به گزارش خبر ۲۴ محمد ولیانپور طی یادداشتی نوشتک
«ترامپ امروز در خصوص واکنش ایران به حجم زیادی از تجهیزات نظامی آمریکا که در منطقه غرب آسیا مستقر شده پرسید. نمیخواهم بگویم او ناامید است، اما با توجه به گزینههای متعددی که در اختیار دارد، این وضعیت برایش محل پرسش است. او متعجب است که چرا ایرانیها تحت چنین فشاری تسلیم نشدهاند!».
اینها را روز گذشته استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا در مذاکره با ایران، در گفتوگو با فاکسنیوز گفت. اعترافی که نشان میدهد فشارهای آمریکا برای تحمیل خواستههایش بر کشورمان تاکنون بینتیجه بوده است. و عجیبتر اینکه روی ترس ما حساب کرده بودند!
پاسخ پرسش ترامپ واضح است؛ اگر از همه عناصر قدرت مردم ایران هم بگذریم، تجربه ما گزینه دیگری جز مقاومت در برابرمان باقی نگذاشته است. پس از سالها مذاکره و امتیاز دادن و تعلیق و تعطیلی چندباره برنامه هستهای و امضای برجام، با عهدشکنی آمریکا و تحریمهای بیشتر و نهایتاً حملات نظامی مواجه شدیم و تجربیات جهانی، از عراق و سوریه تا لیبی نیز فرجام نهایی تسلیم را بهروشنی پیش روی ما قرار داده است.
اما این سخنان، ناخودآگاه فرضیه دیگری را تقویت میکند که حدود یک ماه پیش دربارهاش گفته بودیم؛ هدف از این لشکرکشی پرهزینه، نه جنگ و درگیری گسترده با ایران، بلکه صرفاً پشتوانه تهدید برای مذاکره و پذیرش خواستههای آمریکا بوده است. گرچه بهنظر میرسد گزینه یک درگیری محدود و کنترلشده همچنان مطرح باشد که البته تحقق آن هم بستگی به طرف ایرانی دارد!
آمریکا تاکنون به هیچ کشور قدرتمندی حمله نکرده است. جنگ با شوروی را نیمقرن سرد نگه داشت و در برابر تهاجم روسیه به اوکراین در مرزهای ناتو، نسخه عقبنشینی پیچید. حتی اشغال عراق را هم تنها پس از تضعیف و مذاکره برای نابود کردن توان نظامی و موشکها به دست خودشان رقم زد.
ترامپ هم با وجود تظاهر به جسارت و ایفای نقش «مرد دیوانه»، تاکنون حسابگرترین رهبر آمریکا بوده است. این را از درگیریها و مداخلات نظامی آمریکای ترامپ در کشورهای مختلف میتوان فهمید؛ حتی از دو مواجهه با ایران در شهادت سردار سلیمانی و بمباران تأسیسات هستهای که با واکنش محدود کشورمان هزینه و تلفات چندانی را متحمل نشد. ترامپ حتی برای تسلط بر آبراه راهبردی دریای سرخ هم حاضر به هزینه نشد و در مقابل انصارالله یمن عقب نشست.
با این حساب، بود و نبود جنگ به بود و نمود همین انگاره قدرت در رفتار ما و محاسبه ریسک در دستگاه محاسباتی دشمن بستگی دارد که چقدر میتوانیم ریسک جنگافروزی را افزایش دهیم. چیزی که در بیانات رهبر معظم انقلاب به خطای محاسباتی دشمن تعبیر شده است و سیگنال جنگ منطقهای که در برابر تهدید به جنگ مطرح شد، نقش تعیینکنندهای در ساخت این انگاره داشت.
اما آمریکایی که مبتنی بر همان انگاره قبلی به منطقه لشکر کشیده و ترامپی که انتظار داشته تسلیم شدن ایران را ببیند، به در بسته خورده و نمیتواند شکست عقبنشینی را بپذیرد. آیا پیام قدرت ما آنقدر جدی هست که ریسک حمله دشمن را بر ریسک عقبنشینیاش غلبه دهد؟ و آیا دشمن میتواند آن را در مذاکرات جبران کند؟
با همه این تفاصیل، جنگ و صلح فعلی مسئله اصلی ما نیست؛ مهمتر از جنگ، تداوم سایه جنگ است و فتنههایی که زیر سایهاش برایمان تدارک دیدهاند و راهبردیتر از مقاومت در برابر جنگ، هجمه راهبردی به انگارهای است که سایه جنگ را گسترده و جرئت تهدید را به خود داده است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟