به گزارش خبر۲۴؛ به نقل از متادخت، حتما تا به حال با زنانی مواجه شدهاید که همکاری و انجام امور منزل توسط مردان را عار و ننگ میدانند و اگر مردی را ببینند که با همسر خود در خانهداری یا رسیدگی به امور فرزندانش همکاری میکند مورد شماتت و خشم این زنان قرار میگیرد. تصویر پررنگی از کودکی خود به خاطر دارم که با پسرعموی همسن مشغول کمک به آماده کردن سفره مهمانی بودیم که ناگهان زنی در جمع با لحن تحقیرآمیز پسر را با جمله «بشین! مگه تو دختری؟»، از کمک بازداشت.
بشین! مگه تو دختری؟
این تفکر که برخی امور مخصوص زنان است و انجام آن توسط مردان تحقرآمیز بهحساب میآید سالها دهان به دهان چرخیده و برای همان است که فرهنگ برخی خانوادهها در برابر تغییر آن مقاومت میکند. بد ماجرا آنجایی است که زنان، خود دست به دستِ فرهنگ مردسالار و غیردینی میدهند و به بازتولید آن کمک میکنند.
این زنان سالها با الگوی تحمیلی شرق زندگی کردند و به قدری به آن اعتقاد دارند که هرچند خودشان از شرایط خود و اعمال فشار زندگی به خودشان به عنوان یک زن ناراضی هستند و ممکن است حتی به دختران خود توصیه کنند، زیر بار این فشارها نروند، اما همچنان در تهنشستهای ذهنی خود نمیتوانند بپذیرند که مردان خانوادهشان نظیر فرزند ذکور یا برادر به این امور تن دهند.
این زنان بیآنکه بدانند مردسالاری فرهنگ غربی و یا شرقی را بهگونهای درونی کردند که غیر از آن را غلط فاحش میدانند، ولو برای نسل خودشان آزاردهنده باشد. در این فرهنگ مرد جنس برتر و علت اصلی خلقت است و هر آنچه خلق شده است از جمله زنان، باید در خدمت مردان قرار گیرد. این نگاه و رویکرد در تعارض جدی با نگاه اسلام است که در آن زن و مرد به لحاظ ارزشمندی و انسانیت برابر اما با تفاوتهای جنسیتی همراه هستند.
در این نگاه انجام امور منزل توسط مردان بسیار مستحب و با پاداشهای معنوی تشویق شده است همچنانکه برای زن اینگونه است. بنابراین ابتدا باید مرز مشخصی بین نگاه اسلام و کلیشههای جنسیتی غلط در جوامع غربی و شرقی که به فرهنگ ما تحمیل شده است کشید که این مرزکشی باید توسط مردان و زنان انجام شود. اما باید توجه داشت که نمیتوان از نقش مردان در حرکت به سمت جامعه در تعادل بین زن و مرد به عنوان انسانهایی با کار ویژه متفاوت اما ارزشمند سخن گفت اما به نقش زنان در تحقق آن کمتر پرداخت.
آینده مردان به دست زنان
به نقل متادخت؛ نقش زنان به عنوان عنصر کلیدی تربیت فرزندان بسیار مهم است؛ این مادر است که در تعامل با کودک به او میآموزد نگاه انسانی به زن و مرد داشته باشد و ارزشمندی انسانها به تقوا و ایمانشان است نه آنکه جنسیت و تصورات قالبی و کلیشهای بر زندگی آنها حاکم باشد. پر واضح است که در این میان نقش پدر غیرقابل کتمان است که در یادداشتی مجزا به آن اشاره کردیم، اما مادر به واسطه تعامل طولانیتر با فرزندان قادر به اثرگذاری ویژهتری است.
زنان و مادران با مردود دانستن تصورات قالبی اشتباه نظیر ارزشمندی و برتری مردان نسبت به زنان، ننگ و عار دانستن همکاری مرد در خانه، نقصان عقل در زنان و موارد بیشمار تحمیلی از فرهنگ غربی یا شرقی میتوانند جهان متعادل و در تعامل بیشتری برای نسل آتی بسازند.
تغییر و رشد در برهه کنونی و در این زمینه بیش از همه بر عهده زنان است. زنانی که نسل آینده را تربیت میکنند و در این مسیر با بازاندیشی درباره آنچه تاکنون درباره زنان و کلیشههای جنسیتی گفته شده میتوانند نسلی از دختران و پسران روشن و آگاه تربیت کنند که با علم به تفاوتهای جنسیتی، نگاه انسانی به هر دو جنسیت دارند. این نگاه انسانی منجر به نوعی تعامل و تعاون در زندگی میشود که در نتیجه زن و مرد را در جای صحیح خود قرار میدهد.
آن گاه نه انجام امور منزل کاری تحقیرآمیز برای مردان است و نه زنی که از همکاری همسرش برخوردار است زن ظالمی است! بلکه این زن و مرد به میزانی از بلوغ رسیدهاند که درک مشترک و همسنگی از مفهوم خانواده، همدلی و همراهی دارند. بنابراین باید پذیرفت برای عبور از موانع و مشکلاتی که زنان سالها با آن مواجه بودند خودشان باید پیش از همه به پا خیزند و با صبر استراتژیک قدم به وادی تحولات اجتماعی بگذارند. چه بسا نسلهای آینده زندگی شیرینتر، سالمتر و متعادلتری خواهند داشت.