گزارش اختصاصی خبر ۲۴؛ پرونده هستهای ایران در آژانس بینمللی انرژی اتمی دیگر یک مناقشه صرفاً فنی یا حقوقی نیست. شواهد و تجربیات دو دهه گذشته نشان میدهد که این آژانس به ابزاری ساختاری در راهبرد کلان غرب برای مهار قدرت و حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.
تاملی بر وضعیت کنونی آژانس بیانگر تغییر ماهیت آن از فنی به سیاسی است به طوری که باید گفت، اقدامات آژانس را نمیتوان در چارچوب عادی ارزیابیهای فنی محدود کرد. این نهاد با نادیده گرفتن شفافسازیهای گسترده ایران و خودداری از به رسمیت شناختن برنامه صلحآمیز هستهای کشور، گامی فراتر از مأموریت رسمی خود گذاشته است.
این تنها یک بعد داستان است. سکوت آژانس در قبال حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به تاسیسات هستهای ایران و عدم محکومیت این اقدامات آشکار علیه یک عضو پیمان انپیتی، گواهی روشن بر جهتگیری سیاسی و همسویی این نهاد با قدرتهای غربی است. این نهاد که حتی محکوم کردن حمله به تاسیسات یک کشور عضو را ضروری نمیداند، صلاحیت اخلاقی و حقوقی برای مطالبه پایبندی یکطرفه ایران را ندارد.
چرخه معیوب تعامل
ایران با اقدامات داوطلبانه نظیر اجرای پروتکل الحاقی، پذیرش بازرسیهای سرزده، کاهش سطح غنیسازی و محدود کردن ذخایر اورانیوم، حداکثر حسن نیت خود را نشان داده است. با این حال، این همکاریها نه تنها منجر به بسته شدن پرونده یا کاهش تحریمها نشد، بلکه هر بار بهانهای برای طرح پرسشهای جدید و تشدید فشارها فراهم کرد.
عملکرد آژانس یک الگوی ثابت را نشان میدهد. هرگونه امتیاز یا افزایش سطح همکاری از سوی ایران، نه با کاهش فشار، بلکه با گسترش دامنه مطالبات آژانس و تصویب قطعنامههای جدید در شورای حکام پاسخ داده میشود. در این الگو، طرف امتیازدهنده محکوم به تداوم امتیازدهی است.
ضرورت یک بازنگری بنیادین
-پایان یک راهبرد ناکارآمد: تجربه ثابت کرده که راهبرد اعتمادسازی یکطرفه و همکاری نامحدود نه تنها بیفایده بوده، بلکه خود به ابزاری برای اعمال فشار بیشتر تبدیل شده است. زمان آن فرا رسیده که ایران رابطه خود با آژانس و حتی عضویت در پیمان انپیتی را بر اساس یک محاسبه هزینه-فایده بازتعریف کند.
-تعریف رابطهای جدید: این بازنگری به معنای تقابل بیمحابقه نیست، بلکه به معنای گذار به سمت یک تعامل واقعگرایانه، مشروط، متوازن و مبتنی بر منافع ملی است. در این رابطه جدید، هرگونه همکاری آینده باید متقابل و همراه با تضمینهای قابل راستیآزمایی باشد.
آزمون نهایی
-هستهای به مثابه میدان نبرد جدید: پرونده هستهای ایران به آزمونی برای سنجش مقاومت این کشور در دفاع از حاکمیت ملی، استقلال تصمیمگیری و حق توسعه علمی تبدیل شده است. غرب از مجرای به ظاهر فنی و حقوقی آژانس، در پی تحقق اهدافی است که از طریق تحریم و جنگ به آن دست نیافته است: مهار توانمندیهای علمی و فناوریهای راهبردی ایران.
-پویایی مقاومت و عقبنشینی: هرگونه عقبنشینی از خطوط قرمز، پیام ضعف مخابره کرده و طرف مقابل را به اقدامات خصمانه بیشتر تشویق میکند. در مقابل، ایستادگی و مقاومت فعال است که حق ایران را به عنوان یک قدرت فناورانه مستقل در نظام بینالملل تثبیت خواهد کرد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟