-
اندازه متن
+
به گزارش خبر۲۴،درحالیکه گفتمان جهانی، از «بازسازی» و «صلح پایدار» سخن میگوید، کارشناسان بر این باورند آنچه در عمل جریان دارد، بازتولید محاصره با ابزارهای نرم و تبدیل فاجعه انسانی به «فرصت اقتصادی» است.
مهندسی دوباره محاصره
استاد اقتصاد سیاسی دانشگاه غزه، سمیر ابومدلله در گفتوگو با پایگاه «عربی۲۱» میگوید: طرحهای موسوم به بازسازی غزه، در واقع چیزی جز «بازمهندسی محاصره» نیست. او تأکید میکند: «ما از جنگ به صلح نرفتهایم، بلکه از بمباران نظامی به کنترل اقتصادی رسیدهایم. این یک مدیریتِ ویرانی است نه بازسازی واقعی. بازسازی بدون حاکمیت ملی، بدون آزادی عبور و مرور، و بدون کنترل فلسطینیها بر منابع، صرفاً نوعی تثبیتِ محاصره است در ظاهری انسانی». ابومدلله اظهار کرد هدف پنهان این طرحها، نگهداشتن غزه در وضع «زنده اما ناپایدار» است تا از انفجار انسانی جلوگیری شود، بیآنکه اجازهی رشد اقتصادی و سیاسی به ساکنان داده شود.
کمکهای بینالمللی بهعنوان ابزار فشار
وی در ادامه میگوید کمکهای بینالمللی امروز به «سلاح سیاسی» تبدیل شدهاند: «این کمکها بر اساس محاسبات امنیتی اعطا یا متوقف میشوند و نه بر پایه نیاز انسانی. درواقع، حق مردم در غذا، مسکن و کار به ابزار فشار جمعی تبدیل شده است؛ که وسیلهای برای مجازات جامعه بهخاطر مواضع سیاسیاش است.»
به گفتهی او، این روند باعث شده کمکها از مفهوم همبستگی انسانی فاصله بگیرند و به بخشی از سازوکار کنترل تحت نظارت رژیم صهیونیستی تبدیل شوند.
رژیم صهیونیستی، برندهی اقتصاد ویرانی
ابومدلله در ادامه تأکید میکند که بزرگترین بهرهبردار مالی از پروژههای بازسازی، نه مردم غزه، بلکه اقتصاد رژیم صهیونیستی است: «بیشتر مصالح ساختمانی، انرژی و خدمات فنی از مسیر شرکتها و بازار صهیونیستی عبور میکند. به این ترتیب، طرف ویرانگر، دوبار پاداش میگیرد: یک بار با رهایی از مجازات، و بار دیگر با سود بردن از بازسازی همان ویرانی که خود ایجاد کرده است.» او هشدار میدهد که شرایط فعلی بازسازی، وابستگی اقتصادی غزه به اسرائیل را تشدید کرده و مانع از هرگونه استقلال تولیدی میشود که تکرار همان الگوی استعماری قدیم است که در آن غزه به بازاری بسته و تابع بدل میگردد. بازسازی، سلاح استراتژیک جدید تلآویوکارشناس مسائل صهیونیستی، دکتر عمر جعاره نیز معتقد است که رژیم صهیونیستی پس از ناکامی در کسب پیروزی نظامی، اکنون بازسازی را به «سلاح استراتژیک» خود بدل کرده است. او در گفتوگو با عربی۲۱ میگوید: «اسرائیل امروز دیگر توان جنگ نظامی جدید ندارد. به همین دلیل، ابزار اصلیاش کنترل در زندگی روزمره مردم غزه؛ از غذا و آب گرفته تا دارو و گذرگاهها است.» جعاره افزود: «نتانیاهو به دنبال ثبت هرگونه دستاورد نمادین است، حتی اگر از مجرای بازسازی باشد. ازهمینرو، پرونده بازسازی را در دستور دیدار آتی خود با ترامپ قرار داده است تا تلآویو نقش مستقیم در آن ایفا کند. با این حال، تصمیمگیری نهایی در دست آمریکاست که عملاً تمام طرح را مدیریت میکند.»
پشتپرده طرح آمریکایی
طبق گزارشها، طرح ترامپ شامل ایجاد نهادی موسوم به «شورای صلح» است که مأمور اداره و بازسازی غزه خواهد بود. در این چارچوب، کمکهای مالی میلیاردی از سوی کشورهای همپیمان آمریکا اعلام شده است؛ سهمی که درواقع صندلی دائمی برای برخی دولتها در این شورا فراهم میکند. هرچند هدف رسمی این طرح «ارائه خدمات و بازسازی غزه» اعلام شده، اما رسانههایی نظیر گاردین هشدار دادهاند که هدف واقعی، ایجاد نوعی مدیریت بینالمللی جدید برای غزه و مهندسی دوباره وضعیت سیاسی آن است. گاردین فاش کرده است که پیمانکاران نزدیک به دولت ترامپ و شرکتهای دارای وابستگی سیاسی در تلاشند تا حتی پیش از شکلگیری سازوکار شفاف بینالمللی، کنترل پروژههای بازسازی را به دست گیرند. سیاستکردن امور انسانی کارشناس امور انساندوستانه، دکتر عصام یوسف نیز نسبت به «سیاسی کردن بازسازی» هشدار میدهد و میگوید: «بازسازی نباید ابزاری برای فشار سیاسی باشد. حق داشتن سرپناه و زندگی شرافتمندانه، از حقوق غیرقابلتغییر انسانی است.» او تأکید دارد که کمکهای بشردوستانه باید در چارچوب «شراکت با مردم آسیبدیده» انجام شود، نه فشار بر آنها. به گفتهی یوسف، اصول بیطرفی و استقلال در کار انسانی همچنان معتبر و حیاتیاند، مشروط به آنکه نهادها همکاری واقعی و شفاف با یکدیگر داشته باشند و در برابر فشارهای سیاسی مقاوم بمانند.
غزه پس از جنگ؛ صلحی روی کاغذ
با وجود تبلیغات گسترده درباره بازسازی غزه، واقعیت میدانی نشان میدهد زندگی در میان ویرانهها ادامه دارد: هزاران خانواده هنوز در چادرها زندگی میکنند، بحران خدمات و ناامنی باقی است و نقضهای مکرر آتشبس از سوی ارتش صهیونیستی پایان نیافته است.در حالی که میلیاردها دلار در جلسات بسته مورد بحث قرار میگیرد، مردم غزه همچنان از فرآیند تصمیمگیری حذف شدهاند. در یک جمعبندی، جنگ علیه غزه هنوز تمام نشده است؛ فقط شکل آن تغییر کرده است، از بمب و گلوله به اقتصاد و سازوکارهای بازسازی. مساله بازسازی بدون حاکمیت و عدالت، امتداد همان جنگ است، اما با ابزارهای دیگر.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟