رسانه تصویری خبر۲۴

ترامپ و هزینه‌های جنگی که با فرضیات بی‌منطق آغاز شد

ترامپ و هزینه‌های جنگی که با فرضیات بی‌منطق آغاز شد

«منطق‌ها ساعت به ساعت تغییر می‌کنند» این توصیف «چاک شومر» رهبر اقلیت سنای آمریکا از جنگی است که رئیس‌جمهور این کشور علیه ایران به راه انداخته است. جنگی که با منطقی آغاز نشده که ادامه آن با منطق همراه باشد و از این روست که بسیاری از سناتورها، نمایندگان کنگره،…

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ صبح شنبه ۹ اسفندماه، مارش جنگی تازه در خاورمیانه از سوی رژیم اسرائیل و آمریکا نواخته شد، موشک‌ها از حریم هوایی ایران عبور کردند و مرکز تهران، رهبر ایران را به شهادت رساندند. اکنون پس از گذشت پنج روز از آغاز این جنگ و عیان شدن تبعات آن، پرسشی مشترک در افکار عمومی جامعه جهانی، از سیاستمداران آمریکایی تا بازیگران این کشور و از تحلیلگران سیاسی نزدیک به آمریکا تا کارشناسان مستقل، ایجاد شده است که این جنگ چرا آغاز شد و چگونه به پایان خواهد رسید. نگاهی به آنچه این روزها در اظهارات و ادعاهای مقامات آمریکایی شنیده می‌شود، حکایت از تداوم ابهام و تناقضی دارد که پیش از این هم بارها شاهد آن بودیم و به نظر می‌رسید بخشی از تاکتیک آمریکاست و باید با آغاز جنگ، پایان یابد. شواهد اما حکایت دیگری روایت می‌کنند، حکایتی تلخ و البته خطرناک که آغاز جنگ برای رئیس‌جمهور آمریکا در نتیجه قلب واقعیت و ادراک او از این واقعیت «فیک» بوده است.

ترامپ و هزینه‌های جنگی که با فرضیات بی‌منطق آغاز شد/ واشنگتن؛ گرفتار در دام توهمات تل‌آیو

اهداف اعلامی ترامپ و آنچه در زمین واقعیت است

از ژانویه ۲۰۲۴ تا به امروز، دونالد ترامپ در مقام رئیس‌جمهور آمریکا، هزاران سناریو مختلف در قبال کشورها، دولت‌ها، سرزمین‌ها، جنگ‌ها و نهادها و سازمان‌های بین‌المللی را مطرح و از هریک از آن‌ها را به نوعی بی‌اعتبار کرده است. از طرح ایالت‌سازی کانادا تا تصرف گرینلند، از پایان دادن به ۸ جنگ تا ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا، از تعرفه‌های بسیار سنگین بر تجارت با کشورها تا تهدید نمایندگان کنگره و سنای آمریکا هریک به نوعی در میدان عمل با شکست مواجه شده و رئیس‌جمهور آمریکا را نزد بسیاری از دولت‌ها و ملت‌ها به فردی دارای اختلالات روانی خودشیفتگی تا پارانویا تبدیل کرده که بسیاری از آن‌ها تنها راه کنار ماندن از اقدامات دیوانه‌وار او را تایید و تشویق و یا دستکم سکوت در برابر این رویکردی برگزیده‌اند که خود وی آن را صلح از طریق قدرت نام‌گذاری کرده است.

پس از شش روز از شروع این جنگ، واقعیات روندی متفاوت را نشان می‌دهند و با این شواهد بیش از پیش مشخص می‌شود که رئیس‌جمهور آمریکا یا فریب بلوف نخست‌وزیر اسرائیل را خورده یا باور این بلوف همان چیزی است که ترامپ به آن نیاز داشت تا پرده‌های یک رسوایی نیافتد.در این میان پرونده ایران اما مسیری متفاوت داشت، ایران سناریو تسلیم محض را نپذیرفت و ترامپ که این عدم پذیرش را خدشه‌ در قدرت خود می‌دانست، جنگی را آغاز کرد که برای پایان آن نمی‌توان نقطه‌ای متصور بود. جنگی که می‌توانست هم در مرحله نخست آن که خردادماه انجام شد و هم در مرحله دوم که اسفند بوده، آغاز نشود اما رئیس‌جمهور آمریکا با همان منطق بی‌منطق خود، هر دو بار در میانه مذاکرات هسته‌ای، ایران را بمباران کرد تا مشخص شود اعتباری برای هیچ روند دیپلماتیکی قائل نیست. در بمباران نخست تاسیسات هسته‌ای ایران، ترامپ مدعی شد که تمام این تاسیسات هسته‌ای را نابود کرده و ایران دیگر توان رسیدن به سلاح هسته‌ای را نخواهد داشت.

هشت ماه بعد اما دقیقا با ادعای نابودی توان هسته‌ای ایران، جنگی تازه را آغاز کرد و این بار پرونده تازه‌تری هم به آن افزود؛ حذف توان موشکی. حمله دوم به ایران را با بهانه‌های موجهی چون حمایت از مردم ایران در جریان اعتراضات دی‌ماه به افکار عمومی فروخت و تلاش کرد در قامت ناجی مردم ایران ظاهر شود. از اواخر دی‌ماه ناوگان دریایی و هوایی خود را به صورت مستمر به غرب آسیا اعزام و ادعا کرد که در صدد نجات مردم است و همزمان با این اعزام، دور جدیدی از مذاکرات را با ایران را هم آغاز کرد. برنامه هسته‌ای، موشکی و تغییر رژیم در دو ماه گذشته سرخط اهداف اعلام شده رئیس‌جمهور آمریکا در حمله به ایران بود اما پس از پنج روز از شروع این جنگ، واقعیات روندی متفاوت را نشان می‌دهند و با این شواهد بیش از پیش مشخص می‌شود که رئیس‌جمهور آمریکا یا فریب بلوف نخست‌وزیر اسرائیل را خورده یا باور این بلوف همان چیزی است که ترامپ به آن نیاز داشت تا پرده‌های یک رسوایی نیافتد.

الف) برنامه هسته‌ای ایران به شمول غنی‌سازی پس از بمباران تاسیسات هسته‌ای در خرداد ماه در عمل متوقف شده بود. این واقعیت را استیو ویتکاف فرستاده ترامپ در مذاکرات برای نخستین بار و دو هفته پیش از آغاز درگیری نظامی، نادیده گرفت و در اظهاراتی عجیب مدعی شد که تهران برای رسیدن به بمب هسته‌ای یک هفته فاصله دارد. ادعایی که رافائل گروسی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی آن را تکذیب و تایید کرد که ایران در صدد دستیابی به بمب هسته‌ای نیست. با این حال سفر بنیامین نتانیاهو به آمریکا، سراسیمه و پیش از آغاز مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا، حکایت از آن داشت که تل‌آویو برای نابودی هر روند دیپلماتیکی به هر دروغی از جمله فاصله یک هفته‌ای ایران با بمب اتم، چنگ خواهد زد و ترامپ هم این بلوف گران را خریدار است. حال پس از آغاز بمباران ایران، این سوال مطرح است که موشک‌های آمریکایی و اسرائیلی کدام‌یک از سایت‌ها و تاسیسات هسته‌ای ایران را در روزهای گذشته هدف قرار داده و از رسیدن به بمب اتم پیشگیری کرده‌اند؟ واقعیت آن است که حملات به تاسیسات هسته‌ای ایران، جایی که مشخصا هیچ فعالیتی در آن‌ها وجود ندارد، چندان جدی نبوده و این عدم فعالیت را تمام نقشه‌های هوایی و ماهواره‌ای به خوبی نشان می‌دهند.

ب) نابودی توان موشکی ایران هم دیگر هدفی بود که رئیس‌جمهور آمریکا آن را دلیل ورود به جنگ اعلام کرد؛ موشک‌هایی که با توهم رسیدن به خاک آمریکا به عنوان تهدید وجودی به مردم آمریکا فروخته شد اما واقعیت آن است که به تاکید وزیر امور خارجه ایران، تهران برد موشک‌های خود را ۲۰۰۰ کیلومتر و تنها برای دفاع از خود قرار داده بود.

اذعان پنتاگون بر این مهم که هیچ تهدید وجودی از سوی ایران برای آمریکا وجود نداشته و اشاره ضمنی «مارکو روبیو» وزیر امور خارجه آمریکا به این موضوع که ایران موشکی برای تهدید آمریکا در اختیار ندارد، نشان می‌دهد که هدف اعلام شده برای حمله به ایران در این سطح هم تنها بهانه‌ای برای ورود به جنگ بوده است.

ترامپ و هزینه‌های جنگی که با فرضیات بی‌منطق آغاز شد/ واشنگتن؛ گرفتار در دام توهمات تل‌آیو

پ) تغییر رژیم در ایران، یکی از آرزوهای غیرقابل انکار رژیم اسرائیل در چهل سال گذشته بود که همواره در دولت‌های مختلف آمریکا تلاش می‌کرد آن‌ را به عنوان اولویتی مهم به واشنگتن تحمیل کند. در دولت دوم ترامپ، نتانیاهو موفق شد با سوءاستفاده از شرایط خاص داخل ایران و گسترش اعتراضات، وی را راضی به ورود در این ورطه کند؛ جایی که رئیس‌جمهور آمریکا درباره نحوه ایستادن در آن هم با علامت‌های ابهام و پرسش بسیاری مواجه است؛ از این قبیل که دقیقا هدف از ترور رهبر معظم ایران چه بوده است؟ آیا ترامپ با این اقدام در پی اجرای سناریویی چون ونزوئلا بوده است؟ آیا درپی ساختن یا یافتن آلترناتیوی برای حکومت در ایران است؟

پرسش مهم‌تر اینکه آیا اساسا شناختی درباره نظام جمهوری اسلامی ایران، پایه‌های چندلایه سیاسی آن، نقش و جایگاه هریک از نهادهای تشکیل‌دهنده آن و نیز مردم ایران، در بین مقامات آمریکایی وجود داشته است؟ وجود یک «دلسی رودریگز» در ایران، یا امکان بازگرداندن فرزند شاه پیشین یا حتی امکان تجزیه ایران به کشورهایی کوچکتر، مجموعه‌ای از توهماتی است که گروه‌های مختلف برحسب خواسته‌های خود آن‌را به رئیس‌جمهور آمریکا فروخته‌اند و در حال حاضر واقعیت میدانی امکان اجرایی شدن هیچ‌یک از آن‌ها را نمی‌دهد و مقامات ایرانی بر تداوم انتقام رهبر شهیدشان از نیروهای آمریکایی هم تاکید ویژه دارند. در نهایت اهداف اعلامی رئیس‌جمهور آمریکا برای ورود به جنگ با ایران، دستکم تا امروز و تا به اینجای معادله جنگ، با ابهامات بسیاری زیر سوال رفته و امکان تحقق آن‌ها هر روز کمتر می‌شود.

تبعات آغاز جنگ بر مبنای توهم

ابهام در هدف‌گذاری برای درگیری نظامی گرچه یکی از راه‌های اعلام پیروزی در هر شرایطی به نظر می‌رسد اما این بار به نظر می‌رسد اهداف مورد نظر آمریکا از آغاز درگیری با ایران به نسبت هزینه‌ آن، چندان متوازن به نظر نمی‌رسد. ایران تاسیسات غنی‌سازی خود را در ماه خرداد از دست داده بود و غنی‌سازی نداشته ایران با بمباران نمی‌تواند بیشتر از این از بین برود. موشک‌های ایران تا روز پنجم جنگ همچنان در حال وارد آوردن خسارات به پایگاه‌ها و داشته‌های آمریکا و رژیم اسرائیل در منطقه است و رژیم، دولت و جامعه ایران هیچ نشانه‌ای از نزدیکی به فروپاشی را نشان نمی‌دهند.

اندیشکده «پروگرس امریکا» جنگ آغاز شده ترامپ علیه ایران را بی‌پروا و غیرضروری توصیف کرده کهتاکنون بیش از ۵ میلیارد دلار هزینه مستقیم برای مالیات‌دهندگان آمریکایی به همراه داشته استاکنون پرسش این است که برای این سه هدف محقق نشده، چه هزینه‌هایی صرف شده است؟ اندیشکده «پروگرس امریکا» جنگ آغاز شده ترامپ علیه ایران را بی‌پروا و غیرضروری توصیف کرده که تاکنون بیش از ۵ میلیارد دلار هزینه مستقیم برای مالیات‌دهندگان آمریکایی به همراه داشته است و این رقم تنها شامل هزینه‌های اولیه عملیات نظامی در شش روز نخست می‌شود. به نوشته نشریه آتلانتیک و به نقل از یک مقام آمریکایی، جنگ با ایران به طور مستقیم روزانه یک میلیارد دلار برای آمریکا هزینه دارد.

نیویورک تایمز هم از افزایش قیمت بنزین در ایالات متحده به ۳/۲ دلار برای هر گالن خبر داده که بالاترین سطح از ماه سپتامبر تاکنون است. بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی بلومبرگ، طی ساعات گذشته قیمت هر بشکه نفت برنت دریای شمال با قیمت حدود ۸۳ دلار در حال معامله است که نسبت به روز قبل از جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل افزایش شدیدی را تجربه کرده است. این تنها بخشی از تبعات اقتصادی، آغاز تجاوز نظامی علیه ایران است و با تداوم این شرایط قطعا شرایط پیچیده‌تر هم خواهد شد.

ترامپ و هزینه‌های جنگی که با فرضیات بی‌منطق آغاز شد/ واشنگتن؛ گرفتار در دام توهمات تل‌آیو

آغاز حمله نظامی به ایران در سالی که قرار است یکی از مهمترین انتخابات داخلی آمریکا برگزار شود، ریسکی بزرگ برای حزب حامی ترامپ است، حزبی که با وعده عدم آغاز نبردی تازه برای آمریکا، توانست آرای آمریکایی‌ها را به خود اختصاص دهد و اکنون با آغاز جنگی که انتهایی برای آن قابل تصور نیست، در عمل باید به افکار عمومی داخل آمریکا پاسخ دهند و چون دلیل قابل قبولی برای این آغاز نیست، پایگاه سیاسی این حزب بسیار در معرض ریزش قرار دارد.

رقابت‌های درون حزبی برای معرفی نامزدهای کنگره در انتخابات میان‌دوره‌ای از در آمریکا شروع شده و در نظرسنجی خبرگزاری‌های معتبری چون رویترز از هر چهار آمریکایی تنها یک نفر از حمله به ایران حمایت کرده است و ۴۷ درصد با حمله مخالفت کردند و ۵۶ درصد با این گزاره موافق بودند که ترامپ، زیاده‌ازحد از نیروی نظامی استفاده می‌کند.

در نظرسنجی دیگری تنها ۳۱ درصد آمریکایی‌ها گفته‌اند که از نظر آن‌ها، ترامپ تصمیم درستی گرفته است. ۴۵ درصد معتقد بودند که او در حمله به ایران، اشتباه کرده و ۳۹ درصد نیز معتقد بودند که دلایل مشروع کافی برای این حمله وجود نداشته. در مقابل ۳۲ درصد معتقد بودند که حملات، مشروع و قابل دفاع هستند.

تناقض‌گویی و فقدان استراتژی در آمریکا

هشدارها درباره کشاندن آمریکا به درگیری جدید در منطقه و نگرانی هیات حاکمه و دولت ترامپ از این موضوع خود یکی از دلایل اصلی تناقض گویی‌ها و اظهارات آغشته به ابهام مقامات این کشور است، برای مثال «پیت هگست» وزیر جنگ آمریکا در پاسخ به پرسش‌های مکرری که درباره طولانی شدن جنگ مطرح شده، جایی گفته است که «بس کنید. این (جنگ) عراق نیست. بی‌پایان هم نیست»، در جای دیگری اما ژنرال «دن کین» رئیس ستاد مشترک نیروهای نظامی آمریکا تصریح کرده است که «این یک عملیات یک‌شبه نیست. تحقق اهداف نظامی‌ که برای سنتکام و نیروی مشترک تعیین شده، زمان می‌برد و در برخی موارد کاری سخت و فرسایشی خواهد بود. ما انتظار تلفات بیشتری را داریم».

رئیس‌جمهور آمریکا و دولتمردان او تاکنون و بر اساس اظهاراتی که از نمایندگان کنگره و سناتورهای آمریکایی شنیده شده، همچنان در اقناع آن‌ها و افکار عمومی درباره دلایل آغاز جنگ با ایران هم ناتوان بوده‌اند. گاهی «مارکو روبیو» وزیر امور خارجه به صراحت اذعان می‌کند که علت آغاز حمله نظامی به ایران این بوده که ایالات متحده اطلاعاتی دریافت کرده بوده که اسرائیل در صدد حمله نظامی قریب‌الوقوع است و در پی آن، واشنگتن برآورد کرده این اقدام اسرائیل با حمله فوری ایران به نیروهای آمریکایی همراه خواهد شد و بنابراین ارتش ایالات متحده با هدف پیشگیرانه وارد عملیات نظامی علیه ایران شده است.

این اذعان که در برابر دوربین‌ها و خبرنگاران، مطرح شد، روز بعد و در پی اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر اینکه نتانیاهو او را به جنگ با ایران نکشانده است، از سوی روبیو تکذیب شد. با این حال نیویورک تایمز روایتی از جلسه تاکر کارلسون مجری و مفسر سیاسی مشهور با ترامپ منتشر کرده که در آن کارلسون به ترامپ گفته است که نباید اجازه دهد اسرائیل او را محدود یا به دام بیندازد و تاکید کرد که تمایل اسرائیل به حمله به ایران، تنها دلیل بررسی گزینه حمله توسط آمریکا است. او ترامپ را تشویق کرد که نتانیاهو را مهار کند. ترامپ اما در پاسخ تصریح کرده که خطرات حمله را می‌داند اما به کارلسون فهمانده است که چاره‌ای جز همراهی با ضربه‌ای که اسرائیل آغاز خواهد کرد، ندارد.

این اظهارات متناقض با انتقادهای بسیاری در میان نمایندگان آمریکایی مواجه شده است؛ «مارک وارنر» سناتور ویرجینیا گفته است: هیچ تهدید قریب‌الوقوعی از سوی ایرانیان برای ایالات متحده آمریکا وجود نداشت. تهدید برای اسرائیل وجود داشت. اگر تهدیدی برای اسرائیل را با تهدید قریب‌الوقوع برای ایالات متحده برابر بدانیم، در آن صورت در قلمرو ناشناخته‌ای قرار داریم. ما ۴-۵ بار شاهد تغییر اهداف این عملیات بوده‌ایم. یک هفته پیش در مورد ظرفیت هسته‌ای ایران بود، چند روز بعد در مورد از بین بردن موشک‌های بالستیک. سپس به گفته خود رئیس جمهور در مورد تغییر نظام بود و اکنون می‌شنویم که هدف نابودی ناوگان دریایی ایران است.

ترامپ و هزینه‌های جنگی که با فرضیات بی‌منطق آغاز شد/ واشنگتن؛ گرفتار در دام توهمات تل‌آیو

در میان اظهارنظرهای متناقض مقامات دولت آمریکا، یکی از تسلیح احزاب کرد مخالف ایران سخن می‌گوید و دیگری آن را تکذیب می‌کند، مقامی مدعی پیاده کردن نیروی زمینی در ایران می‌شود و مقامی دیگر آن را غیرممکن ارزیابی می‌کند. «البریج کولبی»، رئیس سیاست‌گذاری پنتاگون مقام دولتی دیگری است که مدعی شده آمریکا در ماموریت خود علیه ایران به دنبال اهدافی محدود و معقول است و با وجود سوالاتی درباره اهداف دولت در این درگیری، به دنبال تغییر حکومت از طریق زور نیست و این ادعا در حالی مطرح شده که وزیر جنگ آمریکا ادعا می‌کند توانسته رژیم ایران را تغییر دهد.

مجموع این اهداف و اظهارات متناقض در جلسه توجیهی گست وزیر دفاع، روبیو وزیر امور خارجه، ژنرال دن کین رئیس ستاد مشترک ارتش و جان راتکلیف مدیر سازمان سیا در جلسه در سنا و مجلس نمایندگان هم تکرار شده و از این روست که «الیزابت وارن» سناتور آمریکایی در ارزیابی خود پس از جلسه محرمانه با این مقامات اذعان دارد که «دولت ترامپ هیچ برنامه‌ای برای ایران ندارد. این جنگ غیرقانونی بر پایهٔ دروغ‌ها بنا شده و بدون وجود هیچ تهدید فوری علیه کشور ما آغاز شده است.

دونالد ترامپ هنوز حتی یک دلیل روشن برای این جنگ ارائه نکرده و به نظر می‌رسد هیچ برنامه‌ای هم برای چگونگی پایان دادن به آن ندارد». «کریس مورفی» دیگر سناتور آمریکایی تصریح کرده است که «این وضعیت یک درگیری چند تریلیون دلاری و بی‌پایان است با مجموعه‌ای از اهداف بسیار گیج‌کننده و دائماً در حال تغییر».

«چاک شومر» رهبر اقلیت سنا هم پس از جلسه توجیهی تصریح کرده است که منطق‌ها ساعت به ساعت تغییر می‌کنند. تغییر رژیم، سلاح‌های هسته‌ای، موشک‌ها، دفاع. پیشگیرانه. کدام یک؟ وقتی توجیه مدام تغییر می‌کند، استراتژی از دست می‌رود. هیچ استراتژی وجود ندارد».

واقعیت آن است که این منطق از ابتدا هم وجود نداشت و رژیم اسرائیل مجموعه‌ای از اطلاعات اشتباه از ضعف حکومت ایران به ترامپ فروخت و رئیس‌جمهور آمریکا برای فرار از آنچه می‌توان آن را بدنامی اپستین نامید، وارد درگیری شده که امکان پایان دادن به آن هر روز کمتر می‌شود. ترامپ با ادعای پایان دادن به جنگ‌ها از مردم آمریکا رای گرفت و به نظر می‌رسد برای فراموش شدن پرونده خود در جزیره‌ای بدنام، جنگی تازه با ابعاد نامشخص را آغاز کرده است و این گزاره باید برای پایگاه رای وی هشدارآمیز باشد.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *