رسانه تصویری خبر۲۴

آمریکا باید امتیاز دهد

آمریکا باید امتیاز دهد

به گزارش خبر ۲۴؛ مهدی حسنی طی یادداشتی نوشت: اوضاع جنگ و دستاوردهای آن برای آمریکا چنان وخیم است که دیگر بحث کارشناسی در جهان صورت‌بندی دستاوردهای واشنگتن یا امکان پیروزی در یک دور دیگر از نبرد نیست، بلکه اصولاً بحث بر سر این است که چگونه می‌توان با ایجاد…

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ مهدی حسنی طی یادداشتی نوشت:
اوضاع جنگ و دستاوردهای آن برای آمریکا چنان وخیم است که دیگر بحث کارشناسی در جهان صورت‌بندی دستاوردهای واشنگتن یا امکان پیروزی در یک دور دیگر از نبرد نیست، بلکه اصولاً بحث بر سر این است که چگونه می‌توان با ایجاد یک «پل طلایی»، کاخ سفید را از باتلاق بیرون کشید و پیروزی ایران را هم پذیرفت. در آخرین مورد، مجله آمریکایی فارن افرز، متن مفصلی منتشر کرده که عملاً نوعی توصیه «پل طلایی» به دولت آمریکاست و عملاً توصیه‌نامه‌هایی برای پذیرش شکست از ایران و اصول امتیازدهی به جمهوری اسلامی است. متن بر آن است ریشه بسیاری از مسائل حل‌نشده میان ۲ کشور و البته این تخاصم به خود آمریکا بازمی‌گردد: «بخشی از این ناکامی ریشه در انتظارات نابجای واشنگتن دارد. رئیس‌جمهور آمریکا بر این باور است تمام برگ‌های برنده دست او است و می‌تواند تهران را وادار به تسلیم کند، آن هم بی‌اعتنا به ۲ ماه شواهدی که خلاف این امر را ثابت می‌کند. اما بخش دیگری از مشکل به بی‌اعتمادی متقابل بازمی‌گردد. واشنگتن تا امروز بارها در جریان مذاکرات دست رد به سینه تهران ‌زده است. سال ۲۰۱۵ یک توافق هسته‌ای منعقد کرد اما تنها ۳ سال بعد از آن خارج شد. سال ۲۰۲۵ دور جدیدی از مذاکرات را با ایران آغاز و سپس زیرساخت‌های هسته‌ای این کشور را بمباران کرد و هنگامی که اوایل سال جاری میلادی گفت‌وگوها بار دیگر از سر گرفته شد، ایالات متحده تازه‌ترین کارزار نظامی خود را به راه انداخت. در نتیجه، اکثر ایرانیان امید چندانی ندارند که مذاکرات کنونی به نتیجه برسد یا آتش‌بس پایدار بماند».
به باور نویسندگان این متن، دیگر دوران دیپلماسی اجبار با ایران به سر آمده و اکنون زمان آن است که این کشور، حقوق بنیادین جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت بشناسد و اگر آن کشور خواهان پایان جنگ و رسیدن به نقطه سیاسی خاتمه مخاصمه است، باید حاضر به پرداخت امتیاز به ایران شود: «برای غلبه بر این بی‌اعتمادی، ایالات متحده باید ثابت کند مذاکرات کنونی اساساً با گفت‌وگوهای پیشین تفاوت دارد؛ به این معنا که به یک توافق عملی و پایدار منجر خواهد شد. این روند می‌تواند با پذیرش این مساله از سوی واشنگتن آغاز شود که ایران به عنوان یک دولت مستقل، دارای حقوقی بنیادین از جمله حق غنی‌سازی اورانیوم برای اهداف صلح‌آمیز و غیرنظامی است… واقعیت آن است که دیپلماسی مبتنی بر اجبار، درباره تهران کارآمد نیست. این رویکرد تنها باعث سرسخت‌تر شدن مقاومت‌ آن می‌شود، بلکه فضای سازش را محدود می‌کند و خطر تشدید مکرر اختلافات و تبدیل آنها به درگیری‌های خشونت‌آمیزتر را افزایش می‌دهد».
نویسندگان بر آنند مساله هسته‌ای ایران هیچ راه‌حل نظامی‌ای ندارد و تنها باید با ایران به صورت سیاسی توافق کرد. به باور آنان، تنها پس از آنکه آمریکا حقوق هسته‌ای ایران را به رسمیت شناخت، می‌توان به حدود این برنامه یا کنسرسیوم منطقه‌ای اندیشید: «برای آنکه ایران به چنین اقداماتی [کنسرسیوم یا محدودیت] تن دهد، ایالات متحده باید بپذیرد تهران حق دارد فناوری هسته‌ای را برای تولید انرژی، خدمات درمانی و سایر مقاصد صلح‌آمیز توسعه دهد. حق ایران در این زمینه مورد حمایت پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای است که تهران آن را به تصویب رسانده. با این حال، دولت ترامپ تاکنون از دادن این امتیاز خودداری کرده و در عوض، بر خواسته‌های خود مبنی بر دست کشیدن ایران از هرگونه غنی‌سازی پافشاری کرده است».
بخش جذاب دیگر متن، اشاره این اندیشکده بر حق حکمرانی ایران بر تنگه هرمز است و به باور این نویسندگان، آمریکا باید بپذیرد از نظر نظامی چاره‌ای برای تنگه ندارد و باید حقوق ایران را به رسمیت بشناسد اما توصیه می‌کند درآمدزایی جمهوری اسلامی از هرمز برای حفظ آبروی هژمونیک آمریکا، از راهی جز عوارض باشد: «ایالات متحده باید بپذیرد در غیاب یک عملیات نظامی گسترده و پرهزینه، ایران همچنان ظرفیت مسدود کردن تنگه را حفظ خواهد کرد. دریافت عوارض عبور، مغایر مقررات مربوط به تنگه‌ها در معاهده حقوق دریاها خواهد بود و رویه‌ای بسیار نامطلوب ایجاد می‌کند که می‌تواند تجارت آزاد دریایی را در سایر آبراه‌های مشابه محدود کند. اقدامی که ایالات متحده می‌تواند انجام دهد این است که کشورهای صادرکننده خلیج‌فارس را مجاب کند بر کالاهای نفتی و پتروشیمی (نفت، گاز و کود) که از بنادر آنها بارگیری شده و از طریق تنگه هرمز به سمت جنوب ترانزیت می‌شود، هزینه مازاد حمل‌ونقل وضع کنند. چنین هزینه مازادی می‌تواند به‌عنوان مثال، شامل ۵ دلار به ازای هر بشکه نفت، ۲۰ سنت به ازای هر ۱۰۰۰ فوت مکعب گاز، ۲۵ دلار به ازای هر تن گوگرد و ۳۰ دلار به ازای هر تن اوره و آمونیاک بی‌آب (خشک) باشد. این هزینه‌های مازاد با عوارض عبور تفاوت دارد، زیرا توسط کشورهای صادرکننده در بندر مبدأ اعمال می‌شود، نه توسط یک کشور واحد به عنوان شرط عبور از یک آبراه‌ باز که تضمین‌های بین‌المللی دارد. بر اساس بهترین برآوردها، این هزینه‌های مازاد می‌تواند درآمدی مشابه عوارض عبور ایجاد کند که رقم آن ۸۰ میلیارد دلار در سال تخمین ‌زده می‌شود. درآمدهای حاصل از این طرح، تا حدی به منظور بازسازی ایران تخصیص می‌یابد و به این طریق به تحقق خواسته‌ تهران مبنی بر دریافت غرامت‌های زمان جنگ کمک می‌کند».
بخش زیادتری از متن حاوی انبوهی خوش‌بینی و رویااندیشی‌های مکرر در رابطه با امکان حل‌وفصل اختلافات میان ایران و آمریکاست که تکرار آنها در گزارش چندان مهم نمی‌نماید. اهمیت این گزارش آن هم از فارن افرز آن است که اینک فضای نخبگانی آمریکا هم در حال چرخش به سمت فضای امتیازدهی به ایران در پی جنگ است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *