به گزارش خبر ۲۴؛ از آنجا که «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا در سخنان اخیر خود تا این حد با شور و حرارت نگران تمامیت سازمان ملل متحد شده است، شایسته است حقایق و اصولی را که منشور بر آنها استوار است به او یادآوری کنیم: ایالات متحده و اسرائیل، دو قدرت دارای سلاح هستهای، با نقض بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد که تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر دولت را ممنوع میکند، یک حمله مسلحانه غیرقانونی علیه ایران آغاز کردند. ایران در چارچوب دفاع از خود، با محدود کردن عبور و مرور از تنگه هرمز به این اقدام پاسخ داد. هرگونه قطعنامه شورای امنیت که این اقدام دفاعی را محکوم کند اما علت ریشهای را نادیده بگیرد، اساساً معیوب خواهد بود.
۱- چنین قطعنامهای یک استاندارد دوگانه آشکار در حقوق بینالملل را پاداش میدهد، چرا که قواعد را بهصورت گزینشی علیه قربانی تجاوز اعمال میکند و در عین حال برای متجاوزان مصونیت قائل میشود. منشور ملل متحد منوی رستوران نیست که دولتهای قدرتمند بتوانند تعهدات خود را از آن انتخاب کنند. نادیده گرفتن استفاده اولیه و غیرقانونی از زور و در عین حال مجازات پاسخ دولت هدف، نشان میدهد شورا نه بهعنوان مجری حقوق بینالملل، بلکه بهعنوان ابزاری برای اجرای مغرضانه و گزینشی عمل میکند.
۲- چنین قطعنامهای همچنین به تجاوز پاداش میدهد و دفاع مشروع را مجازات میکند. ماده ۵۱ منشور بهصراحت حق ذاتی دفاع فردی یا جمعی را در صورت وقوع حمله مسلحانه محفوظ میدارد. اقدام ایران نیز یک تدبیر دفاعی ضروری در برابر دو قدرت نظامی بیپروا بود. محکوم کردن این اقدام دفاعی ایران در برابر حمله مسلحانه غیرقانونی آمریکا و اسرائیل در حالی که نسبت به حمله اولیه سکوت اختیار میشود، منطق منشور را وارونه میکند؛ قربانی را مجازات میکند، از متجاوزان حمایت میکند و مهاجمان آینده را تشویق میکند که ابتدا حمله کنند و سپس پاسخ را جرمانگاری نمایند.
۳- در نهایت، چنین قطعنامهای اصول بنیادین سازمان ملل متحد را نیز نقض میکند. دیباچه منشور و بند ۱ ماده ۱ سازمان را ملزم میکند «مطابق با اصول عدالت و حقوق بینالملل» عمل کند، و بند ۱ ماده ۲ بر برابری حاکمیتی همه اعضا تأکید دارد.
برخورد با مهاجمان دارای سلاح هستهای بهعنوان موجوداتی فراتر از قانون و در عین حال نکوهش قربانی، هم با عدالت و هم با برابری در تضاد است. این امر شورا را از حافظ منشور به تسهیلکننده سیاست قدرت تبدیل خواهد کرد و مشروعیت سازمان ملل متحد را بیش از پیش مخدوش میسازد.
بهطور خلاصه، حمایت از این قطعنامه یا رأی دادن به آن، به نهادینهسازی استاندارد دوگانه، تشویق تجاوز و تسریع فرسایش نظم حقوقی پس از ۱۹۴۵ خواهد انجامید. در واقع جای این پرسش هست که آیا این نتیجه تصادفی است یا عامدانه؛ چرا که با کارنامه افرادی مانند روبیو – که کارنامه و خاستگاه ایدئولوژیکشان حاکی از یک نگاه خفتآلود به سازمان ملل متحد و نظم حقوقی منشور است – کاملاً همخوانی دارد.

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟