انتشار نقشهای رسمی از سوی وزارت خارجه دولت انتقالی سوریه که در آن نام و نشانی از ارتفاعات جولان اشغالی نیست، یک «سهو اداری» یا «خطای فنی» نبود. این اقدام آغاز رسمی یک خیانت برنامهریزیشده است؛ خیانتی که توسط «ابومحمد الجولانی» و دارودسته وی، با چشمداشتی واهی به میز مذاکره با غرب و در ازای پذیرش قطعی یک شکست تاریخی، در حال رقم خوردن است. دمشق جدید زیر پرچم اسلامستیزان ساختگی قصد دارد نخستین پرونده واگذاری اراضی عربی به رژیم صهیونیستی را با مهر رسمی خود امضا کند. این گزارش این اقدام ننگین را در بستر تاریخی اشغال جولان و نقشه مشترک واشنگتن-تلآویو برای تجزیه نهایی سوریه وارسی میکند.
از خیانت جولانی تا تحقق رویای صهیونیستی
انتشار این نقشه تصادفی نبود. روزنامه فرانسوی «فیگارو» که پیشقراول تبلیغات غربیها در منطقه است، از آن به عنوان «شکستن یک تابو» یاد کرد. این تابو خط قرمز تمامی حکومتهای سوری و عربی طی نیم قرن اخیر بود: عدم پذیرش اشغال حتی یک وجب از خاک. جولان در سال ۱۹۶۷ اشغال و در ۱۹۸۱ به صورت یکجانبه «ضمیمه» رژیم غاصب شد. تمامی قطعنامههای بینالمللی، از جمله قطعنامه ۴۹۷ شورای امنیت، این اقدام را «باطل و بیاثر» خواندند. حال جولانی و همپالگیهایش با حذف این منطقه از نقشه عملاً قطعنامههای بینالمللی را پاره و تصمیم شورای امنیت را به تمسخر گرفتهاند. این نه یک تغییر تاکتیکی، که «تسلیم تمامعیار حقوقی» است. جولانی با این کار پیامی روشن به حامیانش در کاخ سفید و کنیست میفرستد: «ما برای ماندن در قدرت آمادهایم حتی خاک مقدس وطن را پیشکش کنیم».
پاداش یک خیانت، فشار برای خیانتهای بعدی
زمانبندی این خیانت پرده از اتحاد پنهان واشنگتن و جریان جولانی برمیدارد. انتشار نقشه دقیقاً همزمان با «ابراز خرسندی» دمشق جدید از «برداشته شدن تحریمهای قانون سزار» صورت گرفت. این یک معامله واضح است: واشنگتن به عنوان کارفرمای اصلی در ازای برداشتن بخشی از فشارهای تحریمی، جولانی را به نشان دادن «حسن نیت» به متحد اصلی آمریکا در منطقه یعنی رژیم صهیونیستی ترغیب میکند. از سوی دیگر نخستوزیر رژیم صهیونیستی که خود در باتلاق سیاسی داخلی و بینالمللی گرفتار است، از این اقدام به عنوان یک «پیروزی تاریخی تبلیغاتی» برای تضعیف گفتمان مقاومت و عادیسازی اشغالگری بهره خواهد برد. این اقدام در راستای همان سیاستی است که دونالد ترامپ با «به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر جولان» کلید زد. امروز جولانی مجری همان نقشه در خاک سوریه شده است.
بازشدن دروازههای تجزیه و تشدید اشغالگری
تأثیر این اقدام فراتر از یک نماد است و تبعاتی مهلک برای تمامیت اراضی سوریه و امنیت منطقه دارد:
1. مشروعیتبخشیدن به اشغال: این نقشه عملاً اشغال بیش از نیم قرن را به یک «واقعیت پذیرفتهشده» حتی از سوی یک دولت به اصطلاح سوری تبدیل میکند. این بزرگترین پیروزی دیپلماتیک رژیم صهیونیستی از زمان اشغال جولان است.
2. تخریب کامل اصل مقاومت: پیام این کار به تمام گروههای مقاومت در منطقه این است: مبارزه برای آزادی سرزمینهای اشغالی بیثمر است؛ زیرا سران حکومتها میتوانند آن را در ازای منافع شخصی معامله کنند. این ضربهای مستقیم به گفتمان محور مقاومت است.
3. تشویق توسعهطلبی بیشتر: تاریخ رژیم صهیونیستی نشان داده که «اشتها» این رژیم با هر امتیاز افزایش مییابد، نه کاهش. پذیرش صامت اشغال جولان تلآویو را برای فشار بیشتر به منظور الحاق مناطقی مانند «دره بقاع» در لبنان یا سایر نقاط استراتژیک سوریه جریتر خواهد کرد. این همان «سیاست پلهپله» صهیونیستها برای بلعیدن سرزمین است.
4. تقویت جریان خیانت داخلی: این اقدام به همه عناصر وابسته و فاسد درون سوریه و منطقه نشان میدهد که «معامله با دشمن» و واگذاری خاک میتواند پاداشهای سیاسی و اقتصادی داشته باشد و راه را برای خیانتهای مشابه هموار میکند.
مقاومت؛ تنها پادزهر در برابر خیانت و اشغالگری
واکنش تند «ائتلاف دموکراتیک سوریه» که این اقدام را «خطرناک و غیرمسئولانه» و نقض آشکار «اصول ملی» خواند، نشان میدهد که این خیانت حتی از سوی برخی گروههای به اصطلاح مخالف دولت سابق نیز پذیرفته نیست. اما این اعتراضات کافی نیست. درس تاریخ، به ویژه در مواجهه با رژیم صهیونیستی، یک حقیقت را بارها اثبات کرده است: «این رژیم تنها زبان زور و قدرت مقاومت را میفهمد». عادیسازی روابط، امتیازدهی و واگذاری خاک همانگونه که در گزارش اصلی نیز بر آن تأکید شده، هرگز اشتهای سیریناپذیر این غده سرطانی را فرو نمینشاند، بلکه خون تازهای در رگهای آن جاری میسازد. تنها راه حفظ تمامیت اراضی و عزت امت، «تقویت هرچه بیشتر پایههای مقاومت مردمی و نظامی» در سراسر منطقه است. روزی که جولانی و همپیمانانش از صحنه محو شوند، نقشه سوریه بار دیگر با رنگ جولان احیا خواهد شد، آنگاه که مقاومت ورق را برگرداند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟