رسانه تصویری خبر۲۴

برای چین محرز شد که امنیت خلیج فارس در گرو نقش‌آفرینی ایران است

برای چین محرز شد که امنیت خلیج فارس در گرو نقش‌آفرینی ایران است

سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در چین با اشاره به سفر «سیدعباس عراقچی» به چین گفت: «با توجه به وضعیت منطقه غرب آسیا، به‌ویژه تحولات تنگه هرمز و سفر آتی دونالد ترامپ به چین، موضوعات مهمی در دستور کار مذاکرات وزیر خارجه با مقامات چینی قرار دارد.»

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ «سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، روز گذشته برای سفری رسمی عازم پکن پایتخت جمهوری خلق چین شد. رئیس دستگاه دیپلماسی ایران بامداد چهارشنبه (۱۶ اردیبهشت) به وقت تهرات با وانگ یی، عضو دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و وزیر امور خارجه، دیدار و گفت‌وگو کرد.

سفر عراقچی به چین دو ماه پس از آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و در شرایط آتش‌بس شکننده میان دو طرف، در حالی انجام می‌شود که با ناامن شدن تنگه هرمز بر اثر جنگ، عبور و مرور کشتی‌ها و نفتکش‌ها به بسیاری از نقاط جهان، به ویژه چین که بخش بزرگی از انرژی مصرفی خود را از این آبراه حیاتی تامین می‌کند، محدود شده‌است.

این سفر همچنین کمتر از ۱۰ روز پیش از سفر رسمی برنامه‌ریزی شده دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، به پکن انجام می‌شود. این همزمانی باعث شده‌است تا گمانه‌زنی‌ها در مورد نقش‌آفرینی احتمالی چین در میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن برای پایان دادن به تخاصم افزایش پیدا کند.

«محمد کشاورززاده» سفیر پیشین ایران در چین، معتقد است که پکن به این درک رسیده‌است که برای هرگونه رابطه پایدار با کشورهای منطقه باید با ایران به عنوان تامین کننده اصلی امنیت وارد گفت و گو و تعامل شود.

کشاورززاده تاکید می‌کند که چین به رغم فشارها و تحریم‌های آمریکا، حتی در شرایط فعلی نیز به خرید نفت از ایران ادامه خواهد داد و تهران باید پکن را در جریان تعامل و مذاکراتی که با آمریکا دارد قرار دهد تا چینی‌ها احساس نکنند که مذاکرات ایران و آمریکا می‌تواند به تهدیدی برای روابط تهران و پکن تبدیل شود.

در ادامه متن کامل گفت‌وگوی ایرنا را با محمد کشاورززاده، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در جمهوری خلق چین، مطالعه می‌کنید.

برای چینی‌ها محرز شد که امنیت خلیج فارس در گرو نقش‌آفرینی ایران است

چین آمریکا را عامل وضع فعلی در تنگه هرمز می‌داند

سفر وزیر خارجه کشورمان به پکن دقیقاً در میانه یک آتش‌بس شکننده و درگیری‌های دریایی انجام می‌شود. از منظر شما به عنوان یک دیپلمات که ساختار تصمیم‌گیری چین را می‌شناسد، پذیرش این سفر در این مقطع خاص توسط پکن، چه پیامی درباره عمق و نوع نگاه چین به روابط با تهران در شرایط بحران دارد؟

چین به عنوان نخستین شریک تجاری ایران، روابط ویژه‌ای با کشورمان دارد و بر اساس برنامه همکاری ۲۵ ساله، دامنه این روابط بسیار گسترده است. دیدار مقامات عالی‌رتبه دو کشور در فواصل زمانی مختلف، چه به صورت گفت‌وگوهای تلفنی و چه دیدارهای حضوری، امری لازم و ضروری است.

سفر وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز هر چند از پیش برنامه‌ریزی شده بود، انجام آن در شرایط کنونی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چرا که با توجه به وضعیت منطقه غرب آسیا، به‌ویژه تحولات تنگه هرمز و سفر آتی دونالد ترامپ به چین، موضوعات مهمی در دستور کار مذاکرات آقای عراقچی با مقامات چینی قرار خواهد داشت.

حدود یک‌سوم نفت و گاز چین از تنگه هرمز عبور می‌کند. در ادبیات دیپلماتیک چین، مفهومی به نام «خطوط قرمز عملگرایانه» وجود دارد. آیا به باور شما، اختلال پایدار در تنگه هرمز می‌تواند از یک «دغدغه اقتصادی» به یک «خط قرمز امنیتی» برای پکن تبدیل شود که چین را مجبور به دخالت میدانی یا دیپلماتیکِ سخت‌تر کند؟

چینی‌ها عامل وضعیت به‌وجود آمده را تجاوز غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران می‌دانند و معتقدند پیش از این اقدامات نظامی، منطقه شاهد چنین تنش‌هایی نبوده است. لذا موضع پکن بر حل‌وفصل موضوع بر اساس طرح‌های پنج‌ماده‌ای و چهارماده‌ای خود استوار است.

در همین راستا، چین تلاش‌های دیپلماتیک گسترده‌ای انجام داده و از ظرفیت خود در سازمان ملل متحد، از جمله وتوی قطعنامه‌ علیه ایران، استفاده کرده است.

با توجه به اینکه چین در حال حاضر ریاست دوره‌ای شورای امنیت سازمان ملل را بر عهده دارد، قطعاً از این ظرفیت بهره خواهد برد و پیش‌بینی می‌شود این موضوع در سفر آقای دکتر عراقچی نیز مورد بحث قرار گیرد.

قاعدتاً جمهوری اسلامی ایران مشکلی با تردد کشتی‌های چینی در منطقه ندارد و این امر با توجه به قراردادهای متعدد فی‌مابین در بخش‌های مختلف، می‌تواند با هماهنگی ایران انجام شود. تأکید می‌کنم که عامل اصلی بی‌ثباتی، تجاوزات و حضور غیرقانونی آمریکا در منطقه است.

برای چینی‌ها محرز شد که امنیت خلیج فارس در گرو نقش‌آفرینی ایران است

روابط ایران و چین دارای پایه‌های مستحکم ژئوپولیتیک و سیاسی است

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، طی دو هفته آینده به چین سفر می‌کند. سفر وزیر خارجه پیش از این دیدار بسیار کلیدی است. آیا پکن در این شرایط می‌تواند به یک «میانجی واقعی» یا «ترجمه‌کننده منافع» بین تهران و واشنگتن تبدیل شود، یا اینکه چین بیشتر تلاش می‌کند در دیدار با ترامپ، از این تنش‌ها برای منافع تجاری خود (مثل کاهش تعرفه‌ها) استفاده کند؟

شرایط سفر کنونی ترامپ با دفعات پیشین که به تعویق افتاد، کاملاً متفاوت است. در گذشته وضعیت تنگه هرمز بدین صورت نبود؛ اما اکنون اقتدار نظامی ایران در این منطقه به عنوان یک امتیاز بسیار قوی در مذاکرات با طرف چینی محسوب می‌شود.

روابط ایران و چین صرفاً اقتصادی نیست، بلکه دارای پایه‌های مستحکم ژئوپلیتیک و سیاسی است.در مورد رویکرد چین باید توجه داشت که موضوعات بسیار گسترده‌ای تحت عنوان «منافع حیاتی» میان پکن و واشنگتن مطرح است؛ مسائلی نظیر تایوان، امنیت دریای چین جنوبی و رقابت‌های تجاری.

بعید می‌دانم چینی‌ها در این زمینه صرفاً به تراز روابط خود با آمریکا بنگرند. روابط ایران و چین صرفاً اقتصادی نیست، بلکه دارای پایه‌های مستحکم ژئوپلیتیک و سیاسی است. تحلیل روابط این سه کشور تنها بر اساس تراز تجاری، آدرس غلط دادن و دور شدن از واقعیت است.

آقای شی جین‌پینگ بارها اعلام کرده‌اند که پکن در هرگونه شرایط و تحولات مثبت یا منفی بین‌المللی، روابط خود را با ایران ادامه خواهد داد. با توجه به اختلافات عمیق چین و آمریکا در حوزه‌های مختلف و نگاه پکن به ایران به عنوان یک متحد دوست و باثبات، دور از ذهن است که موضوع ایران مورد معامله قرار گیرد.

باید چینی‌ها را در جریان تحولات منطقه و مذاکرات با آمریکا قرار دهیم

در شورای امنیت و مجامع بین‌المللی، چین تا کجا حاضر است برای ایران سنگ تمام بگذارد؟ شما سابقه به عنوان نماینده ایران کار از نزدیک با پکن را داشتید. ملاحظه های چین در این خصوص چیست؟

چین روش خاص خود را در موضوعات بین‌المللی دارد. برای نمونه، آن‌ها نسبت به مباحث هسته‌ای و عدم اشاعه حساسیت‌های خاص خود را دارند. در مورد اقدامات علیه ایران، در قطعنامه نخست به دلایلی چین و روسیه رأی ممتنع دادند، اما در قطعنامه دوم که حملات علیه ایران شدیدتر و ناعادلانه‌تر بود، از حق وتو استفاده کردند.

معتقدم ما باید در حوزه بین‌الملل تعاملات بیشتری با چینی‌ها داشته باشیم و آن‌ها را در جریان تحولات منطقه و حتی مذاکراتی که با طرف‌های آمریکایی صورت می‌گیرد، قرار دهیم.

یکی از انتظارات همیشگی پکن، مطلع شدن از روند روابط ایران و آمریکا بوده است؛ چرا که متأسفانه در بخشی از بدنه فکری چین این تصور وجود دارد که ایران از رابطه با چین به عنوان ابزاری علیه آمریکا استفاده می‌کند و این عدم قطعیت، معضلی در روابط دو کشور است. ما باید با اطمینان‌بخشی به طرف چینی تبیین کنیم که حتی در صورت تنش‌زدایی با غرب، روابط راهبردی تهران و پکن در همان سطح عالی باقی خواهد ماند.

جنگ و تهدیدات دریایی، صادرات نفت ایران را هدف قرار داده است. با توجه به فشارهای ثانویه آمریکا، چین چگونه می‌تواند در این شرایط بحرانی، مکانیزم‌های مالی و بانکی جدیدی برای تداوم خرید نفت ایران و انتقال درآمدهای ارزی بدون ریسک تحریم، عملیاتی کند؟

سازوکارهای مالی و خرید نفت از سال‌های گذشته ایجاد شده و موضوع جدیدی نیست؛ ما در تمام سال‌های تحریم، نفت خود را صادر و نیازهای کشور را تأمین کرده‌ایم. اخیراً نیز سخنگویان وزارت خارجه و وزارت بازرگانی چین (MOFCOM) صراحتاً تحریم‌های آمریکا علیه پنج پالایشگاه این کشور را رد کرده و بر تداوم فعالیت آن‌ها تأکید نموده‌اند.

چین همواره با تحریم‌های فراسرزمینی آمریکا تحت عنوان “Long Arm Jurisdiction” (صلاحیت فرامرزی) مخالفت کرده و معتقد است قوانین داخلی یک کشور نباید به سایر کشورها تعمیم یابد.

امروزه برای چینی‌ها محرز شده که امنیت خلیج فارس در گرو نقش‌آفرینی ایران است. آن‌ها می‌دانند که برای هرگونه رابطه پایدار با کشورهای منطقه، باید با ایران به عنوان تأمین‌کننده اصلی امنیت وارد گفت‌وگو شوند. در واقع یک نوع رابطه متقابل وجود دارد: ایران امنیت انرژی چین را در منطقه تضمین و چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، امنیت روابط اقتصادی ایران را تأمین می‌کند.

چین می‌تواند ضامن توافق عدم تعرض ایران و کشورهای منطقه باشد

چین میانجی احیای رابطه ایران و عربستان سعودی بود. در این جنگ تحمیلی شاهد بودیم که استفاده امریکا از حریم زمینی و هوایی عربستان در روزهای ابتدایی جنگ چالش هایی را در رابطه تهران و ریاض ایجاد کرد. فکر می کنید چین همچنان از پتانسیل کافی برای کمک به کاهش تنش از رابطه ایران با همسایگان در منطقه خلیج فارس برخوردار است؟

چینی‌ها از طریق اندیشکده‌ها و مقامات خود طرحی را تحت عنوان «پیمان عدم تعرض» (Non-Aggression Pact) میان ایران و کشورهای خلیج فارس مطرح کرده‌اند؛ مشابه مدلی که میان چین، شورای همکاری خلیج فارس و آسه-آن وجود دارد.

به نظر می‌رسد این طرح پس از پایان بحران فعلی قابل اجرا باشد و چین نیز می‌تواند با توجه به تجربه موفق میانجی‌گری میان ایران و عربستان، تضمین‌کننده این پیمان باشد. این ایده به صورت یک ساختار سه‌جانبه شامل ایران، شورای همکاری خلیج فارس و چین قابل مذاکره است.

برخی معتقدند حضور مستقیم چین در مذاکرات ایران و آمریکا می‌تواند باعث موفقیت مذاکرات و ارائه تضمین‌های صلح شود. آیا این دیدگاه را صحیح می‌دانید؟

در حال حاضر میانجی منتخب ما کشور پاکستان است که روابط بسیار ویژه‌ای موسوم به «اتحاد آهنین» با چین دارد. در واقع فعالیت‌های دیپلماتیک فعلی پاکستان با تسهیل‌گری طرف چینی در حال انجام است. معتقدم استفاده از همین ظرفیت می‌تواند کارگشا باشد.

ورود مستقیم چین به بحث میانجی‌گری در شرایط فعلی شاید کمی دیر باشد و نیازمند زمینه‌های خاصی است؛ با این حال، ما باید از قدرت چین برای تقویت مذاکراتی که از طریق پاکستان دنبال می‌شود، بهره ببریم.

پاکستان به عنوان همسایه‌ای مسلمان و دوست، نقش مؤثری دارد و چنانچه نیاز به تضمین‌های بین‌المللی قدرتمند باشد، چین می‌تواند آن را فراهم کند.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *