به گزارش خبر۲۴،در سایه تنشهای اخیر ناشی از تهدیدات آمریکا علیه ایران و حرکت تحولات چند روز گذشته به سوی مذاکرات مسقط، پرسش مهمی مطرح میشود: جمهوری اسلامی چه چیزی را روی میز مذاکره گذاشته و چرا خواهان محدود کردن گفتوگوها به یک محور خاص یعنی پرونده هستهای است؟وبگاه شبکه المیادین با انتشار یادداشتی در این خصوص، به قلم هبه دهینی نوشت: ایران، پس از جنگ ۱۲ روزه، که توانست طی آن به بازسازی و تقویت توان نظامی خود بپردازد، در برابر تهدیدات واشنگتن ایستاد و بهصراحت اعلام کرد: فقط درباره برنامه هستهای مذاکره میکنیم. پرسش این است که تهران به کدام پشتوانه اتکا کرده که توانسته چنین شرطی را بر روند مذاکره تحمیل کند؟». آمریکا درباره پروندهای مذاکره میکند که مدعی نابودی آن در جنگ ۱۲ روزه بود به باور نویسنده، شاید عجیب به نظر برسد که جنگی تحمیلی برای ایران، برایش به نقطه قوتی بدل شده باشد تا بتواند با دست بالا در مذاکرات حاضر شود؛ اما پس از ژوئن ۲۰۲۵، تهران دریافت که مجموعه توانمندیهای هستهای، سیاسی و نظامی خود، همراه با پشتوانه منطقهای و استراتژیک، به او این امکان را میدهد که چارچوب گفتوگو را خودش تعیین کند و اجازه ندهد پرونده هستهای با موضوعاتی مانند برنامه موشکی یا سیاستهای منطقهای و حمایتش از جنبشهای مقاومت پیوند بخورد؛ اموری که از منظرش کاملاً داخلی و مربوط به حاکمیت ملی است.
-
اندازه متن
+
نویسنده ادامه میدهد: «بنابراین، جنگ ۱۲ روزه، توازن قدرت بین دو طرف را تغییر داد. در اینجا، ما به قدرت نظامی اشاره نمیکنیم، بلکه به قدرت تحمیل شرایط و تأثیرگذاری بر توازن قدرت اشاره میکنیم، که به نقطهای منجر میشود که ایران از باز کردن پروندههای حاکمیتی خود به کاخ سفید خودداری میکند و فقط درباره آنچه که میخواهد مذاکره کند، سخن میگوید. این امر عملاً مسئله هستهای را به محور اصلی مذاکرات مسقط تبدیل کرد. لذا کار به جایی رسید ایالات متحده با ایران بر سر چیزی وارد مذاکره شود که پیش از این به همراه اسرائیل ادعا میکرد آن را نابود و حذف کرده استدر ادامه این یادداشت آمده است: «نکته اصلی ماجرا اینجاست: جمهوری اسلامی برنامه هستهای خود را به یک ابزار چانهزنی مؤثر تبدیل کرده و توانایی خود را برای ایفای نقش کلیدی در مذاکرات غیرمستقیم بینالمللی با واشنگتن در مسقط نشان داده است. تهران راهبردی را اتخاذ کرده که واشنگتن را مجبور میکند با شرایط ایران پای میز مذاکره بنشیند و فشار نظامی و تحریمهای اعمال شده بر خود را نادیده بگیرد».
چرا فقط هستهای؟اصرار ایران بر محدود کردن مذاکرات به پرونده هستهای، در واقع تاکتیکی برای تسهیل روند لغو تحریمهای آمریکا است. تهران نمیخواهد دایره گفتوگوها به مسائل دیگر ــ همچون روابط با متحدان یا برنامه موشکیاش ــ گسترش یابد، زیرا این موارد را مسائل داخلی میداند.از این رو، شرط ایران این است که هر تعهد هستهای احتمالی باید مستقیماً به لغو تحریمها گره بخورد؛ چراکه عمده این تحریمها اصلاً به بهانه هستهای وضع شدهاند. در نتیجه، تهران ابزار فشار واشنگتن را به ابزاری برای مذاکره بر ضد خودِ واشنگتن تبدیل کرده است. نویسنده در ادامه تصریح میکند که این رویکرد تصویری دیپلماتیک از جمهوری اسلامی به نمایش میگذارد که اهل گفتوگوست و مسیرهای مسالمتآمیز را ترجیح میدهد، امری که آمریکا را زیر فشار فزاینده جهانی قرار میدهد تا بدون تحمیل شروط تازه، پای میز مذاکره بنشیند.
برنامه بالستیک؛ خارج از محدوده مذاکره پرونده هستهای بخشی از توافقهای بینالمللی رسمی است، اما برنامه موشکی ایران جزئی از دکترین دفاعی کشور و مرتبط با امنیت ملی است؛ بنابراین، تهران آن را قابل مذاکره نمیداند. ورود این موضوع به گفتوگوها میتواند مسیر توافق را پیچیده کند، در حالی که محدود کردن مباحث به هستهای، چارچوب مذاکره را منسجمتر میسازد. روابط با متحدان؛ خط قرمز دیگر ایران همچنین نمیپذیرد که رابطهاش با متحدان منطقهای به پروندهای قابل مذاکره تبدیل شود. این روابط بخشی از اعتقادات و راهبردهای مشترک با نیروهای ضد سلطه آمریکایی–اسرائیلی به شمار میآیند، نه ابزار فشار یا معامله سیاسی. بنابراین، طرح چنین موضوعی از نظر تهران دخالت مستقیم در حاکمیتش تلقی میشود.چرا ایران میتواند بر شرط خود پافشاری کند؟فراتر از انتخاب، ایران اکنون توان اجرای چنین سیاستی را دارد. نظام مذاکره در پرونده هستهای اساساً بر «تبادل تعهدات مشخص و متقابل» استوار است؛ بنابراین هر دو طرف نیازهایی دارند که میتواند توازن ایجاد کند. افزون بر این، شکست مکرر تلاشهای آمریکا برای تغییر نظام در ایران، بهویژه پس از ناآرامیهای اخیر، جایگاه تهران را در میز مذاکره تقویت کرده است.در مجموع، محدود کردن مذاکرات به پرونده هستهای تنها یک تصمیم تاکتیکی نیست، بلکه «بازآرایی موقعیت قدرت ایران در سطح حاکمیتی و بینالمللی» است؛ پاسخی مستقیم به نفوذطلبی واشنگتن و ابزاری برای تثبیت استقلال سیاسی کشور.
نویسنده با این استدلال، در خاتمه تاکید میکند: »در نهایت، فارغ از اینکه نتیجه مذاکرات مسقط چه باشد ــ موفقیت یا شکست ــ واقعیت تغییر نخواهد کرد: جمهوری اسلامی ایران توانسته معادله را به نفع خود بازنویسی کند و نشان دهد که نه زیر فشار میرود و نه از مواضع خود کوتاه میآید».
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟