-
اندازه متن
+
به گزارش خبر ۲۴؛ دکتر داوود منظور طی یادداشتی نوشت:
ترامپ کوشید از پکن امتیازی بگیرد که در میدان هرمز بهدست نیاورده بود: وادار کردن چین به فشار بر ایران، کاهش خرید نفت از ایران، همراهی با بازگشایی تنگههرمز تحت الگوی مورد نظر آمریکا و تقویت موضع واشنگتن در مذاکرات هستهای. اما گزارشهای معتبر نشان میدهد پکن، در عین تأکید لفظی بر بازبودن تنگههرمز و مخالفت با دستیابی ایران به سلاح هستهای، تعهد عملی روشنی برای فشار بر تهران نداد. رویترز گزارش کرده که ترامپ پس از دیدار با شی جینپینگ گفت، چین نیز خواهان بازشدن هرمز است اما همین گزارش تصریح میکند که پکن نسبت به اعمال فشار مستقیم بر ایران موضعی محتاطانه و غیرمتعهدانه داشته است.
در ظاهر، ترامپ تلاش کرد سفر خود را موفق نشان دهد. او گفت با شی درباره ایران گفتوگو کرده، چین خواهان باز بودن هرمز است و ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد. اما تفاوت مهم اینجاست که «همنظری کلی» با «همراهی راهبردی» یکی نیست. چین طبیعی است که خواهان باز بودن تنگههرمز باشد، زیرا بخش مهمی از انرژی مورد نیاز خود را از خلیجفارس تأمین میکند اما این به معنای پیوستن به راهبرد فشار حداکثری آمریکا علیه ایران نیست. به گفته گاردین، سفر ترامپ به چین، با وجود تشریفات و نمایشهای دیپلماتیک، به پیشرفت ملموس در پرونده ایران، تایوان یا رقابت فناوری منجر نشد و درباره آمادگی چین برای فشار واقعی بر تهران ابهام جدی باقی ماند.
نکته مهمتر آن است که خود ترامپ بعد از سفر، از احتمال لغو تحریمها علیه شرکتهای چینی خریدار نفت ایران سخن گفت. این تحول اگر عملی شود، معنای سیاسی روشنی دارد؛ واشنگتن برای گرفتن همکاری پکن ناچار است بخشی از ابزار فشار خود را تعدیل کند. رویترز گزارش کرده ترامپ در مسیر بازگشت از پکن گفت موضوع لغو تحریم شرکتهای چینی خریدار نفت ایران را با شی مطرح کرده و طی روزهای آینده درباره آن تصمیم خواهد گرفت. این عقبنشینی قطعی نیست اما نفس طرح آن نشان میدهد تحریمهای ثانویه علیه چین دیگر ابزار کمهزینهای برای آمریکا نیست؛ زیرا فشار بر خریداران چینی نفت ایران، به جای انزوای تهران، واشنگتن را وارد چانهزنی دشوار با پکن کرده است.
در همین چارچوب باید خبر افزایش عبور شناورها از هرمز با هماهنگی ایران را تحلیل کرد. خبر نقلشده از صداوسیما درباره عبور ۳۰ کشتی در یک روز، از نظر تحلیلی با روند کلی بحران سازگار است: ایران نمیخواهد هرمز را کاملا ببندد، بلکه میخواهد عبور از هرمز را به نوعی هماهنگی، مدیریت و پذیرش نقش ایران گره بزند. این دقیقا نقطه اختلاف با آمریکاست. واشنگتن باز بودن هرمز را بهمعنای عبور آزاد تحت چتر امنیتی آمریکا میفهمد؛ تهران آن را به معنای عبور امن، اما با شناسایی نقش ایران در امنیت تنگه میداند. همین تفاوت، بحث هرمز را از یک مسأله فنی دریایی به یک مسأله نظمساز در امنیت منطقه تبدیل کرده است.
در ظاهر، ترامپ تلاش کرد سفر خود را موفق نشان دهد. او گفت با شی درباره ایران گفتوگو کرده، چین خواهان باز بودن هرمز است و ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد. اما تفاوت مهم اینجاست که «همنظری کلی» با «همراهی راهبردی» یکی نیست. چین طبیعی است که خواهان باز بودن تنگههرمز باشد، زیرا بخش مهمی از انرژی مورد نیاز خود را از خلیجفارس تأمین میکند اما این به معنای پیوستن به راهبرد فشار حداکثری آمریکا علیه ایران نیست. به گفته گاردین، سفر ترامپ به چین، با وجود تشریفات و نمایشهای دیپلماتیک، به پیشرفت ملموس در پرونده ایران، تایوان یا رقابت فناوری منجر نشد و درباره آمادگی چین برای فشار واقعی بر تهران ابهام جدی باقی ماند.
نکته مهمتر آن است که خود ترامپ بعد از سفر، از احتمال لغو تحریمها علیه شرکتهای چینی خریدار نفت ایران سخن گفت. این تحول اگر عملی شود، معنای سیاسی روشنی دارد؛ واشنگتن برای گرفتن همکاری پکن ناچار است بخشی از ابزار فشار خود را تعدیل کند. رویترز گزارش کرده ترامپ در مسیر بازگشت از پکن گفت موضوع لغو تحریم شرکتهای چینی خریدار نفت ایران را با شی مطرح کرده و طی روزهای آینده درباره آن تصمیم خواهد گرفت. این عقبنشینی قطعی نیست اما نفس طرح آن نشان میدهد تحریمهای ثانویه علیه چین دیگر ابزار کمهزینهای برای آمریکا نیست؛ زیرا فشار بر خریداران چینی نفت ایران، به جای انزوای تهران، واشنگتن را وارد چانهزنی دشوار با پکن کرده است.
در همین چارچوب باید خبر افزایش عبور شناورها از هرمز با هماهنگی ایران را تحلیل کرد. خبر نقلشده از صداوسیما درباره عبور ۳۰ کشتی در یک روز، از نظر تحلیلی با روند کلی بحران سازگار است: ایران نمیخواهد هرمز را کاملا ببندد، بلکه میخواهد عبور از هرمز را به نوعی هماهنگی، مدیریت و پذیرش نقش ایران گره بزند. این دقیقا نقطه اختلاف با آمریکاست. واشنگتن باز بودن هرمز را بهمعنای عبور آزاد تحت چتر امنیتی آمریکا میفهمد؛ تهران آن را به معنای عبور امن، اما با شناسایی نقش ایران در امنیت تنگه میداند. همین تفاوت، بحث هرمز را از یک مسأله فنی دریایی به یک مسأله نظمساز در امنیت منطقه تبدیل کرده است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟