به گزارش خبر ۲۴؛ شکست آنها در جنگ ۱۲ روزه به این امید با وساطت امیر قطر موقتا پایان پذیرفت که آنها بتواند در فرصت ۸ ماه تا آغاز جنگ رمضان تمام تجهیزات و نیروهای خود را برای حمله همه جانبه و تغییر شکست گذشته با پیروزی بزرگ جشن بگیرند، اما نتیجه جنگ رمضان همان خروجی جنگ ۱۲ روزه بود؛ شکست تحقیر آمیز. با آغاز دور جدیدی از حملات نظامی اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه، نتانیاهو با انتشار پیامی، اهدافی بلندپروازانه و حداکثری نظیر تغییر نظام و نابودی کامل توان غنیسازی هستهای ایران را برای کارزار نظامی جدید خود علیه ایران مطرح کرد. همچنین با ورود حزبالله به جنگ، وزیر جنگ اسرائیل از تداوم نبرد با حزبالله تا نابودی کامل آن سخن گفت. همین مسائل سبب شد تا انتظارات افراطی و غیر واقعی از نتایج عملیات نظامی، در میان افکار عمومی جامعه اسرائیل به وجود آید. اما قبول آتشبس از جانب اسرائیل، شرایط را به کلی دستخوش تغییر کرد. تبعات شراکت با ترامپ این یک اصل ثابت شده است که در یک شراکت دوجانبه، تداوم این شراکت مستلزم تبعیت شریک ضعیفتر از خواستههای شریک قدرتمندتر است. در جنگ اخیر، صحت این مسئله بار دیگر اثبات شد، چرا که نتانیاهو تمایل زیادی به ادامه جنگ داشت، اما او در نهایت ناچار شد به خاطر خواستهها و فشارهای متحد قدرتمندتر خود یعنی دونالد ترامپ، تن به پذیرش آتشبس بدهد. درک این نکته ضروری است که هیچ فرد اسرائیلی نباید خود را فریب داده و تصور کند که در جنگ اخیر، اسرائیل میتوانست مستقل عمل کرده و بدون حضور ایالات متحده در جنگ، به اهداف بلند پروازانه خود دست یابد. به هر جهت، ارزیابی نتانیاهو این بوده که اسرائیل به تنهایی نمیتواند در جنگ اخیر به اهداف حداکثری مورد نظر خود دست یافته و برای نیل به این اهداف، لاجرم نیازمند مشارکت شریکی قدرتمندتر به نام آمریکا در جنگ است. پس تبعا زمانی که نتانیاهو تن به شراکت نظامی با آمریکا داد، باید تبعات منفی آن را نیز میپذیرفت. تبعات پذیرش آتشبس در لبنان وضعیت محبوبیت نتانیاهو در مناطق شمالی اسرائیل پس از قبول آتشبس با لبنان به شدت بغرنج است. به نظر میرسد اصلیترین مقصر این وضعیت خود نتانیاهو باشد، چرا که خود او انتظارات عمومی از جنگ با حزبالله را در مناطق شمالی بالا برد. نتانیاهو در جریان آتشبس قبلی با حزبالله مدعی شده بود که با پیروزی قاطع بر حزبالله، اکنون برای سالهای طولانی خطر حملات حزبالله به مناطق شمالی رفع شده است. اما پس از پذیرش مجدد آتش بس با حزبالله، این بار دیگر نمیتواند دوباره همان حرفهای تکراری را به ساکنان شمال بفروشد. نابودی دوباره زیرساختهای هستهای نابود شده! افرادی که باور کرده بودند که اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه توانسته است زیرساختهای هستهای ایران را نابود کند، اکنون این سوال برایشان مطرح شده است که چرا دوباره با هدف نابود سازی زیرساختهای هستهای ایران وارد درگیری با آنها شده ایم و آیا با دستیابی به توافقی شامل توقف ۲۰ ساله غنی سازی در ایران، واقعا میشود امیدوار بود که غنیسازی هستهای در ایران متوقف خواهد شد؟ پاسخ به این سوالات، چالشی اساسی برای نتانیاهو است. بنابراین، به نظر میرسد اکنون نتانیاهو در دامی افتاده است که زمانی خودش آن را برای خودش پهن کرده بود. این فرضیه پذیرفته شدهای در اسرائیل است که عملیاتهای نظامی، به محبوبیت دولت مستقر کمک خواهد کرد، اما عکس آن نیز صادق است، یعنی پایان این عملیاتها اگر با پیروزی مطلقی همراه نباشد، غالبا منجر به منفور شدن دولت خواهد شد. نتانیاهو امیدوار بود که در طول جنگ کنونی، با کسب دستاوردهای نظامی فوقالعاده وارد رقابتهای انتخاباتی شود. این امر زمانی محقق میشد که یا جنگ مدت بیشتری به طول میانجامید تا در طول این مدت، اسرائیل میتوانست پیروزی محسوسی را کسب کند یا دولت واقعا میتوانست افکار عمومی را قانع کند که اسرائیل به پیروزی قاطعی در جنگ با ایران و حزبالله دست یافته است. به نظر میرسد که در وضعیت فعلی، هیچ کدام از این شرایط محقق نشده است.
-
اندازه متن
+
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟