت به سرپرستی دائم وجود دارد؟
تنها در صورتی که دادگاه صلاحیت والدین اصلی را سلب کند. در چنین شرایطی، اگر خانواده میزبان شرایط قانونی لازم را داشته باشد، میتواند برای سرپرستی دائم همان کودک اقدام کند.
زمانی که مسئولیت سازمان را بر عهده گرفتم، این طرح را متوقف نکردم. ابتدا آن را به دقت مطالعه کردم و به این نتیجه رسیدم که طراحی مناسبی دارد و قوه قضائیه نیز برای تسهیل اجرای آن، اختیارات لازم را در اختیار سازمان بهزیستی قرار داده است.
اتفاقاً در جریان جنگ ۱۲ روزه، این طرح کارآمدی خود را بهخوبی نشان داد.
در آن ایام، برای حفظ امنیت افراد تحت پوشش، حدود ۳۰ هزار نفر از مناطق در معرض خطر جابهجا شدند که نزدیک به ۲۰ هزار نفر از آنها با استفاده از ظرفیت قانون «خانواده میزبان» اسکان یافتند.
برای نمونه، در برخی مراکز نگهداری کودکان، مربیان میگفتند اگر قرار است مرکز تخلیه شود، حاضر نیستیم کودکان را تنها بگذاریم و میخواهیم آنها را همراه خود ببریم. طبق ضوابط قانونی، چنین امکانی وجود نداشت، اما با استفاده از سازوکار خانواده میزبان، همان مربیان به عنوان خانواده میزبان موقت معرفی شدند و توانستند کودکان را در محیطی امن و تحت نظارت، تا پایان شرایط بحرانی همراه خود نگهداری کنند.
این تجربه نشان داد که طرح خانواده میزبان، علاوه بر کارکردهای معمول خود، در شرایط بحران و حوادث نیز میتواند به یکی از ظرفیتهای مؤثر برای حمایت از کودکان تبدیل شود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟