رسانه تصویری خبر۲۴

معادلات جدید در خلیج فارس؛ تهران زیر «چتر» امنیتی-اطلاعاتی پکن-مسکو

معادلات جدید در خلیج فارس؛ تهران زیر «چتر» امنیتی-اطلاعاتی پکن-مسکو

«میدل‌ایست‌مانیتور» در گزارشی با اشاره به آنچه برخورداری تهران از «چتر» اطلاعاتی پکن و مسکو خوانده است، نوشت که رئیس جمهوری آمریکا در صورت ترک مسیر مذاکرات به قصد عملی‌کردن تهدیدهایش، با «ایرانِ» متفاوت از گذشته روبه‌رو خواهد شد.

- اندازه متن +

به گزارش خبر۲۴،میدل‌ایست‌مانیتور در این گزارش می‌نویسد: در فضای خاص و مرموز بال غربی کاخ سفید، سایه‌های «جنگ ۱۲ روزه» که ژوئن پارسال (بین اسرائیل و ایران) رخ داد، همچنان در اتاق وضعیت پرسه می‌زند. از نظر دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهوری آمریکا، هدف تغییری نکرده است؛ همان سه مطالبه اصلی یعنی توقف غنی‌سازی ایران، برچیدن برنامه موشکی‌ آن و قطع ارتباطش با «محور مقاومت»؛ با این حال، همزمان با اینکه واشنگتن سیاستی را دنبال می‌کند که تقریبا به‌طور کامل بر پایه ملاحظات امنیتی اسرائیل و خواسته‌های طبقه حامیان مالی صهیونیست شکل گرفته، معادلات و محاسبات میدانی و دریایی، به‌واسطه این واقعیت به‌طور بنیادین دستخوش تغییر شده است؛ «ظهور نظم جدید سه‌قطبی جهان.»

دولت ترامپ میان دو ضرورت متضاد گرفتار شده است؛ ۱) احتیاط عملیاتیِ نهاد سیاست خارجی ۲) فشارهای سیاسی طبقه حامیان مالی که تسلیم ایران را غیرقابل مذاکره می‌دانند. سفر اخیر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر (رژیم) اسرائیل به کاخ سفید با بالاترین سطح تشریفات دیپلماتیک همراه بود و این در حالی است که سایه حکم دیوان کیفری بین‌المللی برای بازداشت وی به دلیل ویرانی‌هایی که در غزه به بار آورده است، روی سرش سنگینی می‌کند.

شخص ترامپ به صراحت گفته که «من به حقوق بین‌الملل اهمیتی نمی‌دهم، فقط اخلاقیات خودم مهم است»؛ اعترافی چشمگیر که مبانی ایدئولوژیک سیاست کنونی آمریکا را برجسته می‌سازد.

به نوشته میدل‌ایست‌مانیتور، «عملیات لغوشده ژانویه، آنطور که برخی تحلیلگران پشت‌میزنشین استدلال کردند، یک «فریبکاری نابغه‌گونه» با هدف آزمودن پدافند ایران نبود. در واقع، طراحان و برنامه‌ریزان نظامی آمریکا به این درک واقع‌بینانه رسیدند که صحنه عملیات در خلیج فارس از بیخ و بُن بازطراحی شده است. ورود ابر ناوشکن‌های چینی کلاس «تایپ ۰۵۵» و کشتی‌های تجسسی و اطلاعاتی به دریای عمان، عملا به دوران «غافلگیری عملیاتی» آمریکا پایان داده است.

حالا دیگر پرسش این نیست که آیا واشنگتن می‌تواند با اعمال فشار و توسل به زور، ایران را وادار به تسلیم بکند یا نه؛ بلکه پرسش این است که آیا آمریکا در فضایی که هزینه‌ها به‌شدت افزایش یافته و متعاقبا احتمال موفقیت کاهش پیدا کرده است، گزینه‌های نظامی و اراده سیاسی لازم برای اقدام را در اختیار دارد یا خیر.

سپر دریایی جدید

استقرار ناوهای کلاس «تایپ ۰۵۵» که به گفته تحلیلگران دریایی توانمندترین شناورهای رزمیِ سطحیِ در جهان هستند، بسیار فراتر از یک رزمایش «آزادی ناوبری» است. با استقرار ناوشکن «تایپ ۰۵۵» و شناور تجسسی «لیائووانگ-۱» در دریای عمان، حالا ایران به یک «اشراف ۲۴ ساعته و کامل» از تحرکات نیروی دریایی آمریکا دست یافته است. جمهوری اسلامی ایران از طریق اتصال به شبکه ماهواره‌ای چین، هم‌اکنون از قابلیت اطلاعاتی‌ای برخوردار است که با اعضای تراز اول ناتو برابری می‌کند.

به گفته یکی از مقامات پنتاگون که نخواست نامش فاش شود، «هم‌اکنون تک‌تک تحرکات ناو هواپیمابر، هر مسیر سوخت‌رسانی هوایی و هر جابه‌جایی ناو موشک‌انداز، تقریباً به طور لحظه‌ای و زنده برای تهران قابل مشاهده است. ما عنصر غافلگیری‌ که دهه‌ها به آن اتکا کرده بودیم را از دست داده‌ایم.»

میدل‌ایست‌مانیتور در ادامه می‌نویسد: از نگاه پکن، این موضوع نه نمایش ایدئولوژیک است و نه نمادگرایی توخالی؛ بلکه محاسبات راهبردی حساب‌شده است. ایران نقطه اتصال لاینفک در بخش غربی ابتکار «کمربند و جاده» و تامین‌کننده انرژی‌ است که نباید به کنترل غرب درآید. همانطور که وزارت خارجه چین در بیانیه‌ای اخیر درباره کوبا که درباره ایران نیز صادق است، اعلام کرد که «چین قویا از ایالات متحده می‌خواهد تا همه تحریم‌ها را به قید فوریت و مطابق منشور سازمان ملل و حقوق بین‌الملل لغو کند.» از دست رفتن ایران به سود نهادی همسو با ناتو، یک فاجعه‌ اقتصادی و ژئوپلیتیکی سخت برای پکن خواهد بود که آشکارا تمایلی به پذیرش آن ندارد.

حمایت «نامرئی» روسیه

نقش کمکی مسکو، گرچه نسبت به استقرار ناوگان دریایی چین، کمتر قابل رویت است، می‌تواند به همان اندازه تعیین‌کننده باشد. در جنگ «۱۲ روزه» که در جریان آن زیرساخت‌ها و اراده ایران به بوته آزمایش گذاشته شد، حمایت روسیه فراتر از موضع‌گیری لفظی صرف بود. هنگامی که در ابتدا حملات سایبری اسرائیل و آمریکا، شبکه ارتباطی ایران را مختل کرد، تیم‌های فنی روسیه بلافاصله با مهندسان ایرانی برای احیای زیرساخت‌های حیاتی همکاری کردند.

به باور نگارنده این مطلب، به عبارت بهتر، چین مسئولیت تامین امنیت دریایی و روسیه وظیفه حفاظت از زیرساخت‌های ارتباطی و سایبری را برعهده دارد. از زمان آتش‌بس ژوئن ۲۰۲۵، زنجیره پروازهای ترابری نظامی مسکو تجهیزاتی را به تهران تحویل داده‌اند که مقامات اطلاعاتی از آن تحت عنوان قابلیت‌های «نامرئی» یاد می‌کنند.

ظهور یک واقعیت جدید

معماری امنیتی منطقه‌ای همچنان در مسیری تکامل پیدا می‌کند که عمیقا به زیان منافع آمریکا است. هر ماهی که بدون گره‌گشایی (تنش بین آمریکا و ایران) سپری می‌شود، یکپارچگی سامانه‌های ایرانی، چینی و روسی، در حوزه‌های نظامی، اقتصادی و اطلاعاتی، عمیق‌تر می‌شود. آنچه با همکاری تاکتیکی آغاز شد، اکنون در قالب شراکتی راهبردی متبلور می‌شود و ائتلافی چالش‌برانگیز را ایجاد می‌کند که سیاست آمریکا همواره از دیرباز صراحتا به‌دنبال ممانعت از آن بوده است.

موضع «مذاکراتی» واشنگتن که ادعای نگارنده به تسلیم بی‌قید و شرط شباهت دارد، با مانعی استوار و تسلیم‌ناپذیر مواجه است. ایران خود را کشوری مستقل می‌داند که خارج از نظام مالی تحت رهبری آمریکا عمل می‌کند و اکنون با «پشتوانه فناورانه» برخاسته از حمایت قدرت‌های بزرگ، ضرورتی برای تسلیم نمی‌بیند.

چیزی که دولت آمریکا باید با آن مواجه شود، چشم‌انداز «تامل و تردیدی» مشابه درنگ ماه ژانویه است. در صورتی که ترامپ تصمیم بگیرد مطابق تهدیدهای علنی‌اش، برنامه هسته‌ای ایران را از بین ببرد، آنگاه با ایرانِ گذشته رو به‌ رو نخواهد بود. به عبارت بهتر، ترامپ در این صورت، با کشوری مواجه خواهد شد که زیر چتر اطلاعاتی چین-روسیه فعالیت می‌کند و کوچک‌ترین تحرکات دریایی آمریکا را به پیشامدی قابل مشاهده در تهران بدل کرده است.

همزمان با نزدیک شدن به رزمایش‌های مشترک دریایی ایران، چین و روسیه در اواسط فوریه، «محور جدید» پیامی «محرز» به واشنگتن ارسال می‌کند؛ «خلیج فارس دیگر دریاچه اختصاصی آمریکا نیست و هزینه اجرای «دستوری» با هدایت و به نیابت از اسرائیل، می‌تواند خیلی زود برای دولت کنونی(آمریکا)، خیلی‌خیلی گران تمام شود.

سوالی که فکر اتاق وضعیت را تسخیر کرده و آن را آزار می‌دهد، این است که آیا سیاست‌گذاران پیش از آزمودن این واقعیت جدید، آن را درک خواهند کرد یا اینکه اشباح «جنگ ۱۲ روزه» با طیفی از سایه‌هایی به‌مراتب هولناک‌تر، بر سرشان آوار خواهد شد.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *