گزارش اختصاصی خبر ۲۴؛ بر اساس گزارشهای میدانی روزنامه یدیعوت آحارونوت و شبکه ۱۲ رژیم صهیونیستی، آن سوی این خط نه تنها اقتداری شکل نگرفته، بلکه ساختارهای حکمرانی مقاومت به سرعت بازسازی میشود و نیروهای حماس دوباره سازماندهی مییابند. این وضعیت پرسشی اساسی را مطرح میکند که آیا «خط زرد» در عمل به نمادی از شکست یک راهبرد اشغالگرایانه بدل شده، یا نقطهای است که از آنسو، فروپاشی هیمنه نظامی-امنیتی رژیم صهیونیستی آغاز خواهد شد؟
اعتراف فرماندهان به اسارت در چرخه وابستگی و بیعملی
گزارشهای اخیر از زبان افسران ارتش رژیم صهیونیستی مستقر در نوار غزه، پرده از واقعیتی تلخ برمیدارد که تبلیغات رسمی تلآویو را زیر سؤال میبرد. این اعترافات سه لایه از شکست را نشان میدهند:
1. شکست استقلال عمل و فرماندهی: یک افسر ذخیره به صراحت میگوید: «قابل درک است که فقط ارتش اسرائیل میتواند غزه را خلع سلاح کند، اما در واقع کنترل آن به آمریکاییها سپرده شده است. بدون تأیید ایالات متحده، هیچ کاری نمیتوان انجام داد.» این اظهارات نشان میدهد ارتش رژیم صهیونیستی از یک نهاد تصمیمساز راهبردی به ابزاری اجرایی برای منافع واشنگتن تنزل یافته و وابستگی مطلق به چراغ سبز آمریکا، هسته بحران کنونی است.
2. شکست روحیه و کنترل میدانی: افسران دیگر از «احساس عمیق ناامیدی» و از دست دادن کنترل مؤثر بر غرب خط زرد سخن میگویند. آنها صحنهای توصیف میکنند که نیروهای حماس با لباس غیرنظامی یا جلیقههای محافظ بدون ترس حرکت میکنند، چادر میزنند و مؤسسات دولتی محلی را دوباره فعال میکنند، در حالی که ارتش قادر به مداخله نیست. این تصویر، نقطه مقابل روایت رسمی از یک «ارتش پیروز» است.
3. شکست در مدیریت زمان: نگرانی عمیق از بازیابی توان مقاومت در پرسش یک نظامی دیگر متبلور شده: «چه چیزی مانع از آن میشود که اکنون یک طرح سیاسی برای پایان دادن به حماس پیش ببریم؟ ما بیش از ۳۰۰ روز جنگ را از دست دادهایم و حماس در حال بازیابی خود است.» این اظهارات نشاندهنده درک داخلی از شتاب مقاومت در بازسازی است.
از تابآوری تا بازسازی حکمرانی در سایه اشغال
در تقابل آشکار با این صحنه درماندگی، گزارشهای خود رسانههای صهیونیستی از شکلگیری «واقعیت سازمانیافته» در نوار غزه خبر میدهند. شبکه ۱۲ رژیم صهیونیستی تأیید میکند که حماس نه تنها غزه را در تسلط گرفته و مدیریت منطقه را در دست دارد، بلکه در حال جذب نیروهای جدید از مساجد است و قدرت آن به ویژه در شرق خط زرد افزایش یافته. این فرآیند چند ویژگی کلیدی دارد:
– بازسازی زیرساخت حکمرانی: فعالیت مجدد مؤسسات دولتی محلی و سازماندهی اداری نشان میدهد مقاومت پروژه بازسازی حاکمیت را فارغ از عملیاتهای نظامی دشمن پیش میبرد.
– تجدید سازمان نیروها: کادرسازی و جذب نیروهای جدید بیانگر پویایی و آیندهنگری جنبش مقاومت است که خود را برای دورهای طولانیمدت تقابل آماده میکند.
– اقتدار میدانی: حرکت آزادانه و بدون ترس نیروها در مناطقی که ارتش دشمن ادعای کنترل آن را دارد، حاکی از بازپسگیری واقعی فضای امنیتی و اعمال حاکمیت عملی است.
در نهایت باید گفت، واقعیت میدانی کنونی سناریوی پیشرو را به دو محور سوق میدهد:
1. تداوم وضعیت موجود و تعمیق شکست: اگر رژیم صهیونیستی و حامی اصلی آن در واشنگتن بر راهبرد شکستخورده «فشار نظامی بیحاصل و انتظار فروپاشی مقاومت» اصرار ورزند، همان چرخه باطل ادامه خواهد یافت؛ بیعملی دشمن ← بازیابی و تقویت مقاومت ← افزایش ناامیدی و ازهمگسیختگی روحیه در ارتش اشغالگر. این سناریو به معنای هدررفت بیشتر سرمایه سیاسی-نظامی رژیم و تحکیم پایههای حکمرانی مقاومت است.
2. تغییر معادله و افول هیمنه منطقهای: موج اعترافات درونی نشانه رسیدن فشار به آستانه تحمل در بدنه ارتش و جامعه صهیونیستی است. تداوم این روند میتواند به شکافهای عمیقتر بین دستگاه نظامی و تصمیمگیران سیاسی، کاهش مشروعیت داخلی جنگ و نهایتاً تغییر اجتنابناپذیر در معادلات راهبردی منطقه بینجامد. در این صورت، «خط زرد» نه دستاورد، بلکه نقطه عطفی در تاریخ خواهد بود که هیمنه افسانهای ارتش رژیم صهیونیستی از زبان خود فرماندهانش به چالش کشیده شد.
دادههای میدانی و اعترافات درونی نشان میدهند راهبرد نظامی رژیم صهیونیستی در غزه به بنبست کامل رسیده است. مقاومت فلسطین با بهرهگیری از همین بنبست و وابستگی دشمن به تصمیمات بیرونی، نه تنها توان خود را بازیابی کرده، که در حال تحکیم بنیانهای یک حکمرانی پایدار و آمادهسازی برای دورهای جدید تقابل است. آینده نزدیک صحنه تحقق پیشبینی تلخ آن افسر صهیونیست خواهد بود: مواجهه با «حماسی قویتر و سازمانیافتهتر».
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟