-
اندازه متن
+
به گزارش خبر ۲۴؛ دکتر موسی نجفی طی یادداشتی نوشت:
کاش مجریان ما به جای ساده کردن صورت مسأله، این قانون نانوشته را هرچه بیشتر ادراک کنند که دشمن وقتی اعلان مذاکره میکند قاعدتا بیشتر از ما محتاج به انجام آن است و حتما ادامه روند جنگ به نفعش نیست. پس چرا باید عجله کرد؟ با کمی وقار و با حفظ غرور ملی و عزت اسلامی ما، غرب قلدر نهتنها «ابطال مرکز» بودن خود را خواهد فهمید، بلکه نشانهای ذلتش هم خیلی زود آشکار میشود. سقوط مرکزیت آمریکا و نشان دادن واقعیت «پیرامون و حاشیهای» نبودن ایران همان «شاخص اصلی» پیروزی است که باید هم در اثنای جنگ و هم در ادبیات میز مذاکره بهطور شفاف به بازیگران کاخسفیدنشین جزیره اپستین نشان داده شود. قبلا درباره نکته رهبری معظم: علیالاصول نظر دیگری داشتم؛ با ارزیابی مشابهتهای مهم عاشورای ۶۱ با جنگ رمضان ۱۴۰۴ ایران، روشن شد که هر دو، نقطه عطف بهشمار میروند که آرایش، وزن اشخاص و جریانهای سیاسی را برهم زدهاند و یکی از دستاوردهای این مهم: نقد و نفی کامل «رویا فروشی» تعامل و همزیستی مسالمتآمیز و صلحجویانه با غرب است. ایران قدرتمند با خروج کامل و عملیاتی شده از نظریه استعماری مرکز- پیرامون و قرار گرفتن در جایگاه برتر «مرکز» دیگر نمیخواهد با ادبیات و منش و افق فکری سیاستمداران و سیاستورزانی به تعامل یا حتی تقابل با غرب و هژمونی آمریکا بپردازد که میخواهند به تنظیمات کارخانهای قبل از نقطه عطف جنگ رمضان بازگشت کنند. روشنگریهای رهبر شهید را در ۱۴ خرداد به خاطر بیارویم که ازجمله فرمودند: ملت ایران، ملتی است که اختیارش دست خودش است؛ به شما ربطی ندارد؛ شما چهکارهاید؟ شما از چه موضع حقوقیای این حرفها را میزنید؟ به نظر میرسد دلسوزان وزارت خارجه در زمینه فهم و جاانداختن این منطق ضرورت دارد حرکت ملی و منطقهای و جهانی برنامهریزی شدهای را در دستور کار خود قرار دهند، در غیر این صورت غرب همیشه طلبکار و ما همیشه بدهکار خواهیم بود. استعمار ذهنی یا سایبری خطرناکترین شکل استعمار است این استعمار بر پایه نظام مرکز و پیرامون شکل گرفته و انقلاب اسلامی ایران با برهمزدن این منطق، معادلات سنتی قدرت را تغییر داده است. فهم این منطق البته ما را به سایر مباحث کلیدی و مهم جامعه رهنمون خواهد کرد. پدیده استعمار یک (واقعیت) جهانی است و در اینباره این شبهه وجود دارد که کشور ایران هیچگاه مستعمره مستقیم نبوده است و دقیقا به این خاطر نیازمند آسیبشناسی جدی در پدیده استعمار هستیم. ایران حاضر به پذیرش نقش حاشیهای نشده و همین ایستادگی، دلیل اصلی فشارهاست. تقابل شرق و غرب از گذشته تاریخی برخوردار است؛ زمانی یونان و ایران، سپس پرتغال، اسپانیا، انگلستان، فرانسه و اکنون آمریکا در این مسیر استعمارگری بودهاند و ایران همواره در برابر آنها مقاومت کرده است. جنگهای صلیبی و پیروزیهای مسلمانان در شش نبرد از هشت جنگ را به یادآوریم تا دریابیم غرب با گذار از شرقستیزی به ایرانستیزی سپس اسلامستیزی رسیده و در عصر حاضر این سه نوع ستیز همزمان در حال اجرا هستند. جنگ جاری، یکی از ابعاد مهمش جنگ استعمار ذهن با استعمارزدایی ذهن است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟